یاقوت سرخ با سلام. در این وب مطالبی رو که فکر میکنم مفید هست قرار میدم. البته از نظرات شما هم استفاده خواهم کرد.امیدوارم لحظات خوبی رو در وب خودتون بگذرونید. استفاده از مطالب وبلاگ بلا مانع است. ** از انتخاب شما صمیمانه سپاسگزارم ** tag:http://eshop2007.mihanblog.com 2019-09-23T03:43:55+01:00 mihanblog.com فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم 2 2011-02-03T16:25:46+01:00 2011-02-03T16:25:46+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/210 مصطفی پاک نیت برای مطالعه ی قسمت اول از بخش هفتم کلیک کنیدC) پیشگویی دیگر نوستراداموس که به 11 سپتامبر ارتباط داده می شود، پیشگویی زیر است:(287)در سایت های اینترنتی فراوانی، قطعه ی فوق را به عنوان یکی از پیشگویی های 11 سپتامبر معرفی کرده اند. نکته ی جالب این که در سایت های  مذکور،  مصرع  دوم  قطعه ی  فوق،  عمداً  غلط  ترجمه شده  است.  بدین ترتیب  که  در  این  سایت ها  عبارت  فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) را برای مطالعه ی قسمت اول از بخش هفتم کلیک کنید


C) پیشگویی دیگر نوستراداموس که به 11 سپتامبر ارتباط داده می شود، پیشگویی زیر است:(287)



در سایت های اینترنتی فراوانی، قطعه ی فوق را به عنوان یکی از پیشگویی های 11 سپتامبر معرفی کرده اند. نکته ی جالب این که در سایت های  مذکور،  مصرع  دوم  قطعه ی  فوق،  عمداً  غلط  ترجمه شده  است.  بدین ترتیب  که  در  این  سایت ها  عبارت  فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) را به صورت عبارت انگلیسی (.Will cause the towers around the New City to shake)  ترجمه کرده اند که معنی فارسی آن چنین است: ( (لرزش زمین) سبب خواهد شد تا برج های اطراف شهر جدید بلرزند.). اما همان طور که در بالا  دیدیم، عبارت فرانسوی (.Fera trembler autour de Cité neufue) به صورت عبارت انگلیسی (Will cause tremors around the New City. ( ترجمه می گردد که معنی فارسی آن چنین است: ( (لرزش زمین) سبب لرزش در اطراف شهر جدید خواهد شد.). نکته ی جالب این که در قطعه ی سانتوری نوستراداموس و ترجمه ی صحیح آن، اصلاً کلمه ی برج (Tower)  وجود ندارد و به نظر می رسد که سایت ها ی اینترنتی تحت اختیار ماسون ها به صورت عمدی و مغرضانه کلمه ی برج را در ترجمه ی خود به کار برده اند.(288)

نکته ی دیگر این که  منظور  از  شهر جدید  در  قطعه ی  مذکور سانتوری های  نوستراداموس،  شهر  نیویورک  نیست؛  بلکه  منظور  از  آن،  یکی  از  دو  شهر  (Villeneuve-sur-Lot)  در  فرانسه  و  یا  شهر (Villanova d'Asti) در ایتالیا می باشد.(
289)

از سوی دیگر در مصراع اول این قطعه، ذکر شده است که آتش از مرکز زمین، سبب لرزش شهر جدید می شود؛ حال آن که در 11 سپتامبر، هواپیما ها از آسمان باعث خرابی برج های سازمان تجارت جهانی شدند که این مسأله نیز دروغ بودن ادعاهای سایت های مذکور را نشان می دهد.


 
D) در مورد 11 سپتامبر، پیشگویی های جعلی نیز وجود دارند که اصلاً نوستراداموس  در  کتاب های خود به  آن ها  کوچکترین  اشاره ای  هم نکرده است. نمونه ای از این پیشگویی ها را در زیر می بینید(290):



پیشگویی فوق، کاملاً جعلی بوده و نوستراداموس حتی کوچکترین اشاره ای به آن نکرده است. پیشگویی مذکور در E-Mail ها و سایت های بسیاری آمده است، اما نه در سانتوری ها وجود دارد و نه در سایر کتب نوستراداموس. جالب تر این که سال سرودن این قطعه، سال 1645 ذکر شده است؛ این در حالی است که نوستراداموس در یک قرن پیش از آن تاریخ زندگی می کرده و در سال 1654 در حدود 150 سال سن داشته است!(291)
 

E) یکی دیگر از پیشگویی های جعلی منتسب به نوستراداموس را نیز در زیر می بینید:(292)

]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش هفتم 2011-02-03T16:23:17+01:00 2011-02-03T16:23:17+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/209 مصطفی پاک نیت « فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هفتم »ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی  19 – استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی: میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و  اهل  فرانسه  بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.( 266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست  بوده است.(267)  در کتاب هایی که « فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هفتم »

ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

 19 – استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و  اهل  فرانسه  بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.( 266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست  بوده است.(267)  در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.

میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.
میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛  زیرا  که  وی،  افراد  بسیاری  را  در  سراسر  جهان و در  طول  تاریخ  فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده  و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور  ما  از « فریبکارترین  پیشگوی  تاریخ »  این  نیست  که  همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال،  شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند( 268) و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)

از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی  دستگاه  جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش ششم 2 2011-01-06T13:53:25+01:00 2011-01-06T13:53:25+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/208 مصطفی پاک نیت  عکس راست: تصویری از دشت هرمجدون در اسراییل, که هر ساله مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد. عکس چپ: نبرد کذایی آرماگدون در تخیل یک نقاش اوانجلیکال نکته ی عجیب در مورد جنگ کذایی آرماگدون این که، این جنگ از سوی بهاییان نیز مورد توجه واقع شده است. این فرقه ی ضاله که ارتباط آن با شبکه ی جهانی فراماسونری در بخش های قبلی این مقاله اثبات شد، نبردی را که در سال 1918 (نزدیک پایان جنگ جهانی اول)، در سرزمین « مجدو » واقع در فلسطین اشغالی بین ارتش بریتانیا و امپراطوری عثمانی روی دا
 عکس راست: تصویری از دشت هرمجدون در اسراییل, که هر ساله مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد. عکس چپ: نبرد کذایی آرماگدون در تخیل یک نقاش اوانجلیکال

 عکس راست: تصویری از دشت هرمجدون در اسراییل, که هر ساله مورد بازدید گردشگران قرار می گیرد.
عکس چپ: نبرد کذایی آرماگدون در تخیل یک نقاش اوانجلیکال


نکته ی عجیب در مورد جنگ کذایی آرماگدون این که، این جنگ از سوی بهاییان نیز مورد توجه واقع شده است. این فرقه ی ضاله که ارتباط آن با شبکه ی جهانی فراماسونری در بخش های قبلی این مقاله اثبات شد، نبردی را که در سال 1918 (نزدیک پایان جنگ جهانی اول)، در سرزمین « مجدو » واقع در فلسطین اشغالی بین ارتش بریتانیا و امپراطوری عثمانی روی داد و به پیروزی بریتانیا انجامید را جنگ معروف آرماگدون می دانند و آن را تقدیس می کنند؛ چرا که این نبرد موجب شد تا دست عثمانیان از عبدالبها (یکی از رهبران بهاییت) کوتاه شود و وی بتواند از مجازات اعدامی که برایش در نظر گرفته شده بود، بگریزد.(236)

بعد از ذکر مطالب فوق درباره ی آرماگدون، خاطر نشان می شویم که نبرد آرماگدون، همان نبرد قرقیسیای روایات اسلامی نیست. بعضی از محققین مسلمان، به اشتباه آرماگدون و نبرد قرقیسیا را یکی می دانند، در حالی که این طور نیست و این بینش خطرناک است و به  اعتقادات  و  اهداف  اوانجلیکال ها،  صهیونیست ها  و  فراماسونها  مشروعیت می بخشد.

آرماگدون نبردی است که در نزدیکی حیفا و در اسرائیل (البته بنا بر تبلیغات صهیونیست ها) انجام می شود،(237) در حالی که نبرد قرقیسیا، بنا بر احادیث و روایات بسیاری از ائمه، نبردی است که در منطقه ای در شمال شرقی سوریه، جنوب ترکیه و شمال غربی عراق و با هدف تصاحب گنجی که فرات آن را نمایان کرده (نفت؟)، انجام می شود. نبرد قرقیسیا، بین گروه های شر انجام می شود و جنگی است که خداوند برای از بین بردن ظالمان قرار داده تا همدیگر را از بین ببرند(238) و در روایات اسلامی، توصیه شده که مسلمانان بالاخص شیعیان در این جنگ دخالت نکنند. مقایسه ی بسیار خوبی به قلم آقای حمید محمدی، در مورد این  دو  جنگ  صورت  گرفته  است  که  خلاصه ی  آن  را  در  جدول  زیر  ملاحظه می فرمایید:(239)



ویژگیها و اوصاف

نبرد قرقیسیا

واقعه آرماگدون

1.1 موقعیت جغرافیایی

منطقه ی مرزی عراق، ترکیه و سوریه

20 مایلی  جنوب  شرقی  حیفا   در بیت المقدس

1.2 منابع پیشگویی

روایات اسلامی متعدد وصریح در کتب فریقین

تفسیرهای بی مبنا از یک عبارت از کتاب مقدس

1.3 نحوه  ی جنگیدن

درگیری با سلاح های روز و کشته های بسیار

جنگ بزرگ هسته ای با تعداد کشته ی غیر قابل باور

1.4 انگیزه ی رویارویی

درگیری برای تصاحب ثروتی که زیر فرات بوده 

جنگ میان دو سپاه موسوم به حق و باطل!

 

1.5 زمان جنگ

5 ماه قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام

در آستانه ی ظهور  حضرت  مسیح علیه السلام

 پس از بازسازی معبد سلیمان و تولد گوساله ی سرخ موی

1.6 طرفین درگیر

مجموعه ای از حكام جاه طلب و حریص

(سفیانی, ترکها و رومیان (شاید روسهاو غربیان) و سپاهی از مصر)

دو سپاه خیر و شر؛ یهودیان و حامیان مسیحی

کفار(=کمونیستهای روسیه , چین و کوبا)،

مشرکان (= اعراب و شیعیان ایران) و سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان صهیونیست آمریکا)

 

1.7 پیروز میدان

سفیانی

سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان صهیونیست آمریکا)

1.8 تعداد کشته ها

صد یا چهارصد هزارنفر (اختلاف در روایت)

چند میلیون نفر+ 3/2 میلیون یهودی

1.9 سرانجام کشته ها

حمله ی جانوران برای خوردن لاشه ی مردگان

دفن همه ی مردگان به مدت 7 ماه

1.10 زمینه سازی

نمی خواهد.

همه  ی  قوای   مسیحیان صهیونیست برای زمینه سازی  مورد  استفاده  قرار می گیرد.

1.11 عوارض باور به ...

بی تاثیر در زندگی امروز

حمله به عراق, افغانستان, لبنان، سوریه و شاید ایران ...

 

1.12 میزان احتمال وقوع

با توجه به انتساب به روایات سفیانی: زیاد

داستانی ساختگی با احتمال وقوع صفر

و پایان ماجرا

ادامه ی فعالیتهای سفیانی (اشغال عراق وعربستان و ...)

ظهور حضرت مسیح (ع)

           

البته اگر بخواهیم آرماگدون را با روایات اسلامی مقایسه کنیم، این نبرد بیشتر شبیه « فتنه ی روم » است، نه «قرقیسیا ». هر چند که آرماگدون با« فتنه ی روم » نیز اختلافات فاحشی دارد و مقایسه ی این دو نبرد که یکی دروغین و تبلیغاتی است (آرماگدون)، و دیگری جنگی واقعی است (فتنه ی روم)، کاری عبث خواهد بود.

« فتنه ی روم » نبردی است که بر طبق روایات، پس از پیمان شکنی روم (آمریکا و متحدانش) با حضرت مهدی (عج) در می گیرد. بدین صورت که رومیان با وساطت حضرت مسیح (ع)، با حضرت مهدی (عج) پیمان صلح می بندند، اما بعد از  2  یا  3  سال  پیمان  خویش  را  می شکنند  و  به  جنگ  با  مسلمانان می پردازند.(240)  این نبرد که از آن با عنوان « فتنه ی روم » یاد می شود، با نبرد دروغین آرماگدون تفاوت های چشمگیری دارد که مهمترین آن ها عبارتند از:

1 – در آرماگدون محل نبرد بنا بر ادعای صهیونیست ها، دشت هرمجدون است، اما در فتنه ی روم، محل نبرد مطابق روایات، منطقه ای بین صور (در لبنان) تا عکا (در فلسطین) می باشد.(241)

2     – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای و عمدتاً بر عهده ی نیروهای زمینی است، اما در فتنه ی روم مطابق روایات، علاوه بر نیروهای زمینی، نیروهای هوایی و دریایی نیز نقش مهمی دارند و حتی نقش نیرو های دریایی دشمن بسیار برجسته است.(242) (این مطلبی است که با شرایط امروزه ی جهان بسیار مطابقت دارد.

3     – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند، اما در فتنه ی روم روایات اسلامی، حضرت عیسی (ع) در ابتدا نقش میانجی صلح را ایفا کرده و پس از پیمان شکنی رومیان نیز به لشکر مسلمانان پیوسته و به عنوان یکی از سرداران حضرت مهدی (عج)، به جنگ با ارتش روم می پردازند.(243)

بنابراین همان طور که ملاحظه کردید، فتنه ی روم روایات اسلامی، شباهت چندانی با جنگ دروغین آرماگدون ندارد

از دیگر جنگ هایی که ممکن است شبیه به نبرد آرماگدون به نظر آید، جنگ حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) با دجال است. جنگ مذکور گر چه به احتمال زیاد در فلسطین روی می دهد، اما تفاوت های اساسی با آرماگدون دارد. بعضی از این تفاوت ها عبارتند از:

1 – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای است؛ اما نبرد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) با دجال، لزوماً هسته ای نیست.

2 – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند؛ اما در فتنه ی دجال، حضرت عیسی (ع) به عنوان یکی از یاران بزرگ حضرت مهدی (عج) در نبرد با دجال شرکت کرده و حضرت مهدی (عج) آن ملعون را می کشند؛ البته بنابر برخی  روایات،  حضرت عیسی (ع)  به  نیابت  از  حضرت مهدی (عج)  دجال  را می کشند.(244) با توجه به این که در قسمت های قبلی مقاله ذکر کردیم که فراماسونری و خدمتگزار همیشگی اش (صهیونیسم) به احتمال زیاد دجال آخرالزمان هستند، به نظر می رسد که صهیونیست ها و بسیاری از یهودیان،  در سپاه دجال و در لشکر  مقابل  حضرت عیسی (ع)  قرار  داشته باشند، نه در رکاب ایشان. این مطلب، دقیقاً بر خلاف ادعای صهیونیست ها در رابطه با حضرت عیسی (ع) و نقش ایشان در آرماگدون است.

3 – بنا بر ادعای صهیونیست ها، « لشکر شر » در آرماگدون، اهالی کشور های  ایران، روسیه، چین، کوبا و کشورهای عربی می باشند؛(245) اما در روایات اسلامی ما  درباره ی  نبرد  با  دجال  و  سایر  نبردهای  دوران  ظهور حضرت مهدی (عج)، از انسان های  مومن  و  معتقد  به  ولایت  حضرت ولی عصر (عج)، به خصوص اهالی خراسان (ایرانی ها) و سپاهیان یمانی، به عنوان لشکریان  « سپاه خیر »  نام برده شده است.(246)  این مسأله،  کاملاً بر خلاف ادعای صهیونیست ها در رابطه با سپاهیان خیر و شر در آرماگدون است.

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، قضیه ی نبرد حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) با دجال، شباهت چندانی با نبرد آرماگدون مورد ادعای صهیونیست ها ندارد.
 

با توجه به مطالب گفته شده درمی یابیم که ما مسلمانان، نباید روایات اسلامی را به آرماگدون ارتباط بدهیم؛ زیرا از یک سو نبرد دروغین آرماگدون به هیچ جنگی در روایات اسلامی شباهت ندارد و از سوی دیگر نیز اگر ما آرماگدون را (در حالی که نبرد واقعی نیست) به رسمیت بشناسیم، به نقشه ی شیطانی ماسون ها مشروعیت می بخشیم.   

همان طور که ملاحظه فرمودید، تبلیغ جنگ دروغین آرماگدون، از اهمیت بسیاری برای دستگاه فراماسونری و خدمتگزاران آن (صهیونیست ها) برخوردار است. به همین دلیل، آن ها از طرق مختلف به تبلیغ این جنگ دروغین پرداخته اند که از آن جمله می توان به تأسیس کمپهای نوانجیلی، ساخت بازیهای کامپیوتری آخرالزمانی، فیلم ها و... اشاره کرد. در ادامه ی بحث، ما به چند نمونه از آن ها اشاره می نماییم:

1 – بازی کامپیوتری (Left Behind) که اخیراً وارد بازار شده است، نمونه ای از تلاش های ماسون ها و صهیونیست ها در جهت انجام اهداف آخرالزمانی است.  در این بازی،  شخصی  که در  نقش  قهرمان  داستان،  ایفای نقش می کند، عضو یک گروه نوانجیلی به نام گروه محنت می شود و باید سربازانی  برای  لشکر  حضرت مسیح (ع)  فراهم  کند  و  برای  آرماگدون زمینه سازی نماید.(247) (البته در این بازی، سازمان ملل  که  برای  صلح؟!  تلاش  می کند  و  مانع  فعالیت های  جنگجویان صلیبی  (یاران مسیح) می شود؟!، به عنوان  سازمانی  که  زیر  نظر  دجال فعالیت می کند، معرفی می گردد؛ هر چند که قبلاً اثبات کردیم که سازمان ملل، کاملاً در راستای اهداف فراماسون ها و صهیونیست ها فعالیت می کند و در اصل یک سازمان ماسونی است).

در فیلم تبلیغاتی این بازی، حرکت های شیطنت آمیزی مشاهده می شود. برای مثال در صحنه ای که بازگشت حضرت مسیح (ع) را به زمین نشان می دهد، ساعت شنی که نماد حضرت مسیح (ع) است، در آمریکا و در محل خرابه های برج های دو قلوی تجارت جهانی نیویورک به زمین فرود می آید. در واقع با این کار، سازندگان و حامیان بازی مذکور، خواسته اند تا حادثه ی ساختگی 11 سپتامبر را به عنوان زمینه ساز بازگشت مسیح معرفی کنند و به دنبال  این  مسأله،  مسلمانان  را  که  در  ظاهر  بانیان حادثه ی 11 سپتامبر بودند؟!، به عنوان پیروان دجال معرفی نمایند. ((نعوذبالله) در تبلیغات آن ها، حضرت مهدی (عج) دجال است.)

در صحنه های دیگر فیلم تبلیغاتی این بازی، صحنه هایی از تخریب شهرهای بزرگ آمریکا و اروپا از جمله نیویورک، لندن، پاریس و ... به چشم می خورد. همانگونه که مستحضر هستید، بنابر تبلیغات موذیانه ی کشورهای غربی، بمب گذاری شهر های اروپا از جمله بمب گذاری شهر لندن به دست مسلمانان انجام گرفت.(248)  با توجه به این  مطلب،  به  نظر می رسد که هدف سازندگان این فیلم تبلیغاتی از نشان دادن صحنه های مربوط به تخریب شهرهای اروپا و آمریکا، القای این مطلب بوده است که مسلمانان که همواره؟! در شهرهای اروپا و آمریکا بمب گذاری می کنند؟!، دشمنان کشورهای غربی و پیروان دجال هستند!

با توجه به توضیحات فوق، درمی یابیم که در پس ظاهر جذاب بازی کامپیوتری (Left Behind)، افکار شیطانی نهفته است و هدف از ساخت آن، بدنام ساختن مسلمانان، و توجیه جنگ های آخرالزمانی فراماسونری (به رهبری آمریکا) علیه کشورهای اسلامی می باشد.

برای دانلود فیلم تبلیغاتی این بازی، اینجا کلیک کنید:



2– کشور ماسونی آمریکا در راستای اجرای اهداف آخرالزمانی، و به منظور تأمین سرباز برای ایجاد حکومت شیطانی، کمپ های نوانجیلی در سراسر این کشور تأسیس کرده است که در این کمپ ها به شست و شوی مغزی کودکان پرداخته و به بهانه ی بازگشت مسیح (ع)، آن ها را ترغیب به شرکت در ارتش آمریکا در دوران جوانی می نمایند. مسئولین این کمپ ها، حتی به جای استفاده از عبارت ارتش آمریکا، از عبارت ارتش خدا (یا ارتش مسیح) استفاده می کنند؛ زیرا به ادعای آنان، ارتش آمریکا ارتشی است که برای بازگشت مسیح (ع) تلاش می کند. در مورد یکی از این کمپ ها که  از  بقیه  فعال تر  است  و  کمپ عیسی  یا  (Jesus Camp)  نام  دارد، فیلم های مستند بسیاری تهیه شده است که بعضی از آن ها در این بخش از مقاله مورد بررسی قرار می گیرند:

]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش ششم 2011-01-06T13:49:36+01:00 2011-01-06T13:49:36+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/207 مصطفی پاک نیت به نام خدا         « فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش ششم » تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانیدر قسمت های قبلی مقاله، تا حدود زیادی با ماهیت پلید فراماسونری و خصوصیات شیطانی این دجال احتمالی آخرالزمان، آشنا شدیم. در این قسمت مقاله به تمهیداتی که این تشکیلات پلید، برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی از آن ها بهره جسته است، اشاره می نماییم.تمهیداتی که فراماسونری برای رسیدن به اهداف خود مورد استفاده قرار داده است، عب
به نام خدا
       

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش ششم »

تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی


در قسمت های قبلی مقاله، تا حدود زیادی با ماهیت پلید فراماسونری و خصوصیات شیطانی این دجال احتمالی آخرالزمان، آشنا شدیم. در این قسمت مقاله به تمهیداتی که این تشکیلات پلید، برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی از آن ها بهره جسته است، اشاره می نماییم.

تمهیداتی که فراماسونری برای رسیدن به اهداف خود مورد استفاده قرار داده است، عبارتند از:

1 – تلاش برای بدست گیری قدرت سیاسی همه ی کشورهای جهان.
 
امروزه سران قدرتمند در اکثر کشورها، یا بخشی از تشکیلات فراماسونری هستند و یا تحت تأثیر کشور های ماسونی قرار دارند. این مطلب در مورد کشورهای خاورمیانه مانند ترکیه، عراق، عربستان و ... نیز صدق می کند. برای مثال در ترکیه لژها و مجلات ماسونی همچون « معمار سینان » علناً فعالیت می کنند(209) و بسیاری از سیاستمداران این کشور نیز ماسون می باشند.(210) همچنین در ماه May سال 2007 (سال جاری) فراماسونرهای عراقی جشن تأسیس اولین لژ خود را برگزار کردند.(211) کشورهایی مثل عربستان نیز که لژ ندارند، عملاً تحت سیطره ی کشورهای ماسونی مانند آمریکا و اسراییل قرار دارند. به جرأت می توان گفت که تنها کشوری که در مقابل تشکیلات شیطانی فراماسونری ایستادگی کرده و به عنوان بزرگترین دشمن فراماسونری به شمار می رود، ایران اسلامی است. لازم به ذکر است که در کنار ایران، مجاهدان حماسه ساز لبنانی و فلسطینی نیز قرار دارند، اما حکومت کشورهای مذکور در دست مجاهدان نیست.  البته  در  ایران  زمان پهلوی،  تعداد زیادی از نخست وزیران،  فراماسون بوده اند. مانند: امیر عباس هویدا که بییشترین مدت نخست وزیری را داشته و شریف امامی که استاد اعظم فراماسونری بوده است.(212) ارتباط محمد رضا پهلوی نیز با فراماسونری بسیار زیاد بوده است.(213) بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور اسلامی ما از لوٍث وجود این تشکیلات شیطانی پاک شده است.

2 – ایجاد دو کشور قدرتمند آمریکا و اسراییل به عنوان دو بازوی سیاسی و نظامی مهم که قبلاً مفصلاً به آن ها اشاره کردیم.

در بخش های قبلی این مقاله ذکر کردیم که سازمان ملل متحد با فریب افکار عمومی و در قالب شعار ایجاد صلح و ثبات در جهان، فعالیتهای خود را در جهت منافع فراماسونری انجام می دهد. در مورد ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری، شواهد بسیار زیاد و محکمی وجود دارد که ما به بخشی از آن ها اشاره کردیم. علاوه بر شواهد مذکور، اگر به جهت گیری های سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان در طی سال های قبل توجه کنیم، به حرکت های موذیانه ی  سازمان ملل متحد  در  جهت اجرای  اهداف  ماسونی  پی می بریم. حرکت های موذیانه ی سازمان ملل متحد به نحوی است که حق مسلم ایران را برای رسیدن به فناوری صلح آمیز هسته ای کتمان می کند، اما حتی کوچکترین تنبیهی برای آمریکا و اسراییل به دلیل داشتن سلاح های هسته ای در نظر نمی گیرد؛ این مثال و مثال های دیگری از جمله عملکرد ضعیف شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال تهاجم اسراییل به فلسطین اشغالی و لبنان و نیز صدها نمونه ی دیگر از این قبیل، نشان می دهد که سازمان ملل متحد  نیز  بخشی  از  تشکیلات  شیطانی  فراماسونری  بوده  و بازیچه ی سردمداران این تشکیلات می باشد.

3 – ایجاد سازمان ملل متحد به عنوان یک دستگاه ماسونی.
4 – تلاش برای انتشار شعار New world order  یا (نظم نوین جهانی).

این شعار که در مهر ماسونی آمریکا نیز درج شده است و یکی از قدیمی ترین مشهورترین شعارهای فراماسونری است،  اخیراً توسط جرج بوش پسر و قبلاً توسط پدر او بارها و بارها عنوان شده(214) و سازمان ملل متحد نیز این شعار را سر لوحه ی خود قرار داده است. فرمان دنیای جدید یا نظم نوین جهانی، فرمان یا نظمی است که ماسون ها قصد دارند آن را با ایجاد یک امپراطوری جهانی شیطانی، پیاده کنند. از نظر ماسون ها این فرمان نهایتاً توسط منجی شیطانی آن ها (Antichrist) که شخصی قدرتمند از بین خود ماسون ها است، اجرا خواهد شد.


5 – نفوذ در ادیان الهی و تلاش برای انحراف پیروان آنها.

فراماسون ها که ادیان الهی را بزرگترین دشمن خود می دانند، با نفوذ در ادیان، قصد تخریب آنها  را هم از درون و هم از بیرون دارند. آن ها به روش های گوناگون در ادیان مختلف نفوذ کرده اند که در بخش های قبلی  این  مقاله،  مفصلاً  به آن ها پرداختیم. مهمترین این روش ها به طور خلاصه عبارتند از:


           ← طیف Shriner                                              ← واتیکان

اسلام ← فرقه های عرفانی نوپا                      مسیحیت  ← بعضی از فرقه های پروتستان

           ← بهاییت                                                      ← اوانجلیکال ها
                                                                 
یهودیت ← اکثر یهودیان (بالاخص صهیونیست ها و ساکنان اسراییل)

 

6 – استفاده از وسائل ارتباط جمعی برای ایجاد جنگ روانی  و  نیز  انحراف  فکری  و فرهنگی جوامع و رواج فحشا.


7 – ساخت و حمایت از هالیوود.

ماسون ها و یهودیان صهیونیست از ساخت و حمایت از هالیوود، چند هدف عمده داشته اند(215)  که مهمترین آن ها عبارتند از:
1 – ترویج فساد و فحشا از طریق فیلم های مبتذل و الگو برداری جوانان از هنرپیشگان فاسد فیلم های هالیوودی.


2 – بزرگنمایی قدرت های شیطانی در فیلم های هالیوودی. (همان گونه که می دانیم، از نظر اسلام، شیطان از جنس جن و یکی از بندگان خداست که به سبب مخالفت با خواست خدای متعال، از درگاه خدا رانده شده است؛ بنابراین این موجود خبیث هیچ قدرتی ندارد. اما در فیلم های هالیوودی، شیطان بسیار پر قدرت بوده و نعوذبالله قدرتی مشابه خداوند دارد (برای مثال در فیلم ارباب حلقه ها). گر چه در فیلم های هالیوودی لشکر خیر غالباً پیروز می شود، اما این فیلم ها در دل بسیاری از بینندگان ترس ایجاد کرده و آن ها را از قدرت کذایی شیطان می ترساند. به نظر می رسد که این ترفند فیلم های هالیوودی برای آینده ای نه چندان دور در نظر گرفته شده، و هدف از این ترفند، این بوده است که بعد از تشکیل حکومت جهانی شیطانی ماسون ها، افراد مومن اندکی که در جوامع وجود دارند، با ترس از قدرت شیطانی ماسون ها، در برابر آن ها تسلیم شوند.)

1 – ترویج فساد و فحشا از طریق فیلم های مبتذل و الگو برداری جوانان از هنرپیشگان فاسد فیلم های هالیوودی. 3 – ساخت فیلم هایی که در آن ها مسلمانان و به خصوص ایرانیان، تروریست معرفی شده اند. (این حرکت موذیانه بعد از واقعه ی ساختگی 11 سپتامبر، سرعت گرفته و امروزه در اکثر فیلم های هالیوودی، مسلمانان با چهره ای خشن و خونخوار معرفی شده اند.)

8 – مبارزه با اسلام که دشمن اصلی آنها می باشد.

در بین مسلمانان، شیعیان به دلیل برخورداری از فرهنگ عاشورایی و مهدوی، بیشتر مورد تهاجم فراماسونری واقع شده اند و در بین شیعیان نیز، شیعیان ایران به دلیل بهره مندی از حکومتی مقتدر و نیروی نظامی توانمند، و شیعیان لبنان نیز به علت برخورداری از سپاهیان قدرتمند حزب الله، بیش از همه آماج حملات تبلیغاتی دستگاه های ماسونی قرار گرفته اند.
 

 9 – حمایت از گروه های شیطان پرست، همجنس باز و سکولار به عنوان سربازان خط مقدم خود.

مقام های بالای گروه های فراماسونری، افرادی به ظاهر شیک و مودب هستند و لباسهای تمیز و آراسته دارند، ولی گروه های شیطان پرست و همجنس باز حتی در ظاهر هم از انسانیت خارج می شوند و به غلط این تصور به وجود می آید که هیچ ارتباطی بین آنها و فراماسونرها وجود ندارد. در صورتی که همان افراد به ظاهر شیک و تمیز، از این گروه های شیطان پرست حمایت می کنند و شیطان پرستان و همجنس بازان، سربازان خط مقدم فراماسونرها هستند؛ البته لازم به ذکر است که بعضی از افراد گروه های مذکور، از ارتباط بین سران این گروه ها و فراماسونری خبر ندارند و به صورت غیرمستقیم، نقشه های فراماسونری را اجرا می کنند.
 

 10 – ترویج فساد و حمایت از گروه های موسیقی مبتذل.
 
این حرکت فراماسونری نیز با دو هدف عمده شکل گرفته است:

1 – کشاندن جوانان غربی به فساد و دوری آنان از دین و سیاست.

2 – کشاندن جوانان مسلمان به فساد و از بین بردن اراده ی آنان در مقابله با استکبار. (مشابه این اقدام در قرون اولیه ی اسلامی توسط مسیحیان اروپا انجام شد و نتیجه ی آن، فساد اخلاقی مسلمانان اندلس (اسپانیا) و خارج شدن این سرزمین از دست مسلمانان بود.)(216)


 11 – تشویق به نگرش افراطی پیرامون علم.

قبلاً ذکر شد که نگرش  افراطی پیرامون  علم،  از سوی  فراماسون ها  و  جهت پر کردن خلاء حاصل از  کنار  گذاشته شدن  معنویت  ترویج  می گردد.  در  واقع ماسون ها که تعداد بسیار زیادی از آن ها در زمره ی دانشمندان برجسته نیز قرار دارند، تلاش می کنند تا علم را به عنوان یگانه وسیله ای که می تواند انسان را به سعادت برساند، معرفی کنند. این ترویج افراطی را می توان با کمی تفکر تشخیص داد.

برای مثال در علوم پزشکی و بیولوژی، انتشار بسیاری از مقاله ها در سطح دنیا بی فایده بوده و بسیاری از آن ها مقالاتی هستند که مشابهشان به سهولت یافت می شود. همچنین تحقیقات فراوانی وجود دارند که در آن ها عملاً اصول اخلاق انسانی و اخلاق پزشکی رعایت نمی شوند، و هدف از آن ها فقط کسب امتیاز علمی است (از جمله بعضی تحقیقات مربوط به  روان پزشکی  و  علوم اعصاب  که  بعضاً  در  لابراتوار های  پنهانی  انجام می شوند). همچنین با وجود پیشرفت های زیادی که انجام شده است، وضعیت بهداشتی جهان نه تنها بهتر نشده، بلکه گاهی بدتر نیز شده است، زیرا اتکا بر علم و دوری از مذهب، بلای جان انسان ها شده است. (برای مثال امروزه دیگر آبله ریشه کن شده است، اما انسان های زیادی بر اثر ابتلای به ایدز می میرند.)

از سوی دیگر، تشویق به نگرش افراطی پیرامون علم از سوی کشورهای ماسونی، اهداف دیگری را نیز دنبال می کند. بدین ترتیب که با مشغول نگاه داشتن افراطی ذهن دانشجویان و دانشمندان در تحقیقات علمی و کاستن از وقت فراغت آن ها، اجازه ی فکر کردن به مسایلی همچون مذهب، اجتماع، اوضاع سیاسی جهان و ... را به این قشر پویا و فعال نمی دهند و با این کار اجازه نمی دهند که این افراد به مسایلی همچون وضعیت برادران و همنوعان خود در فلسطین، عراق، آفریقا و... فکر کنند.

البته باید این مطلب را ذکر کرد که ادیان آسمانی و به خصوص اسلام، ارزش زیادی برای علم و علم آموزی قایلند(217) و انسان ها را به فراگرفتن آن، بسیار تشویق می کنند؛ اما در هر حال، علم را معبود انسان و تنها وسیله ی او برای رسیدن به رستگاری  نمی دانند  و  انسان  را  تشویق به  رسیدن  به  کمال  در همه ی زمینه ها می نمایند.

 12 – ترویج افراطی ورزش ها، بالاخص فوتبال.

ورزش مورد قبول همه ی افراد است و فوائد آن بر کسی پوشیده نیست. حتی ادیان آسمانی نیز، انسان را به ورزش کردن تشویق کرده اند.(218) ولی آنچه که امروزه دیده می شود، باز هم ترویج بی حد و اندازه ی ورزش بالاخص فوتبال، آن هم در سطح حرفه ای است.  در  واقع  دستگاه  شیطانی  فراماسونری  با حمایت های فراوان مالی خود از گردانندگان بسیاری از تورنمنت های معتبر ورزشی، افکار انسان ها را از اعمال شیطانی خویش منحرف کرده و در سایه ی این  رویدادهای  ورزشی،   به  اجرای پروژه های  خطرناک  آخرالزمانی  خود می پردازد. آنچه که مؤید این مطلب است، همزمانی جام جهانی فوتبال 2008 با حمله ی اسرائیل به نوار غزه می باشد!؟(219)

13 – تلاش برای تخریب مسجد الاقصی که به منظور ساخت معبد کذایی سلیمان در محل این مسجد مقدس صورت می گیرد و قبلاً  به صورت مفصل به آن اشاره کردیم.



 

14 – ایجادتفرقه بین ملت ها به خصوص کشورهای اسلامی، که نمونه هایی از آن را در عراق شاهد هستیم.

15 – اشغال عراق (بابل) که در جهت اهداف آخرالزمانی ماسون ها انجام گرفت.

16 – ترویج مذاهب افراطی انجیلی.

در سال های اخیر، با حمایت دولت ماسونی آمریکا، حرکت های فزاینده ای در جهت  ترویج  مذاهب  افراطی  انجیلی  (از جمله تعالیم اوانجلیکالی)  شکل گرفته است.

در داخل آمریکا، حادثه ی ساختگی 11 سپتامبر، زمینه را برای رشد دیدگاه های افراطی انجیلی فراهم ساخت(220) و بعد از واقعه ی مذکور، با  تلاش  پنهان نهاد های ماسونی، تعداد پیروان تعالیم اوانجلیکالی رشد چشمگیری یافت و با افزایش تعداد پیروان این فرقه، عملاً تعداد حامیان اسراییل فزونی یافت.

در خارج از آمریکا نیز با حمایت دولت ماسونی آمریکا، شبکه های ماهواره ای اوانجلیکالی به زبان های مختلف شروع به فعالیت کردند. حتی دامنه ی نفوذ این فعالیت های موذیانه به قلمرو فارسی زبانان نیز کشیده شد که افتتاح شبکه ی ماهواره ای « محبت » به زبان فارسی از آن جمله است.(221)

این شبکه متأسفانه تا حدودی به اهداف خود رسیده و عده ای از ساده لوحان را فریب داده است که البته جمعیت بسیار ناچیزی می باشند.(222) بدین ترتیب که جمعیت اندکی در نواحی مختلف شهر تهران و حتی بعضی روستاها مسیحی نوانجیلی شده اند.  البته  اکثریت  این  افراد  از  طبقات  فقیر جامعه بودند و به  دلیل  کمک های  مالی  موسسات  مخفی  نوانجیلی  تغییر  مذهب داده اند. هرچند که افراد ابله و هوسران دیگری نیز هستند که به دلایلی همچون سهل انگاری مسیحیت در مورد شرابخواری  و ...  به  صورت  پنهانی  مسیحی  نوانجیلی  شده اند.  (برای مثال، نگارنده ی این سطور، در اتوبوس به صورت اتفاقی با یکی از این افراد مواجه شده، و شخص مذکور که از طبقه ی اجتماعی پایین بوده است، دلیل نوانجیلی شدن خود را همراهی مراسم دعای اوانجلیکالی با رقص و موسیقی ذکر نموده است؟! لازم به ذکر است که شخص مذکور (که هیچ نام و نشانی نیز از خود ارایه نکرد)، نحوه ی آشنایی خود با تعالیم اوانجلیکالی را مشاهده ی مراسم دعای همراه با رقص اوانجلیکال ها، در شبکه ی ماهواره ای « محبت » ذکر کرده بود.)

متأسفانه دامنه ی این تبلیغات،حتی به شهر مشهد مقدس نیز رسیده است و کتابچه های نوانجیلی در این شهر به دست زایران داده شده است. بدین ترتیب که در دی ماه و بهمن ماه  سال  1385 شمسی،  کتابچه ای  16 صفحه ای با عنوان  « اسم او عجیب خواهد بود »، به دست افراد ناشناس در پایانه های مسافربری و مکانهائی که زائران تردد می کنند، توزیع شد. نکته ی مهم این که در پشت جلد این کتابچه،  قسمت هایی از انجیل یوحنا (انجیلی که بیش از بقیه ی انجیل ها مورد تأیید اوانجلیکال ها و صهیونیست های مسیحی است)، چاپ شده بود که مردم را دعوت به مسیحیت می نمود.(223)

البته  خوشبختانه  به  دلیل  عشق  فراوان  مردم  ایران  به  اسلام،  قرآن  و  معصومین (ع)، حرکت های تبلیغاتی مسیحیت نوانجیلی در ایران با شکست  مواجه  شده است؛ هر چند این مسأله به معنای این نیست که ما برنامه ریزی برای مقابله با این حرکت ها را فراموش کنیم.

در  حال  حاضر،  حرکت های  تبلیغاتی  مسیحیت نوانجیلی،  بیش  از  همه  در جمهوری های تازه استقلال یافته ی شوروی سابق، با موفقیت جریان دارد.(224) علت این مسأله نیز  فقر  اکثریت جمعیت این  کشور ها  است،  که  موجب شده است  تا سازمان های نوانجیلی  در  قالب  کمک های  مالی  و  اقدامات بشر دوستانه؟!  به  تبلیغ  عقاید  افراطی  خود  بپردازند.  این  مسأله  نشان می دهد که یکی از مهمترین راه های مقابله با این حرکت های شیطانی، مبارزه با فقر است و برای مبارزه با این حرکت ها، مسئولین کشورهای اسلامی باید به حل معضلات اقتصادی و اجتماعی نیز اهتمام ورزند.

17 – تبلیغ جنگ هسته ای کذایی آرماگدون.

آرماگدون یکی از حربه های مجمع ماسونی جهانی است که از آن برای فریب مسیحیان و همراه کردن آنها با خود، استفاده  می کند.

آرماگدون،  جنگی  هسته ای  است که  طبق  ادعای  اوانجلیکال ها  و صهیونیست های یهودی، در دشت آرماگدون (هرمجدون) که در شمال اسرائیل و نزدیک شهر حیفا (اطراف مدار 33 درجه) واقع شده است، رخ خواهد داد. از نظر صهیونیست های مسیحی و یهودی، این جنگ بین دو سپاه خیر (یهودیان و مسیحیان معتقد!؟) و سپاه شر (ایران، روسیه، سوریه، و سایر کشورهای مسلمان؟!) در می گیرد و در آن، سپاه خیر به رهبری حضرت مسیح(ع) پیروز می گردد. با این پیروزی، حکومت 1000 ساله ی مسیح آغاز می گردد و یهودیان باقیمانده نیز مسیحی می شوند!(225)

تبلیغ آرماگدون، مورد استقبال اسرائیلی ها و اوانجلیکالها (حدود %25  جمعیت آمریکا یا 80 میلیون نفر) قرار دارد و به عنوان توجیهی برای لزوم وجود اسرائیل تلقی می شود. برای مثال، در زمان مذاکره ی عرفات و اسحق رابین با اسرائیل جهت صلح؟! و تعیین حد و مرز بین اسراییل و تشکیلات خودگردان فلسطین، مخالفت های زیادی در داخل آمریکا و اسراییل به وجود آمد و خواسته ی مخالفان این بود: نباید مرزهای اسرائیل تغییر کند، زیرا اسراییل کنونی کشوری است که میزبان آرماگدون و مسیح (ع) خواهد بود؟!(226) (نکته ی مهم این که بسیاری از اندیشمندان، دلیل قتل اسحاق رابین در آن زمان را نارضایتی صهیونیست های افراطی از مذاکره ی صلح بیان می کنند.)(227)

اما چرا می گوییم که این جنگ ساختگی بوده و وجود خارجی ندارد؟

برای بررسی بهتر این مسأله، قبل از هر چیز باید کمی پیرامون انجیل های موجود و محتویاتشان بحث کنیم. انجیل های موجود در بین مسیحیان، مستقیماً سخنان خدا به حضرت عیسی (ع) نیستند و همانند قرآن مجید به طور کامل شامل سخنان الهی نمی شوند، بلکه از دو قسمت عهد عتیق (بخشی که عمدتاً از تورات و کتب پیامبران بنی اسراییل گرفته شده است) و عهد جدید (که روایت حواریون از زندگی حضرت عیسی (ع) است) تشکیل شده است. بخش عهد جدید که بیشتر مورد توجه مسیحیان است، زندگی حضرت عیسی (ع) را از دیدگاه حواریون بیان می کند و سخنان خداوند با حضرت عیسی (ع) را به صورت غیر مستقیم در داخل روایات زندگی حضرت عیسی (ع) آورده است. از بین  انجیل های  متعددی  که  وجود  داشته  است،  چهار انجیل لوقا (Luke)، مرقس (Mark)،  متی (Matthew)  و  یوحنا (John)  توسط کلیسا مورد تأیید می باشند.(228) (البته این تأیید کلیسا به این معنی نیست که این انجیل ها واقعاً بهترین انجیل ها هستند.)

در بین انجیل های نامبرده، ضعیف ترین انجیل مربوط به یوحنا (John) می باشد؛ به نحوی که بنا به گفته ی بسیاری از علما و محققین مسیحی، این انجیل دستخوش اضافات، حذفیات و تغییرات زیادی شده است. همچنین آشفتگی ها و تناقضات فراوانی در متن آن به چشم می خورد. در همین زمینه، به مطلبی که از چند سایت مسیحی و چند سایت تحقیقی پیرامون مسیحیت، اقتباس شده است، توجه فرمایید:(229)


« بسیاری از محققان  منتقد  دریافته اند  که  انجیل چهارم (انجیل یوحنا)، نشانه هایی از اضافه شدن، کاسته شدن و تغییرات جدی ساختاری دارد که نشان می دهد نوشتن آن، یک پروسه ی طولانی داشته است:
(امروزه به صورت آزادانه پذیرفته شده است که انجیل چهارم، قبل از این که به شکل نهایی خود تبدیل شود، تحت یک تکامل پیچیده قرار گرفته است.)

 مقدمه ای بر انجیل یوحنا، انجیل جدید بیت المقدس
مطلبی که از یک سایت مسیحی اقتباس شده و در آن به اضافات, کاستی ها و تغییرات ساختاری جدی انجیل یوحنا اشاره شده است

مطلبی که از یک سایت مسیحی اقتباس شده و در آن به اضافات, کاستی ها و تغییرات ساختاری جدی انجیل یوحنا اشاره شده است          

بخشی  از  کتاب  انجیل یوحنا  (که  انجیل   ضعیفی   است)،  مکاشفات  یوحنا (The Revelation)  می باشد که این قسمت بنا بر ادعای خود مسیحیان، مربوط به مکاشفات یوحنا می باشد و به زندگانی حضرت عیسی (ع) ارتباطی ندارد.  بخش مکاشفات انجیل یوحنا،  آکنده از عبارات و کنایات و استعاره های  فراوان است و متن سنگینی دارد که در این  متن،  به  بررسی  وقایع  آخرالزمان  پرداخته شده است.(230)

کلمه ی  آرماگدون (هرمجدّون=Magiddo)،  فقط  در  مکاشفات یوحنا (باب 16، آیه ی 16) وجود دارد و در هیچکدام از انجیل های دیگر، و حتی در قسمت های اصلی انجیل یوحنا  نیز  یافت  نمی شود.(231)  در  باب 16  کتاب  مکاشفات  یوحنا  چنین آمده است:(232)

 

» And  he  gathered  them  together  into  a place  called in the  Hebrew Armageddon  tongue. «
                                                                                    

                                                                                               John: Revelation (16:16)

 

« او (خدا)  آن ها  را  در  محلی  که  به عبری  (مجدّو)  خوانده می شود،  جمع  خواهد کرد. » 


با توجه به مطالب فوق، می توان دریافت که عده ای از بنی اسراییل که شیطان بر افکارشان مسلط  بود،  در  طول  تاریخ  به  تحریف  گسترده ی  انجیل ها  دست زده اند و بیش از همه، تلاش خود را بر انجیل یوحنا متمرکز کرده اند؛ تا جایی که بسیاری از محققین مسیحی نیز خود به این دستکاری ها اذعان دارند. از آن جا که اولین شیطنت ها در جهت تحریف شریعت حضرت موسی (ع)، از زمان  وفات  آن  حضرت  و  یا  حتی  در  زمان  حیات  ایشان (همانند قضیه ی  گوساله ی  سامری)  به  دست  پیروان  تعالیم  ماسونی – کابالایی  شکل گرفت،(233)  به نظر می رسد که تحریف تورات و انجیل ها (به خصوص انجیل یوحنا)  نیز به دست پیروان همین فرقه صورت گرفته است.

یهودیان کابالیست (شکل دهندگان تعالیم ماسونی کابالا)، که فراگیری تعالیم شیطانی و سحر و جادوگری را اختیار کردند، از همان ابتدا در فکر تأسیس یک حکومت شیطانی بودند؛ برای این منظور، آن ها با دستکاری های وسیع در تورات  در  ابتدا  و  سپس  انجیل ها (به خصوص انجیل یوحنا)  در  طول  تاریخ، فعالیت هایی را که قصد داشتند برای ساختن یک کشور اسراییلی بی دین انجام دهند، به صورت آیات تحریف شده در کتب مقدس مذکور، گنجاندند. فراماسون ها که وارث خلف کابالیست ها بودند، از میراث شوم و شیطانی که کابالیست ها برایشان به ارمغان گذاشته بودند، نهایت استفاده را کرده و از آن ها در جهت رسیدن به اهداف آخرالزمانی خود بهره بردند؛ بدین ترتیب، آن ها از تحریفات انجیل های مختلف، به خصوص انجیل ضعیف یوحنا استفاده کرده، و با استفاده از مکاشفات یوحنا تلاش کردند تا مسیحیان را بفریبند و آن ها را با خود همراه کنند.

امروزه فراماسونرها، با تبلیغ نبرد کذایی آرماگدون تلاش دارند تا مردم آمریکا و اسراییل و دیگر نقاط جهان را با خود همراه کنند و به آن ها بقبولانند که قبل از بازگشت مسیح (ع)، باید اسراییل وجود داشته باشد و معبد سلیمان ساخته شود. با این حربه، آن ها سعی می کنند تا با تلاش اوانجلیکال ها و یهودیان صهیونیست، به هدف خود برسند و بعد از ساخت معبد سلیمان و تشکیل حکومت جهانی شیطانی، مسأله ی بازگشت مسیح را به فراموشی سپارند.

نکته ی مهم در مورد اوانجلیکال ها،  این  که  عده ی  زیادی  از  آن ها  واقعاً  فریب خورده اند و به این مسأله اعتقاد پیدا کرده اند که مسیح (ع) با همان شرایطی که در مکاشفات یوحنا ذکر شده است، باز می گردد، ولی سردمداران اوانجلیکال ها که بسیاری از آن ها با فراماسونری واضحاً ارتباط دارند، با فریب به آنها القا کرده اند که برای ظهور مسیح (ع) باید اسرائیل نیل تا فرات تشکیل شود و ...

بدین ترتیب می توان گفت که اکثر جمعیت اوانجلیکال ها فریب خورده اند و مقصر اصلی در این مسایل، رهبران مذهبی آن ها هستند که به دلیل ارتباط قوی با فراماسونری،(234)  در لباس مذهب به جنگ با خدا برخاسته اند و عده ی زیادی را با فریبکاری، با خود همراه ساخته اند. این فریبکاری تا بدان حد فراگیر شده است که امروزه جهانگردان و توریستهای بی شماری از دشت آرماگدون دیدن می کنند(235) که این مطلب نشان دهنده ی توفیق این سیاست در آمریکا و اسراییل می باشد.

لازم به ذکر است که ترویج مسیحیت نوانجیلی در ایران و کشورهای دیگر نیز دسیسه ای است که فراماسونرها برای تبلیغ آرماگدون و آماده سازی افکار عمومی برای این جنگ، از آن استفاده می کنند تا به خیال خام خود در این جنگ، آخرین بارقه های امید مسلمانان و سایر خداپرستان آزاده را خاموش نمایند.
]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش پنجم - قسمت دوم 2010-12-13T17:51:21+01:00 2010-12-13T17:51:21+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/206 مصطفی پاک نیت همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است. 6 – دجال از مادری یهودی زاده می شود. در روایات ذکر شده در مورد دجال، بیان شده است که وی از مادری یهودی زاده شده و اصلیتی یهودی دارد.(172)  این مطلب نیز انطباق دجال را بر  فراماسونری نشان می دهد.همان گونه که در ابتدای مقا

همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است.



6 – دجال از مادری یهودی زاده می شود.

در روایات ذکر شده در مورد دجال، بیان شده است که وی از مادری یهودی زاده شده و اصلیتی یهودی دارد.(172)  این مطلب نیز انطباق دجال را بر  فراماسونری نشان می دهد.

همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است.

بدین ترتیب می توان گفت که این توصیف ذکر شده در روایات درباره ی دجال،  مطابقت زیادی با خصوصیات فراماسونری دارد.
 

7 – زنا زادگان،  شراب خواران،  آواز خوانان،  شیطان ها  و  یهودیها  از  پیروان  دجال هستند.(173)

به نظر نمی رسد که این مطلب نیاز به توضیح داشته باشد! زیرا که در قسمت های مختلف مقاله به این مطلب اشاره شده است که فراماسونری، مهمترین و قویترین حامی گروه های شیطان پرست، فاسد و ... و قویترین پشتیبان یهودیان صهیونیست است. گروه های مذکور نیز متقابلاً از فراماسونری حمایت کرده و سربازان خط مقدم آن به شمار می روند. از این مسأله نتیجه می شود که توصیف فوق درباره ی دجال، با ویژگی های فراماسونری مطابقت دارد.


8 – خورشید با او سیر می کند.

حضرت علی (ع)  در  پاسخ  به  سوال  یکی   از  یارانشان  درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... و تسیر معه الشمس ... »(174)

« ... و خورشید با او سیر می کند ... »

همان گونه که از متن حدیث پیداست، این روایت نمی تواند بر یک انسان یا موجود زنده دلالت کند. زیرا از یک سو موجود زنده ای وجود ندارد که بتواند همواره و بدون خستگی با خورشید سیر کند. از سوی دیگر،  کسی که دایماً در حال سیر با خورشید است، نمی تواند به فریبکاری مردم بپردازد و اعمال خود را انجام دهد. (همچون دجال)

چنین تعبیری، احتمالاً برای بیان وسعت عملکرد دجال به کار رفته است و منظور از آن، این است که دجال در تمام نقاط دنیا فعالیت می کند. برای فهم بهتر این مطلب، به یک ضرب المثل معروف انگلیسی توجه فرمایید:

« در امپراطوری بریتانیا، خورشید هیچ گاه غروب نمی کند. »(175)

مفهوم این ضرب المثل این است که امپراطوری بریتانیا به قدری وسیع است که اگر در انگلستان (مرکز بریتانیا) خورشید غروب کند، در یکی از  مستعمره هایش  خورشید طلوع خواهد کرد!

امروزه نیز آمریکا و انگلیس (کشور های ماسونی) دراکثر نقاط دنیا یا مستعمره دارند و یا پایگاه نظامی احداث کرده اند. با این اوصاف تلویحاً خورشید در آن ها غروب نمی کند! پس می توان گفت که این کشور ها همواره با خورشید سیر می کنند و خورشید را همیشه خواهند دید.

با توجه به مطالب فوق، می توان گفت که توصیفات ذکر شده در روایت مذکور درباره ی دجال، مطابقت زیادی با اوصاف فراماسونری دارد.


9 – ادعای نبوت و در آخر ادعای خدایی می کند.

در احادیث اسلامی و روایات پیرامون دجال چنین آمده است که وی ادعای نبوت و پیامبری می نماید؛ علاوه بر این در روایات ذکر شده است که دجال حتی پا را از این گستاخی فراتر می گذارد و (نعوذ بالله) ادعای خدایی نیز می نماید.

از جمله احادیثی که به ادعای نبوت دجال اشاره می نماید، حدیث زیر از پیامبر گرامی اسلام (ص) است:

« لاتقوم الساعة حتى یخرج المهدى من ولدى، و لا یخرج المهدى حتى یخرج ستون كذاباً كلهم یقولون: أنا نبى. »(176)

« قیامت بر پا نمی شود تا وقتی كه  مهدی (عج)  از فرزندانم ظهور كند و مهدی (عج) قیام نمی كند تا وقتی كه شصت دروغگو خروج كنند که هر کدام می گویند: من پیامبرم. »

همچنین احادیث دیگری نیز وجود دارند که در آن ها ذکر شده است که دجال ادعای خدایی می کند. از جمله ی این احادیث می توان به حدیث زیر از حضرت علی (ع) اشاره کرد:

« ... ینادی بأعلى صوته یسمع ما بین الخافقین، من الجن و الانس و الشیاطین، یقوم:  إلیّ أولیائی؛   أنا الذی  خلق  فسوى،  و  قدر  فهدى؛   أنا ربكم الاعلى ... »(177)

« ... (دجال) با صدای بلند خود چنان ندا درمی دهد که از مشرق تا مغرب، جن و انس و شیاطین صدای او را می شنوند؛ او می گوید: « بسوی من بیایید ای دوستان من؛ منم آن کسی که آفرید و سپس همه چیز را معتدل و متناسب کرد و روزی هر کسی را تقدیر نمود و همه را به یافتن آن راهنمایی کرد؛ من پروردگار بلند مرتبه ی شما هستم ... »

بدین ترتیب ملاحظه فرمودید که یکی از خصوصیات مهم دجال این است که در ابتدا ادعای نبوت نموده و سپس ادعای خدایی می نماید. نکته ی مهمی که می توان در این رابطه به آن اشاره کرد، این است که توصیف مذکور که درباره ی دجال بیان شده است، انطباق زیادی با ویژگی های فراماسونری دارد.

رهبران و سردمداران فراماسونری در جهان امروز، ادعاهای گزاف بسیاری دارند. عده ای از آن ها خود را به عنوان منجی انسان ها دانسته و تلویحاً ادعای پیامبری می نمایند. بسیاری از آن ها نیز پا را از این فراتر نهاده و با اعمال خود سعی دارند تا خود را هم سطح ذات اقدس خداوندی جلوه دهند. آن ها با این اعمال قصد دارند تا به خیال خام خود، خداوند را به سخره بگیرند و بدین ترتیب گامی در جهت یکی از اهداف مهم فراماسونری (که همانا حذف اعتقادات مذهبی انسان ها است)، بردارند. برای درک بهتر این مطلب، چند مثال را در این زمینه ذکر می نماییم:

از مهمترین و برجسته ترین افرادی که در دستگاه فراماسونی دنیای امروز، مشغول خدمت در جهت اهداف این تشکیلات شیطانی است، شخص جرج بوش رییس جمهور آمریکا است.  وی که به دلیل خدمات زیاد و تبحر کافی  در گروه  مخفی و شیطانی (Skull & Bones)، ملقب به (Magog) بوده است،(178) در حال حاضر رهبری سیاسی فراماسونری را پذیرفته است.

نکته ی جالب این که جرج بوش بارها در جملات خود  عبارتی  را  به  کار  برده است که تلویحاً با آن ها « ادعای نبوت » کرده است. مثال زیر، یک نمونه از این ادعاها است:

نویسنده ی اندونزیایی در مقاله‌ای با عنوان  « رییس جمهوری آمریكا  و  صدایی  از آسمان »  نوشت:

« بوش در دیدار با محمود عباس اعلام كرده است: از جانب  خدا  به ریاست جمهوری آمریكا انتخاب شده است، از جانب  خدا  به  وی  دستور  حمله  به القاعده و صدام حسین داده شده است و از جانب خدا از وی خواسته شده است تا به حل بحران خاورمیانه كمك كند. »(179)

همچنین وی پا را فراتر نهاده و به طور غیر مستقیم از طریق  دستگاه  تبلیغاتی  خود  ادعای   خدایی  نیز  کرده  است.  این  مسأله  تا  آن  جا  پیش رفته است که  طرفداران  ابله  وی،   او   را   تجلی  خدا ( حضرت مسیح (ع) )  می دانند! (در مسیحیت  تحریف  شده، سه ذات خداوندی وجود دارد: پدر (خدا)،        پسر ( عیسی (ع) )، و روح القدس).(180)

در رابطه با « ادعای خدایی » جرج بوش، می توان به مثال های زیر اشاره کرد:

1 – یکی از طرفداران جرج بوش (که همواره به جمهوریخواهان رأی داده است)، در انتخابات سال 2004 میلادی (اواخر دوره ی اول ریاست جمهوری بوش) و در هنگام  انتخاب  وی  برای  دومین  بار،  درباره ی جرج بوش می گوید:

(181)« .This is the very first time I felt God was in the White House »

  (August 11, 2004, The New york Times)                
 
« این اولین بار است که احساس می کنم خداوند در کاخ سفید بود. »

2 – جرج بوش در بین گروهی از اوانجلیکال ها،  به عنوان « تجلی خدا » پرستش می شود.

در فیلم زیر که از یک کمپ انجیلی به نام « کمپ عیسی : Jesus Camp » اقتباس شده است، ملاحظه می گردد که تعدادی از کودکان، به پای عکس  جرج بوش  افتاده اند و یک صدا می گویند: « !This is the picture of God = این عکس خداست! ».  البته منظور آنها از خدا، حضرت مسیح (ع) است؛  چرا که آنها مسیح را فرزند خدا، و جرج بوش را تجلی مسیح (ع) می دانند. زیرا آن ها اعتقاد دارند که جرج بوش با حمله به عراق و حمایت فراوان از اسراییل، زمینه را برای  بازگشت  مسیح  آماده  کرده است.(182)

برای دانلود فیلم، اینجا کلیک کنید: (ترجمه ی فیلم در بخش قبلی ارایه شده است.)

دانلود فیلم
مثال هایی که ذکر  شدند،  بخش  کوچکی از گزافه گویی ها و ادعاهای  سران فراماسونری می باشد.  به دلیل طولانی شدن مبحث، از ارایه ی مثال های  بیشتر در این رابطه خودداری می کنیم .

البته لازم به ذکر است که حتی اگر مثال های فوق را درباره ی فراماسونری نادیده بگیریم، شواهد دیگری نیز هستند که نشان می دهد تشکیلات فراماسونری، امروزه ادعای نبوت و خدایی می کند. برای مثال، سردمداران فراماسونری همواره از دموکراسی و آزادی سخن می گویند و از این الفاظ به عنوان ابزاری برای کشورگشایی  و  اشغالگری، بهره می برند.   آن ها  ادعا می کنند که کشورهای جهان باید برای زیستن در صلح و رفاه، به نظم نوین جهانی (New World Order) و دموکراسی غربی اقتدا کنند و این دو پدیده ی شوم را به عنوان پیام آور صلح و پیامبر عصر جدید بپذیرند.

علاوه بر ادعای نبوت، تشکیلات فراماسونری ادعای خدایی نیز می کند. بدین ترتیب که خود را در نظر مردم جهان، قادر بر هر کاری نشان می دهد و به دلیل در اختیار داشتن مراکز علمی و قدرت تکنولوژیکی، ادعا می کند که توانایی رسیدن به هر خواسته ای را دارد. از سوی دیگر این تشکیلات شیطانی، خود را معیار حق می داند (نه خداوند متعال)، و اعمال ملت ها را مطابق با خواست خود می سنجد. نمونه ای از این ادعا ها را می توانیم در سخن جرج بوش (یکی از سردمداران فراماسونری)  بیابیم  که درباره ی جنگ  علیه  تروریسم!  گفت: « کشورها در جنگ علیه تروریسم، یا با ما هستند یا علیه ما. »(183)

بدین ترتیب با توجه به مطالب گفته شده، درمی یابیم که فراماسونری نیز همانند  دجال  ذکر شده  در  روایات  اسلامی،  ادعای نبوت و ادعای خدایی می کند. این مطلب نیز یکی دیگر از شواهدی است که فراماسونری را بر دجال منطبق می نماید. 

 10 – دجال داخل دریاها می گردد و زمین زیر پای او درنوردیده می شود.

حضرت علی (ع)  در  پاسخ  به  سوال  یکی   از  یارانشان  درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... یخوض  البحار  و  تسیر  معه  الشمس  ......  تطوى  له  الارض  منهلاً منهلاً ... »(184)

« ... وارد دریاها می شود و خورشید با او سیر می کند ...... زمین در زیر پاهایش درنوردیده می شود ... »

با توجه در متن روایت فوق، در می یابیم که توصیفات ارایه شده درباره ی دجال، مطابقت چندانی با ویژگی های یک انسان ندارد؛ بلکه این توصیفات بیشتر بر ابزار تکنولوژیک یک تشکیلات دلالت دارد.

در واقع با توجه در روایت فوق، به این نتیجه دست می یابیم که توصیفات مذکور، با ویژگی های فراماسونری و ابزارهای تکنولوژیک آن تطابق زیادی دارد. به عبارت دیگر، هواپیما، تانک، زیردریایی و کشتی های مختلف جنگی، ابزارهایی هستند که  تشکیلات جهانی فراماسونری  از آن ها برای بسط سلطه ی خود بهره می گیرد و این ابزار ها، با توصیفات روایت مذکور مطابقت زیادی دارند:

« ... وارد دریاها می شود (زیر دریایی ها و کشتی ها)  و خورشید با او سیر می کند  ......  زمین  در  زیر  پاهایش   درنوردیده   می شود (تانک ها  و هواپیما ها) ... »

فراماسونری دجال آخرالزمان، توپ، تانک، کشتی، هواپیماهای جنگنده بمب افکن

دجال داخل دریاها می گردد و زمین زیر پای او درنوردیده می شود.

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، تشکیلات فراماسونری با روایت اسلامی مذکور درباره ی دجال، مطابقت زیادی دارد.


11 – دجال از زمان پیامبر (ص) یا قبل از  ایشان ( زمان حضرت نوح (ع) ) زنده است و عمر طولانی دارد.

در بین احادیثی که در باب دجال ذکر شده اند، احادیثی وجود دارند که حکایت از عمر طولانی وی دارند.(185)

علاوه بر این، احادیثی نیز وجود دارند که به طور غیر مستقیم، دلالت بر عمر طولانی دجال دارند. نمونه هایی از این احادیث، به شرح زیر می باشند:

1 – پیامبر گرامی اسلام (ص)، درباره ی دجال فرمودند:

« ألا أحدثكم عن الدجال حدیثاً ما حدث به نبی قومه: إنه أعور، و إنه یجیء معه بمثل الجنة و النار، و التی یقول علیها الجنة هی النار؛ إنی أنذركم كما أنذر به نوح قومه ... »(186)

« آیا براى شما در مورد دجال حدیثى بگویم كه هیچ پیامبرى به قوم خود نگفته است: او أعور (یك چشم) است، و چیزى همانند بهشت و جهنم با خود حمل مى كند، و چیزی که آن را بهشت می نامد، ولی (در واقع) جهنم است؛ من شما را از او بیم می دهم، آنچنانكه حضرت نوح قومش را از او بیم داد ... »

2 – پیامبر گرامی اسلام (ص)، درباره ی دجال فرمودند:

« إنه  لم یكن  نبی  بعد  نوح  إلا  و قد أنذر  قومه  الدجال،  و  إنی  أنذركموه ... »(187)

« هیچ پیامبرى پس از نوح نیامد مگر اینكه امت خود را از دجال بر حذر داشت، و من شما را از او بر حذر می دارم ... »

با دقت در احادیث فوق، درمی یابیم که مسأله ی دجال صرفاً اختصاص به اسلام و مسلمانان ندارد؛ بلکه موضوع دجال، در زمان های قبل از پیامبر اسلام (ص) و حتی در زمان  حضرت نوح (ع)  نیز مطرح بوده است.  این  مسأله نشان می دهد که دجال در آن زمان نیز وجود داشته است؛ زیرا اگر در آن موقع وجود نمی داشت، دلیلی نداشت تا حضرت نوح (ع) قومش را از وی بیم دهد. حال آن که ما می دانیم پیامبران خدا (بالاخص پیامبران اولوالعزم) هیچ حرکت عبثی انجام نمی دادند و این هشدار حضرت نوح (ع) نیز نشان از زنده بودن دجال در زمان وی دارد.

با مطالعه ی احادیث فوق، این نتیجه حاصل می شود که تصور چنین عمر طولانی برای یک انسان  محال  است؛  به ویژه  این  که  آن  انسان، دشمن خدا هم باشد.  تعداد کمی از انسان ها عمر طولانی  داشته اند  که  همه ی آن ها نیز همچون حضرت نوح (ع)، مومن بوده اند. از جمله بندگان خاص خداوند که عمر بسیار طولانی داشته است، حضرت مهدی (عج) می باشند که اینچنین معجزه وار به خواست خدا زنده و جوان مانده اند.

توصیف روایات درباره ی طولانی بودن عمر دجال، فرضیه ای را که بر  انسان  بودن  دجال  تأکید  می نماید، تضعیف نموده و فرضیه ای را که دجال را  یک  حرکت  فکری،  فرهنگی  و   سیاسی می داند، تقویت می نماید. زیرا همان طور که  ذکر  شد،  تصور  چنین  عمر  طولانی برای یک انسان کافر محال است؛ در صورتی که یک حرکت فکری، فرهنگی  و   سیاسی می تواند سالیان سال زنده بماند.

در مورد  فراماسونری  نیز  در  ابتدای  مقاله  ذکر  کردیم  که  این  حرکت  شیطانی، مستقیماً از تعالیم الحادی و شیطانی کابالا به وجود آمده است. همان طور  که  قبلاً ذکر شد، تعالیم کابالا عمری بسیار طولانی دارد و در زمان حضرت داوود (ع) و حضرت سلیمان (ع) نیز وجود داشته است. به طوری که  این  دو  بزرگوار  به  مبارزه  با  این تعالیم الحادی پرداختند. در واقع مدون ترین و مهم ترین تعالیم کابالایی به زمان های قبل تر بر می گردد و مربوط به زمان مصر باستان می باشد. نکته ی  جالب اینکه بنابر مستندات تاریخی، مصریان نیز  بخشی  از  تعالیم  الحادی خود  را  از  مهاجران بابلی و بین النهرینی که به مصر مهاجرت کرده بودند، آموخته اند.(188)

بدین ترتیب در این جا نیز فراماسونری با این توصیف روایات مطابقت دارد. زیرا همانگونه که در روایات، از زنده بودن دجال در  زمان های  قبل  از  ولادت  پیامبر اسلام (ص) سخن به میان آمده است، تعالیم فراماسونری نیز از همان زمان ها وجود داشته اند؛ به نحوی که کابالا (تعالیم اصلی فراماسونری) از زمان وفات حضرت موسی (ع)  نیز وجود داشته، و قبل از آن نیز تعالیمی مشابه تعالیم کابالا در مصر و حتی بابل، سومر و بین النهرین رایج بوده است؛(189)  این مسأله نشان می دهد که عمر تعالیم شبه کابالا،  به زمان  حضرت ابراهیم (ع)  و حضرت نوح (ع)  نیز بازمی گردد؛ چرا که آن دو بزرگوار در سرزمین بین النهرین،  و در زمان حکومت  بابلیان  و  سومریان می زیسته اند و مردمی که در آن سرزمین حضور داشته اند،  معتقد به عقاید  جاهلی  و  شبه کابالایی  بوده اند.  با  این  اوصاف درمی یابیم که همانند  توصیفات  روایات درباره ی زنده بودن دجال از زمان حضرت نوح (ع)، تعالیم فراماسونری نیز از همان زمان زنده بوده است و این  مسأله  نیز  فراماسونری  را  بر  دجال  منطبق می کند.

 
12 – دجال یک مرد است.

در تعدادی از احادیث، ذکر شده است که دجال « مرد » می باشد. نمونه هایی از این احادیث عبارتند از:

پیامبر (ص) در توصیف دجال فرمودند:

« الدجال رجل عریض، عینه الیمنى مطموسة ... »(190)

« دجال مرد چاقى است، چشم راستش معیوب است ... »

با توجه به حدیث فوق و بسیاری از احادیث دیگر، درمی یابیم که دجال « مرد » است. اما آیا این مسأله می تواند ارتباطی بین فراماسونری و دجال قایل شود؟

واقعیت این است که بیش از 90 درصد از افراد شرکت کننده در گروه های مخفی و ماسونی، مرد هستند. در واقع اجتماعات مخفی و ماسونی عمدتاً  اجتماعاتی مردانه هستند.(191)  این مطلب تا بدان جا رایج است که در اکثر گروه هایی  که  نام  Freemasonry  و  Masonry  را یدک می کشند، هیچ زنی حق عضویت ندارد و جمعیت مردان در این گروه ها  100  درصد می باشد.(192) البته لژ های بسیار کمی در جهان، زنان را نیز به عضویت می پذیرند.(193)

نکته ای که حائز  اهمیت  است،  این  است  که   علیرغم   جمعیت   مردانه ی فراماسونری، این تشکیلات از زنان و گروه های زنانه نیز به  عنوان   ابزاری  قوی استفاده می نماید. برای  مثال،  صنعت  سینمای  هالیوود  (که توسط یهودیان صهیونیست ساخته و حمایت شده است)،(194) از زیبایی زنان در جهت ترویج فساد و  فحشا  استفاده  می نماید.  همچنین  گروه های  فمینیستی  که گروه هایی با ظاهر فریبنده و مدعی آزادی و دموکراسی هستند، ارتباطات بسیار قوی با  گروه های  فراماسونری دارند و دقیقاً در جهت خدمت به اهداف شیطانی فراماسونری فعالیت می کنند.)(195)

در هر حال، تشکیلات فراماسونری اصولاً جمعیت هایی مردانه هستند و این  مطلب با توصیف روایات درباره ی « مرد » بودن دجال، مطابقت دارد. این مسأله نیز به نوبه ی خود، تأیید دیگری بر انطباق دجال بر فراماسونری است.

 

13 – لقب دیگر دجال، « المسیح الدجال » است.

لقب دیگر دجال، « المسیح الدجال » است. این لقب، یک لقب شناخته شده برای دجال بوده و حتی در کتب حدیث نیز به آن اشاره شده است؛ به طوری که حتی عبارت مذکور، در نام تعدادی از کتب حدیث نیز به چشم می خورد که از آن جمله می توان به کتاب های « قصة المسیح الدجال و نزول عیسی علیه ‏الصلاة و السلام و قتله ایاه علی سیاق روایة ابی ‏امامة رضی‏الله عنه مضافاً الیه ما صح عن غیره من الصحابة رضی ‏الله‏ عنهم‏ »  به قلم  « محمد ناصرالدین الالبانی‏ » و کتاب « المسیح الدجال » تألیف « سعید ایوب » اشاره کرد.(196)

همانگونه که در بخش های قبلی مقاله ملاحظه فرمودید، مطابق روایات، دجال از نظر اعتقادی کافر  است؛  حال  با  توجه  به  این  مطلب،  دلیل  اطلاق  لفظ « المسیح الدجال » به « دجال » چیست؟

به احتمال قریب به یقین، علت اطلاق لقب مذکور به دجال، این است که او اعمال فریبنده ی خود را در  قالب  مذهبی  انجام می دهد و حتی ادعا می کند که خود وی، مسیح است!

اطلاق لفظ « المسیح الدجال » به « دجال »، یکی دیگر از شواهدی است که نشان می دهد فراماسونری با دجال روایات اسلامی مطابقت دارد.  زیرا با وجود  این که فراماسونری با تمام قوا تلاش می کند تا معبد سلیمان را بسازد و با  ساخت  این  معبد نمادین،  تعالیم الحادی  را  زنده  نماید  و  حکومت جهانی ضد دینی  را  در بیت المقدس سازمان دهد، اما این هدف شیطانی خود را در قالب شعار  فریبنده ی « بازگشت مسیح » جای داده است و عمال خود (یعنی اوانجلیکال ها و صهیونیست های مسیحی)  را بر اساس این شعار،  هدایت می کند.(197)

همان طور که در بخش های قبل دیدیم، ارتباط تعالیم اوانجلیکالی و تعالیم یهودی صهیونیستی با فراماسونری،  کاملاً مسجل است.  اما همین گروه ها  با   شعار « بازگشت مسیح » به فعالیت می پردازند؛ تا جایی که حتی پروژه ی  تخریب مسجدالاقصی و ساخت معبد سلیمان را نیز به « بازگشت مسیح » ارتباط می دهند.(198)

گروه های مذکور، وقایع  امروز  فلسطین اشغالی را نیز  با  « بازگشت مسیح » توجیه  می کنند  و  حتی  این  وقایع   را  مقدمه ی  جنگ  کذایی  آرماگدون می دانند.(199)  این جنگ کذایی که توسط اوانجلیکال ها (صهیونیسم مسیحی)  و  صهیونیسم یهودی  تبلیغ  می شود،  جنگی  است  که  به   ادعای  این  گروه ها،  میان مسیح (ع) و ضد مسیح (دجال) در می گیرد.  بنابر این  دیدگاه،  صهیونیست ها  یاور  مسیح (ع) هستند و مسلمانان نیز بر علیه مسیح (ع) می جنگند!(200)  این در حالی است که عملاً خود آنان (صهیونیست ها) در لشکر دجال قرار گرفته اند.

بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که فراماسونری با ادعای « بازگشت مسیح » به فریبکاری پرداخته و انسان های معتقد به دوفرقه ی تحت نفوذ فراماسونری، یعنی صهیونیسم مسیحی (اوانجلیسم) و صهیونیسم یهودی  را با خود همراه کرده است تا از نیروی آن ها برای رسیدن به اهداف شیطانی اش بهره جوید. این مسأله با روایاتی که لفظ « المسیح الدجال »  را برای  « دجال »  به  کار می برند، مطابقت دارد؛ چرا که دجال روایات اسلامی نیز همچون فراماسونری، از مسأله ی « بازگشت مسیح » سوءاستفاده نموده و خود را مسیح واقعی می داند.

این مطلب نیز یکی دیگر از شواهدی است که فراماسونری را بر دجال منطبق می نماید.


14 – زیر پای دجال، الاغی است خاکستری رنگ (سفید مایل به تیره)، هر گام الاغ او یک میل راه باشد ... از هر موی الاغ دجال نغمه ای به گوش می رسد و آن باعث جذب افراد منافق و کفار می شود.

حضرت علی (ع)  در  پاسخ  به  سوال  یکی   از  یارانشان  درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... تحته حمار أقمر، خطوة حماره میل ... »(201)

« ... در زیر پای او (دجال)، الاغی است خاکستری یا نقره ای رنگ (سفید مایل به تیره)، هر گام الاغ او یک میل راه باشد ... »

همچنین در روایات دیگر، الاغ دجال چنین توصیف شده است:

« ... از هر موی الاغ دجال نغمه ای به گوش می رسد و آن باعث جذب افراد منافق و کفار می شود ... »(202)

از بررسی احادیث فوق در می یابیم که مطالب  ذکر  شده  پیرامون  « الاغ دجال »، عمدتاً استعاری و کنایی است. مطمئناً هیچ الاغی یافت نمی شود که دارای ویژگی های فوق باشد و در واقع  الاغ  در این احادیث، اشاره به موضوع دیگری دارد.

شاید بتوان گفت که منظور از « الاغ دجال » در روایات فوق، وسایل ارتباط جمعی است که در سراسر جهان به فعالیت در جهت اهداف آمریکا و اسرائیل می پردازند و با پخش انواع موسیقی ها و شوهای مبتذل، افراد منافق و کفار  را  به دور خود جمع می کنند. این رسانه ها همانند الاغی که در خدمت ارباب خود است، همواره در جهت  خدمت  به  اربابان  خود (آمریکا، اسراییل و بقیه ی  کشور های ماسونی) گام بر می دارند.

نکته ی مهمی که می توان به آن اشاره کرد، این است که  امواج  الکترومغناطیسی که به رادیو ها و تلویزیون ها می رسند و باعث پخش  موسیقی می شوند،  امواج بسیار ریزی هستند که همانند مو از فرستنده ی  خود به جهات مختلف پخش می شوند. این امواج علاوه بر حرکت در راستای یک خط به عنوان ذره، در اطراف آن خط نوسان نیز می کنند و به صورت یک موج طی مسیر می نمایند.(203)  امواج مذکور دارای  طول موج  چندین  کیلومتری  می باشند و در حین انتشار در فضا، با پیمودن هر طول موج (گام)، چند کیلومتر را در فضا طی می کنند.(204) در واقع این امواج با  گام های (طول موج های)  چند کیلومتری در  فضا  طی  مسیر می کنند و دقیقاً مترادف عبارت (هر گام الاغ او یک میل راه باشد)، رفتار می نمایند.

بدین ترتیب ملاحظه فرمودید که انطباق بسیار  زیادی  بین  خصوصیات  « الاغ دجال » در روایات اسلامی و « رسانه ها ی صوتی و تصویری » غربی وجود دارد؛ تا جایی که حتی نحوه ی انتشار امواج « رادیویی – تلویزیونی »، مشابه گام های بلند « الاغ دجال » در روایات اسلامی است.  (البته امروزه تعالیم  مصری  به عنوان منشأ اصلی تعالیم ماسونی کابالا شناخته می شود، زیرا تدوین یافته ترین قانون الحادی دوران قدیم بود و  ماسون ها  نیز  امروزه  از علایم مصری بهره می برند.)
توصیف روایات در مورد خر دجال, همراه با معادل های امروزی  این توصیفات: زیر پای او الاغی (رسانه های جمعی جوامع غربی و «ماسونی» )است خاکستری یا نقره ای رنگ(رنگ اکثر رادیو ها و تلوزیون ها), هر گام (طول موج امواج رادیویی) الاغ او یک میل (مسافت بسیار طولانی طول موج امواج رادیویی) راه باشد, از هر موی (موج رادیویی)  الاغ دجال نغمه ای به گوش می رسد (موسیقی ها و شوهای مبتذل) و آن باعث جذب افراد مناطق و کفار می شود.
با توجه به مطالب ذکر شده، در می یابیم که « رسانه های صوتی و تصویری » که امروزه یکی از مهمترین ابزار فراماسونری در جهت بسط سلطه هستند، تطابق فراوانی با توصیفات « الاغ دجال »
]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش پنجم - قسمت اول 2010-12-01T17:49:26+01:00 2010-12-01T17:49:26+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/205 مصطفی پاک نیت «فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش پنجم»برای دانلود منابع به فرمت PDF اینجا کلیک کنید. فراماسونری طیف Shriner  فراماسونری برای نفوذ در اسلام به طرق مختلفی اقدام کرد،  ولی  به خواست خدا نتوانست خللی در اسلام وارد کند. یکی از گروه های فراماسونری که جهت نفوذ  در اسلام شکل گرفته است، فراماسونری طیف Shriner در آمریکا می باشد. این طیف که نام دیگر آن «Ancient Arabic Order of the Nobles of the Mystic Shrine »     یا « آیین عربی باستانی نجیب زادگان معبد س

«فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش پنجم»


برای دانلود منابع به فرمت PDF اینجا کلیک کنید.


فراماسونری طیف Shriner

 
فراماسونری برای نفوذ در اسلام به طرق مختلفی اقدام کرد،  ولی  به خواست خدا نتوانست خللی در اسلام وارد کند. یکی از گروه های فراماسونری که جهت نفوذ  در اسلام شکل گرفته است، فراماسونری طیف Shriner در آمریکا می باشد. این طیف که نام دیگر آن «Ancient Arabic Order of the Nobles of the Mystic Shrine »     یا « آیین عربی باستانی نجیب زادگان معبد سری »  می باشد  و  به  اختصار (A.A.O.N.M.S)  نامیده  می شود،(129)   در  جهت  احیای  آیین های  الحادی   و بت پرستی اعراب جاهلی تأسیس شده است. اعضای گروه ماسونی Shriner  قبل از عضویت در این گروه، می بایست در گروه های دیگر ماسونی شرکت کرده و مدارج بالای ماسونی را کسب نمایند؛ به طوری که تنها ماسون های درجه ی 32 به بالا می توانند وارد طیف Shriner شوند. (از این مطلب می توان نتیجه گرفت که ماسون های طیف Shriner، علاوه بر اعتقاد به قوانین این طیف، به قوانین سایر گروه های ماسونی نیز پایبندند.). 

 همان گونه که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، فراماسون ها الهه های ملل باستان را  بزرگ می دارند. در این راستا، فراماسونر های طیف Shriner همانند اعراب جاهلی عربستان در زمان قبل از بعثت حضرت محمد (ص)، بت هایی همچون  لات  و  عزی و ...  را  مورد  تقدیس  قرار می دهند. اعضای این طیف، در  دعا های خود کلمه ی « الله »  را به کار می برند. زیرا آن ها « الله » را اسم مذکر اللات (نام بت بزرگ زمان جاهلیت)  می دانند و کلمه ی الله را در دعاهای خود به عنوان « الهه ی ماه » استفاده می کنند، نه خدای یکتا.(130)

از دیگر علامت هایی که فراماسونر های این طیف استفاده می کنند، علامت « ماه و ستاره »، و « کلاه عثمانی » است.(131)

علاوه بر این، در نماد های فراماسونر های طیف Shriner، مجسمه ی فرعون نیز به چشم می خورد.(132)  (حضور  مجسمه ی  فرعون در نماد طیف  Shriner  نشان می دهد که اعضای این طیف، علاوه بر اعتقاد به الهه های اعراب جاهلی، کماکان به  بقیه ی  نماد ها  و  آداب  و  سنن  ماسونی  پایبندند.  به  نحوی  که  همچون فراماسونر های گروه های ماسونی دیگر، از نماد های مصر باستان نیز  استفاده می نمایند.)
علامت های ماسونی طیف Shriner .به علامت های«ماه و ستاره», شمشیر عربی و کلاه عثمانی توجه کنید. همچنین به مجسمه ی فرعون که جزئ لاینفک تمامی گروه های ماسونی است توجه فرمایید.
علامت های ماسونی طیف Shriner .به علامت های«ماه و ستاره», شمشیر عربی و کلاه عثمانی توجه کنید. همچنین به مجسمه ی فرعون که جزئ لاینفک تمامی گروه های ماسونی است توجه فرمایید.

به نظر می رسد فراماسونر های طیف  Shriner  از  این  توطئه ها  برای  بدنام کردن اسلام  استفاده می کنند. برای مثال این حرکت آنان  موجب شده  است  تا  بعضی مسیحیان از موقعیت سو ء استفاده کرده و به اسلام تهمت زده و  اسلام  را  مرتبط  با فراماسونری معرفی کنند؟! برای نمونه در بعضی از سایت های مسیحی گفته شده است که  شاید فراماسونری با اسلام ارتباط داشته باشد، چرا که در طیف Shriner از کلمه ی « الله » و علایم « ماه و ستاره » استفاده  می شود. اما نکته ای که بیش از همه موجب تأسف است، این است که ما مسلمانان هنوز جوابی به این ادعاهای پوچ نداده ایم!؟

پاسخی که می توان به این ادعا های سخیف داد، بدین ترتیب است:

1 – یکی از مسایلی که سبب شده است تا مسیحیان مغرض، به دین مبین اسلام تهمت زنند و اسلام را با فراماسونری مرتبط دانند، استفاده ی فراماسون های طیف Shriner از کلمه ی « الله » در دعاهایشان می باشد.

اما پاسخ ما به این ادعا ها چیست؟

در مورد لفظ « الله » باید گفت که این کلمه تنها توسط مسلمانان مورد استفاده قرار نمی گرفته است؛ بلکه در زمان قبل  از  پیامبر اسلام (ص) نیز وجود داشته است و مشرکین شبه جزیره ی عربستان نیز از  این لفظ،  استفاده می کردند. در واقع آنان نیز قایل به خدای بزرگ  بودند و آن را  « الله » می نامیدند، (133) ولی در عقاید منحرف آنان، « الله » نیز شریک  داشته  و  خدایان  دیگری  نیز  در  کنار « الله » مورد پرستش قرار می گرفته اند(134) که از آن جمله می توان به لات و عزی و ... اشاره کرد. به عبارت دیگر  مشرکان عربستان وجود « الله » را انکار نمی کردند،  ولی برای خداوند متعال  شریک  قرار  می دادند.(135) برای  فهم بهتر  این  مطلب  بهتر  است نگاهی گذرا به تاریخ و عقاید اعراب جاهلی بیندازیم:

بنا بر شواهد محکم، اکثر اعراب حجاز و عربستان شمالی (اعراب عدنانی)   فرزندان حضرت اسماعیل (ع) و نوادگان حضرت ابراهیم (ع)  می باشند.(136)    با  این  پیشینه  به راحتی می توان فهمید که دین اعراب عدنانی در ابتدا یکتاپرستی بوده  است  و  این اعتقاد را از حضرت ابراهیم (ع) به ارث برده بودند. اما  در  طول  تاریخ و در اثر مجاورت با همسایگان بت پرست و  سایر  قبایل  عرب،  دچار  انحرافات  اعتقادی  شده  و  از  یکتا پرستی  خارج  شده اند.(137) (البته  اجداد  پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص)  همگی حنفی و پیرو آیین یکتاپرستی حضرت ابراهیم (ع) بودند و هیچ گاه بت پرستی اختیار نکردند.  هاشم،  عبدالمطلب،  عبدالله،  ابوطالب  و  اکثر  فرزندان  عبدالمطلب  (بجز ابولهب) نیز حنفی بودند و هیچگاه بت نپرستیدند. پیامبر (ص)  نیز  در  زمان  قبل  از بعثت حنفی بوده اند.  بنابراین خاندان پیامبر همواره پاک  و  مطهر زیسته اند.)(138)

همان  گونه  که  ذکر  شد  اعراب  عربستان  ( به جز خاندان پیامبر (ص) )  در  زمان جاهلی مشرک بودند و علاوه بر خداوند بزرگ « الله »، خدایان دیگری مانند لات و هبل و... را نیز می پرستیدند. شواهدی که نشان می دهد آن ها « الله »  را  هم  در  بین خدایان متعدد خود می پرستیدند، عبارتند از:
 
 A– خداوند در  قرآن مجید  می فرمایند:  مشرکان  برای   «الله»   شریک   قایل می شدند.(139)

B – اسم پدر پیامبر اسلام (ص) « عبدالله » بوده  است.

همان طور  که  می دانیم، پدر پیامبر (ص) در دوران قبل از اسلام  وفات یافته اند. بنابراین وجود کلمه ی  « الله » در نام ایشان نشان می دهد که در زمان قبل از اسلام نیز لفظ جلاله ی « الله » استعمال می شده  است،  هر  چند  که  برداشت  مشرکان  از  کلمه ی  « الله »  انحرافی بوده است.

نکته ی مهمی که باید در اینجا توضیح داده شود،  این  است که گرچه حضرت عبدالله حنفی بوده اند، اما این  که  در  نامشان  کلمه ی  « الله » وجود دارد، نشان می دهد که این کلمه در بین دیگر افراد جامعه  که  اکثراً  مشرک بوده اند   نیز   معنا  داشته   است؛  وگرنه  آن ها  معنای   کلمه ی عبدالله  را نمی فهمیدند. از این مطلب می توان دریافت که مشرکان مکه در قبل از اسلام نیز کلمه ی « الله » را به خوبی می شناختند و این کلمه ی مقدس علاوه بر  دوران  اسلامی،  در  دوران  قبل  از  اسلام  نیز  به  کار می رفته است (هر چند  که  دیدگاه  مشرکان  در  این  رابطه  انحرافی بوده است.).

C – در عهد نامه ای که بین مشرکین مکه بسته شد و نتیجه ی آن محاصره ی اقتصادی مسلمانان در شعب ابی طالب بود، کلمه ی « الله » وجود داشت.

در آخرین سال های حیات حضرت ابوطالب (ع)، عهدنامه ای بین مشرکین مکه منعقد شد که به محاصره ی اقتصادی مسلمانان  در  شعب ابی طالب انجامید. بعد از سه سال، با معجزه ای که از جانب خداوند متعال روی داد، عهدنامه توسط موریانه ها خورده شد و از آن فقط  عبارت « بسمک اللهم »  باقی ماند و بدین ترتیب محاصره ی اقتصادی پایان یافت.(140)  نکته ی مهمی که از این واقعه می توان  استنباط کرد،  این  است  که  مشرکان  مکه  نیز به « الله » اعتقاد داشتند و این کلمه را در نوشته های خود مورد استفاده قرار می دادند،  اما  اعتقاد  آنان  منحرف بوده و برای خداوند متعال شریک قایل می شدند.

با توجه به شواهد بالا دریافتیم که لفظ « الله » در دوران قبل از اسلام نیز در بین اعراب جاهلی به کار می رفته است؛ اما استنباط آنان از این کلمه انحرافی بوده است.

با توجه به مطالب ذکر شده، درمی یابیم که استفاده ی گروه ماسونی Shriner از کلمه ی  « الله »  و اعتقاد همزمان آنان به دیگر خدایان جاهلی مانند لات و عزی و... ، دقیقاً مطابق با عقاید اعراب جاهلی قبل از اسلام بوده و این اعتقاد آنان، به دین مبین اسلام هیچ ارتباطی ندارد. بدین ترتیب، ادعای بعضی از سایت های مسیحی که استفاده ی فراماسون های طیف Shriner از کلمه ی « الله » را نشانه ی ارتباط این فراماسون ها با اسلام می دانند، رد می شود. چرا که استفاده ی آنان از کلمه ی « الله » در کنار سایر الهه های عربستان جاهلی، نشان دهنده ی اعتقاد آنان به سنن عربستان جاهلی است، نه چیز دیگر.

 همچنین این مسأله که ماسون های طیف Shriner، « الله » را « الهه ی ماه » می دانند، نشان می دهد که دید آنان نسبت به « الله »، دید  منحرف و کفر آمیزی  است.  در حالی که در دین اسلام، کلمه ی جلاله ی « الله »، منزه از این گونه سخنان گزاف است و این لفظ  مقدس، در دین اسلام تنها لایق خداوند قادر یکتا است.  علاوه بر این، خداوند متعال در کتاب مقدس قرآن مجید، به صراحت از ماه و خورشید و آسمان و زمین به عنوان مخلوقات خدا نام برده است (دقیقاً بر خلاف ماسون های طیف Shriner که « الله » را « الهه ی ماه » می دانند). این مسأله  نیز  خود  سند  دیگری  بر  رد  ادعای سایت های مسیحی، در مورد ارتباط اسلام با طیف Shriner است.
 

2 – فراماسونر های طیف Shriner، علامت « ماه و ستاره » را  نشانه ی  « الهه ی ماه » جاهلی می دانند و (نعوذبالله) کلمه ی « الله » را به « الهه ی ماه » و علامت « ماه و ستاره »  منسوب  می کنند. همچنین این فراماسونر ها فکر می کنند که دولت عثمانی در صدد نشر  این  افکار  جاهلی بوده  است!  (استفاده ی  فراماسونر های  طیف Shriner از  کلاه عثمانی  نیز  این توضیح را تأیید می نماید.). این مسأله نیز یکی دیگر از مسایلی است که سایت های مسیحی از آن به عنوان دستاویزی برای مرتبط نمودن اسلام و طیف Shriner استفاده می کنند. 

اما پاسخ ما به این ادعای سایت های مذکور، چنین است:

در مورد علامت  « ماه و ستاره »  باید  گفت  که  این علامت هیچ ارتباطی با دین اسلام ندارد. حتی این  علامت  ارتباط  چندانی  با اعراب جاهلی نیز ندارد؛ بلکه این علامت، مربوط به امپراطوری عثمانی است  و  آن ها نیز این علامت را از مسیحیان قسطنطنیه (استانبول) به عاریه گرفته اند!(141)

منشاء انتساب نادرست علامت  «ماه و ستاره» به اسلام، به زمان دولت عثمانی برمی گردد و این مسأله از بزرگترین حماقت های دولت نادان عثمانی است.

تا قبل از زمان دولت عثمانی،  پرچم های  اسلامی  بدون  علامت  بودند.  پرچم  پیامبر (ص) یکدست سیاه رنگ بوده  است،(142)  پرچم های  زمان  خلفای راشدین  و  حضرت علی(ع)  هم همگی بدون علامت بودند.(143)  زمانی که دولت  عثمانی،  شهر مسیحی نشین قسطنطنیه (استانبول امروزی) را فتح کرد،  علامت  « ماه و ستاره » را که مربوط به این شهر بود، در پرچم های خود  گنجاند.(144)  بدین ترتیب می توان دریافت که اصل علامت « ماه و ستاره »، مربوط به سرزمین های  مسیحی نشین می باشد و  به  اسلام  ارتباطی ندارد. بنابراین استفاده ی طیف Shriner از این علامت، اگر قرار باشد به ضرر کسی باشد، به ضرر مسیحیان است نه مسلمانان! (البته لازم به ذکر است که از نظر ما مسلمانان، شریعت پیامبر پاک خدا حضرت مسیح (ع) نیز مبرا از هر علامت و نشانه است و علامت « ماه و ستاره » ی مسیحیان قسطنطنیه نیز به بی مبالاتی مسیحیان مربوط است، نه شریعت حضرت عیسی (ع). ).

متأسفانه امروزه کشورهای ترکیه، پاکستان، تونس و ... هم بدون اطلاع از  خطری که اسلام را تهدید می کند، تنها برای این که به ادعای خودشان، شوکت و  قدرت دولت عثمانی را زنده کنند،  از علامت  « ماه و ستاره »  در  پرچم های خود استفاده می کنند و با این کار، به ادعا های بی اساس دشمنان اسلام دامن می زنند.

3 – حضور مجسمه ی فرعون در نماد طیف Shriner، از جمله شواهد دیگری است که نشان می دهد ارتباطی بین دین اسلام و فراماسون های این طیف وجود ندارد؛  این مسأله حتی نشانگر این است که اسلام،  کاملاً در تضاد با فراماسون های طیف Shriner  است.

در آیات بسیاری از قرآن مجید، خداوند متعال گردنکشان تاریخ را مورد نکوهش قرار داده است. در این بین، فرعون و فرعونیان بیش از سایر مستکبرین مورد لعن و نکوهش واقع شده اند. در تصاویر زیر، چند نمونه از این آیات را  ملاحظه می فرمایید:
]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش چهارم 2010-10-29T09:50:43+01:00 2010-10-29T09:50:43+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/204 مصطفی پاک نیت شواهد ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری در سال های اخیر، شواهد فراوانی به دست آمده است که نشان می دهد سازمان ملل متحد  و  بسیاری  از  موسسات  و  ارگان های  وابسته  به  آن (از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی  و ...)،   ارتباط   غیر قابل   انکاری    با    شبکه ی   جهانی فراماسونری دارند.(93) برخی از این شواهد عبارتند از:1 – اهدای زمین سازمان ملل متحد از سوی یکی از
شواهد ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری

در سال های اخیر، شواهد فراوانی به دست آمده است که نشان می دهد سازمان ملل متحد  و  بسیاری  از  موسسات  و  ارگان های  وابسته  به  آن (از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی  و ...)،   ارتباط   غیر قابل   انکاری    با    شبکه ی   جهانی فراماسونری دارند.(93) برخی از این شواهد عبارتند از:
1 – اهدای زمین سازمان ملل متحد از سوی یکی از افراد  خانواده ی  ماسونی  و یهودی الاصل راکفلر به نام (John D. Rockefeller, Jr).
زمین  سازمان ملل متحد  توسط  (John D. Rockefeller, Jr)  اهدا شده(94) و   اولین حمایت های مالی از سازمان ملل متحد،  توسط او  انجام  شده  است.
لازم به ذکر است که (John D. Rockefeller, Jr) و تمامی  اعضای  خانواده ی راکفلر (که اصالتاً یهودی بودند، اما به دلیل فرار از  فشار  افکار عمومی  آمریکا پروتستان شده اند)،  عضو  گروه  ماسونی و سری (Bones &Skull ) هستند. (همانند خانواده ی بوش)(95)

(John D.Rockefeller, Jr)

(John D.Rockefeller, Jr)


2 – معماری داخلی سازمان ملل متحد، مثل ترتیب چیده شدن صندلی ها، شبیه معماری لژ های فراماسونری است.
 
3 – آرم سازمان ملل متحد.

در آرم سازمان ملل متحد نیز علایم ماسونی زیر دیده می شوند:

    * 33 قطعه بر روی نقشه ی جهان:  در طراحی  این آرم و ترسیم  نقش  کره ی زمین بر روی آن، طول و عرض جغرافیایی به گونه ای رسم شده که در مجموع 33 قسمت به دست آمده است.  نکته ی مهم این که در طراحی  آرم  مذکور،  خطوط عرض جغرافیایی با فواصل کم  رسم  شده  است،  اما  فواصل  خطوط  طول جغرافیایی از  یکدیگر، بسیار  زیاد می باشد.  این  ناهماهنگی  ظاهری،  بی دلیل نبوده  و  هدف  از  آن،  ایجاد  33  قسمت  بر  روی  نقشه ی  جهان بوده است.  در واقع اگر فواصل خطوط طول جغرافیایی موجود در آرم،  کمتر  از مقدار  کنونی  بود، 33  قطعه  ایجاد  نمی شد، اما  ماسون ها   عمداً  خطوط  طول و عرض جغرافیایی را به گونه ای در  آرم  سازمان ملل متحد  گنجانده اند که عدد 33  (عدد خوش یمن فراماسونر ها) به دست آید!(96)

    * 13 برگ زیتون در هر طرف:  به  غیر  از  قسمت  ابتدائی  شاخه ی  زیتون  که ساقه ی شاخه است (فلش ها)، 13 برگ زیتون در هرطرف رسم شده است. همان طور که قبلاً  ذکر  شد،  عدد  13  در  بین  ماسون ها  و  یهودیان،  عدد خوش یمنی است(97)  و استفاده از 13 برگ در نماد سازمان ملل متحد،  خود شاهد دیگری بر ارتباط این سازمان، با تشکیلات فراماسونری می باشد.
آرم سازمان ملل- شاخه زیتون
 آرم ماسونی سازمان ملل متحد. به 33 قطعه در نقشه کره زمین و 13 برگ زیتون در هر طرف توجه فرمایید. (توجه شود که در پایین برگ ها, ساقه ی شاخه ی زیتون(فلش ها) وجود دارد. پس آن را در محاسبه وارد نکنید.)

آرم ماسونی «آژانس بین المللی انرژی اتمی», یکی از نهاد های وابسته به سازمان ملل متحد. به 13 عدد برگ زیتون در دو طرف آرم, توجه فرمایید.(توجه شود که در پایین برگ ها ساقه ی شاخه ی زیتون (وجود دارد).پس آنرا در محاسبه وارد نکنید.)

4 – حضور علامت  ماسونی  « پرگار و گونیا »  در  یکی  از  نهاد های  وابسته  به سازمان ملل متحد با عنوان « Temple of Understanding ».

« Temple of Understanding » نام یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل است  که  بنا بر  ادعای  حامیان  آن،  در جهت   تقریب  ادیان   جهان   حرکت می کند.(98)  این ادعا در حالی بیان می شود که تاکنون هیچ اقدام موثری  در این زمینه، از سوی این نهاد، و نیز سازمان ملل متحد صورت نگرفته است.

در پس ظاهر فریبنده ی این سازمان، شواهد فراوانی از نفوذ  فراماسونری  در آن به دست آمده است:

1– سازمانی به نام « Temple of Understanding » در پایتخت  آمریکا  (شهر Washington D.C) وجود دارد که مختص فراماسونر ها می باشد و از آن با عنوان  « Temple of Understanding Freemason»  یاد می شود.(99)  این شباهت فراوان در نام نهاد وابسته به سازمان ملل و نام سازمان متعلق به فراماسونری،  یکی  از  شواهدی  است  که  ارتباط  سازمان ملل متحد  با فراماسونری را نشان می دهد.

2– در  مقاله ای  که  در  سایت  خبری   « Canada Free Press »   به  آدرس اینترنتی « www.canadafreepress.com » آمده است،  تصویری از یکی از سالن های  ساختمان  نهاد  « Temple of Understanding »   متعلق  به سازمان ملل در نیویورک، درج شده است که در آن،  نماد  « پرگار و گونیا » که یکی از شناخته شده ترین نمادهای  فراماسونری  است،  بر  روی  یک سکوی محراب مانند در وسط سالن به چشم می خورد.(100)

در تصویر زیر، سالن مذکور را ملاحظه می فرمایید که  در  وسط  آن،  تصویر « پرگار و گونیا » ی فراماسونری به چشم می خورد:

یکی از سالن های نهاد«Temple Of Understanding» متعلق به سازمان ملل متحد; به تصویر «پرگار و گونیا» ی ماسونی بر روی سکوی وسط تصویر توجه فرمایید.

همان گونه  که  ملاحظه  فرمودید،   نهاد  « Temple of Understanding » متعلق به سازمان ملل متحد، یک نهاد ماسونی است  و  این  مسأله  نیز فرضیه ی ارتباط سازمان ملل متحد را  با  فراماسونری،  تقویت  می نماید. خوشبختانه علمای اسلام، با این نهاد همکاری نمی کنند و همکاری  نهاد مذکور، عمدتاً با مذاهب  کم اهمیتی  همچون  بودیسم،  هندوییسم  و ... می باشد.
با توجه به شواهدی  که  درباره ی  ارتباط  سازمان ملل متحد  با  فراماسونری  بیان کردیم، به نظر می رسد که این سازمان وظیفه  دارد  تا  به  صورتی  کاملاً  موذیانه، کشورهای  غیر ماسونی  را  استثمار  کرده  و  آن ها  را  به  صورت  یکپارچه   تحت سلطه ی تشکیلات  فراماسونری  قرار  دهد  و  بدینسان  موقعیت  را  برای  تشکیل حکومت جهانی شیطانی ماسون ها آماده نماید.

جهت گیری های سازمان ملل متحد و سازمان های وابسته به آن (از جمله سازمان انرژی اتمی و ...) از بدو تأسیس  این  سازمان  تا  به  امروز  نیز،  نشان  از  عملکرد دسیسه آمیز این سازمان دارد.  چرا که سازمان ملل متحد و  سازمان های  تابعه ی آن،  همواره در برابر قدرت های زورگوی ماسونی همچون آمریکا،  اسراییل،  انگلیس و ... سکوت کرده و پیکان اتهام را به  سمت  کشورهای  جهان  سوم  و  کشورهای اسلامی  نشانه  می گیرند.   جهت گیری های  خصمانه   علیه   انرژی   صلح آمیز هسته ای  ایران  در  آژانس بین المللی انرژی اتمی  و   شورای امنیت سازمان ملل متحد،  عدم جهت گیری مناسب شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه تجاوز عراق به ایران در طی جنگ تحمیلی،  سکوت در  برابر  جنایت های  آمریکا،  اسراییل  و ... نمونه هایی اندک از کارشکنی های متعدد سازمان ملل متحد هستند.   

بنابراین نتیجه می شود که مسلمانان جهان،  نباید اعتماد چندانی به  سازمان  ملل متحد نمایند و خود باید برای حل مشکلات  سرزمین های اسلامی  تلاش کنند.  زیرا اعتماد به سازمانی که خود تحت سیطره ی فراماسونری است،  می تواند  همچون سمی قوی، کشنده باشد.

شواهد ارتباط واتیکان با فراماسونری

همواره در طول تاریخ،  واتیکان  به  عنوان  پایتخت  مسیحیان  کاتولیک  جهان  مطرح بوده است؛ اما کم کم به دلیل  فساد  و  تحجر  کلیسا ها  در  دوران  قرون وسطی، اعتراضات به واتیکان فزونی گرفت؛ تا اینکه با شروع انقلاب صنعتی و  ایجاد  فرقه ی پروتستان، نقش واتیکان بسیار کمرنگ شد. امروزه نیز واتیکان بسیار  ضعیف  بوده  و قدرت کمی در معادلات سیاسی بین المللی دارد.
واتیکان که در قرون گذشته، همواره به عنوان دشمن اصلی « شوالیه های معبد » و « فراماسونر ها » مطرح بوده،(101)  به نظر می رسد که  امروزه  تحت  سیطره ی فراماسونری قرار گرفته است.(102)
شواهدی که ارتباط واتیکان را با فراماسونری نشان می دهند، عبارتند از:
1 – وجود برخی از علایم ماسونی در تصاویر نقاشی واتیکان.(103)

در تصویر زیر که از یکی از نقاشی های واتیکان اقتباس شده  است،  ملاحظه می گردد که دو فرشته؟!، حلقه ای را به  دور  نماد  « چشم جهان بین »   یا « مثلث نورافشان » که یک نماد کاملاً ماسونی است، گرفته اند.

]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش سوم 2010-10-01T17:21:26+01:00 2010-10-01T17:21:26+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/203 مصطفی پاک نیت ادامه ی شواهد ارتباط آمریکا با فراماسونری9 – عضویت هر دو رقیب انتخاباتی انتخابات ریاست جمهوری سال  2004  آمریکا  در گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones).(65)(جرج بوش و جان کری دو رقیب از یک گروه)؛  این  مسأله  باعث  سر  و  صدای زیادی در روزنامه ها شد و از نظر آنها معنی نداشت که دو رقیب انتخاباتی، عضو یک گروه باشند؛ زیرا در این حالت، رقابت بین این دو بی معنی بود. (از همین جا می توان فهمید که احزاب مخالف و جناح بندی  در   آم ادامه ی شواهد ارتباط آمریکا با فراماسونری

9 – عضویت هر دو رقیب انتخاباتی انتخابات ریاست جمهوری سال  2004  آمریکا  در گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones).(65)

(جرج بوش و جان کری دو رقیب از یک گروه)؛  این  مسأله  باعث  سر  و  صدای زیادی در روزنامه ها شد و از نظر آنها معنی نداشت که دو رقیب انتخاباتی، عضو یک گروه باشند؛ زیرا در این حالت، رقابت بین این دو بی معنی بود. (از همین جا می توان فهمید که احزاب مخالف و جناح بندی  در   آمریکا معنا ندارد  و  همه ی  احزاب آمریکا، جزء  شبکه های  ماسونی  هستند.)   گروه  استخوان و جمجمه  (Skull & Bones)،  محلی  برای  پرورش  نخبگان   سیاسی   آمریکا   است   تا گروه های ماسونی بتوانند توسط این  نخبگان،  اهداف  شیطانی  خود  را  پیش ببرند.

گروه (Skull & Bones)  محلی  برای  انجام اعمال شیطانی و تصمیم گیری برای آینده ی آمریکا و کل جهان است.  در  مورد ماهیت  شیطانی  این  گروه،  اسناد فراوانی وجود دارند که چند تا از آن ها در زیر ارایه می شوند:

A: فیلمی کوتاه و صامت از گروه (Skull & Bones).

برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید:

دانلود فیلم مرتبط با شیطان پرستی و فراماسونری
کلیپی از گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones)

B: تصویری از مراسم  شیطانی  گروه  (Skull & Bones) در کنار  قبرستان.

(این  مراسم  برای  عضویت  در  گروه  ضروری  است.  گفته   می شود   که جرج بوش  در بین اعضای این گروه،  در مراسم  مذکور  تبحر فراوانی  داشته و ملقب به Magog بوده است.).(66)

تصویری از مراسم شیطانی گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones)
تصویری از مراسم شیطانی گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones)

علاوه بر مقالات فراوانی که درباره ی  عضویت جرج بوش  و  جان کری  در  گروه ماسونی (Skull & Bones) وجود دارد،  شواهد  تصویری  نیز  وجود  دارند  که  از حضور این دو سیاستمدار مشهور در  این  گروه،  پرده  برمی دارند.  این  شواهد عبارتند از:

A: تصویر جرج بوش در گروه (Skull & Bones):

 عضویت جرج بوش در گروه مخفی و ماسونی (Skull & Bones) در دانشگاه Yale

B: جرج بوش و جان کری در دو روز  مختلف،  در  یک  برنامه ی  تلویزیونی  حاضر شدند و به سوالات پاسخ دادند. در لا به لای  این  سوالات،  سوالی  هم  در رابطه با عضویت در گروه (Skull & Bone) پرسیده شد که هر دو نفر، عضویت در گروه (Skull & Bones)  را  رد  نکردند،  اما  از  توضیح دادن  در  این  زمینه  خودداری نمودند.
در برنامه ی مذکور،  مجری برنامه از جرج بوش سؤال می کند: « شما هر دو نفر(بوش و کری)، عضو گروه مخفی (Skull & Bones) هستید؛ بگویید که چه سری در این گروه وجود دارد؟ »

جرج بوش پاسخ می دهد: « موضوع به قدری  سری  است  که  نمی توانیم درباره ی آن صحبت کنیم. »
مجری می پرسد: « این حرف چه معنایی  برای  آمریکا  (مردم آمریکا)  دارد؟ نظریه های   توطئه   (درباره ی   توطئه آمیز   بودن   گروه   Skull & Bones)،  روز به روز بیشتر می شوند. »

جرج بوش می خندد و پاسخ می دهد: « بله مطمئناً  آن ها  (نظریات توطئه) وجود دارند. من نمی دانم. من هنوز صفحات اینترنتی را نخوانده ام. »
مجری می گوید: عدد 322 (کد رمزی گروه Skull & Bones) ...؟
جرج بوش در ادامه می خندد و موضوع بحث عوض می شود.

همان طور که گفته شد، جرج بوش در پاسخ به سؤال مجری، عضویت خود را در گروه مخفی (Skull & Bones) کتمان نمی کند؛ بلکه می گوید که  موضوع مورد نظر   سری   است.   همین  مسأله  شک  ما   را  به   شیطانی  بودن فعالیت های گروه مذکور بیشتر می کند.
در فیلم دیگر که مربوط به مصاحبه با جان کری است،  مجری سؤالات مشابه می پرسد و  جان کری  هم بسیار  شبیه  به  جرج بوش  به  سؤالات  پاسخ می دهد. به این نحو که، او نیز عضویت در گروه  (Skull & Bones)  را  کتمان نمی کند؛ ولی ابراز می دارد که هیچ چیزی  برای  گفتن  ندارد،  زیرا  موضوع بسیار سری است. جان کری سپس خندیده و بحث را عوض می کند.(67)

برای دانلود فیلم مصاحبه ی جرج بوش، اینجا کلیک کنید



برای دانلود فیلم مصاحبه ی جان کری، اینجا لینک  کلیک کنید



10 – سخن دونالد رامسفلد(وزیر جنگ سابق آمریکا).

« انسان هیچ گاه مانند زمانی که در محراب فراماسونری زانو به زمین  می زند و دعا می کند، به خدا نزدیک نمی شود. » (مجله ی M.S.A. Magazine)(68)

 اشاره ی مستقیم و صریح رامسفلد  به فراماسونری، و تعریف و تمجید  از  آن، نشان می دهد که خود  وی  نیز  عضو  همین گروه هاست و از آنها حمایت می کند.  (البته خاطر نشان می شویم که اشاره ی او به  « خدا »،  دروغی بیش نیست. چرا که در ابتدای مقاله نیز به ماده گرایی ماسون ها و شیطان پرستان پرداختیم  و گفتیم که آن ها به خداوند و هیچ موجود  فرازمینی اعتقاد ندارند. مدارک فراوانی نیز در مورد این مسأله وجود دارد.)

 
Man is never closer  to  God  than  when  he  kneels,  spiritually naked, at the altar of Freemasonry.

Masonic Services Association

M.S.A. Magazine

Volume 19, page 14


11 – دجال (Antichrist) بودن جرج بوش از نظر پاپ قبلی (پاپ ژان پل دوم).

از نظر پاپ قبلی،  ماهیت  اعمال  جرج بوش شیطانی  بوده  و  او  ویژگی های Antichrist  را دارا است. دلایل پاپ در زمینه ی این ادعا، عبارتند از:  برابر  بودن اسم George Bush با عدد 666، توجیهات مذهبی بوش برای اعمال  شیطانی، عضویت   بوش   در   گروه   ماسونی (Skull & Bones)،    رابطه ی    بوش   با شیطان پرستان و علاقه ی بوش به جنگ و خونریزی.(69)  البته  بیان این مطلب به این معنی نیست که ما هم قبول  کنیم  که  خود  شخص  جرج بوش  دجال  است؛ بلکه از نظر  ما  احتمالاً  خود  تشکیلات  فراماسونری،  دجال  آخرالزمان  است  که ان شا الله در پایان مقاله به این مطلب خواهیم پرداخت.



بخشی از خبری که در آن اشاره شده که پاپ ژان پل دوم ,جرج بوش پسر را دجال (Antichrist) میداند.

12 – فتنه های  پیاپی  از  سوی  آمریکا  در  مدار   33  درجه ی   عرض   جغرافیایی جهان.(70)

همان طور که گفته   شد،  33  در  فراماسونری  عددی  خوش  یمن  است   و  صاحب  درجه ی  33،  بیشترین   قدرت   را   داراست.  به   نظر  می رسد  که فراماسونرها این موضوع را به تمام فعالیتهایشان تعمیم داده و  تلاش  کرده اند تا  در حوالی مدار 33 درجه ی عرض جغرافیایی،  فعالیت های خاصی  را  انجام دهند. (منظور از حوالی 33 درجه،  مناطق بین  مدارهای  5/32  و  5/33  درجه است.).

بعضی از این فعالیت ها عبارتند از:

1)      ساخت   اولین   مجلس  اعلی  فراماسونری   طیف   « Scottish Rite »   و معروفترین لژ اسکاتلندی در آمریکا در شهر  چارلستون در مدار 33 درجه.(71) 

لژ مذکور، معروفترین و مهم ترین لژ  آمریکاست.   سؤال  اینجاست  که  چرا ماسون ها این لژ مهم را در شهرهای  معروف  و  بزرگ  آمریکا  نساختند،  و شهر  کوچک  چارلستون  (در مدار 33 درجه)  را   به   عنوان   محل  این  لژ برگزیدند!؟

2)      قتل جان. اف.کندی (رئیس جمهور کاتولیک  و  ضد  ماسون  آمریکا)  در  شهر دالاس در مدار 33 درجه.(72)

فراماسونها قانونی دارند به نام (King Kill 33.)؛ اعتقاد دارند پادشاه  33  باید کشته  شود  و  ما  می بینیم  که   جان.اف.کندی  ضد ماسون  را  در   شهر دالاس در مدار 33 درجه ترور کردند؛  سؤال اینجاست که چرا این شهر  و چرا در مدار 33 درجه؟  آیا در شهر  دیگری  نمی توانستند این کار را بکنند!؟



موقعیت شهرهای چارلستون (دایره قرمز) و دالاس (بیضی قرمز) در نزدیکی مدار 33 درجه (خط قرمز).  

3)      انفجار اولین بمب های  اتمی در  هیروشیما و ناکازاکی  در نزدیکی  مدار  33  درجه، در سال جادوئی از  دیدگاه  ماسون ها  (9451).

البته لازم به ذکر است که هیروشیما در 34 درجه  و  ناکازاکی  دقیقاً  در  33  درجه قرار دارد.  سال 1945 از این جهت سال جادویی ماسون ها است  که اگر سال 1776 را که سال اعلان استقلال آمریکا  و  تشکیل  اولین  کشور  با ارکان  ماسونی  است،   از  1945  کم کنیم عدد 169   به  دست  می آید (169=1945-1776(. عدد 169 حاصلضرب  13  در  13  است و  همان طور که می دانیم 13 عدد خوش یمن ماسون هاست (169=13*13).(73)

موقعیت شهر ناگازاکی (داخل بیضی قرمز) در نزدیکی مدار 33 درجه (خط قرمز).

 
4)  تهدید مداوم دمشق در نزدیکی مدار 33 درجه.


موقعیت شهر دمشق (داخل بیضی قرمز) در نزدیکی مدار 33 درجه (خط قرمز).
 

5)      واقعه ی  طبس  (محل فرود هواپیماهای آمریکائی برای  آزادی  گروگان های این کشور)  در مدار 33 درجه.

هدف آمریکا در این تهاجم، حمله به  تهران  بوده  است،  سؤالی  که   مطرح می شود، این است که چرا به  جای  اینکه  آمریکایی ها  مثلاً  در  کویر های سمنان  (که آن جا هم  کویری  و  خالی از  سکنه  است،  اما  نزدیک  تهران می باشد)، فرود بیایند، در طبس که فاصله ی زیادی از تهران  دارد،  ولی  در مدار 33 درجه واقع شده است، فرود آمدند.

منطقه فرود آمریکایی ها در صحرای طبس(داخل دایره قرمز) در نزدیکی مدار 33 درجه(خط قرمز).

 

6)      اشغال بابل (نزدیک بغداد در عراق) در مدار 33 درجه.(74)


شهر بابل،  معروف به شهر شیطانی است. به نحوی که منطقه ی  بابل  در روایات اسلامی نیز نفرین شده است.(75)   همچنین  فرضیه های  علمی  و تاریخی  وجود  دارند  که  ابراز می دارند  احتمالاً  مصریان  باستان،   تعالیم ماسونی خود را از بابلیان مهاجر آموخته اند.  این  شهر،  یکی  از  شهرهای  معروف  آخرالزمان نیز می باشد. چرا که به اعتقاد فراماسونها،  قبل از  ظهور  ضد مسیح  (رهبر بزرگ ماسون ها)  و  به حکومت رسیدنش، شهر بابل  باید فتح شود. علاوه بر این، حضور بابل در مدار 33 درجه، خود عامل دیگری است  که ماسون ها را به سمت تسخیر  آن  می کشاند. از سوی دیگر، گروه های   منحرف اوانجلیکال که ارتباطشان با فراماسونری در  ادامه ی  مقاله  بررسی  خواهد شد) نیز  ادعا می کنند که  قبل  از  ظهور  حضرت  مسیح (ع)،  شهر  بابل باید فتح  شود!   همین  گروه ها  از  اشغال  عراق  توسط  دولت  بوش،  حمایت فراوانی کردند؛   زیرا   این  حرکت   را   زمینه ساز  ظهور  مسیح (ع) می دانستند!(76)

از  مجموعه ی  مطالب فوق می توان فهمید که  احتمالاً انگیزه ی ماسون ها   و همپیمانانشان از اشغال عراق، صرفاً تسلط بر منابع نفتی این کشور  نبوده است؛ بلکه آنان، هم به دلیل اهمیتی که برای بابل در آخرالزمان قایلند و هم با هدف تحقق اسراییل نیل تا فرات  (به عنوان  پیش زمینه ی  ساخت  معبد سلیمان)، دست به اشغال زده اند.

موقعیت شهر بابل (داخل بیضی قرمز) در نزدیکی مدار 33 درجه (خط قرمز).  

اما نکته ی جالبی که در این رابطه می توان به آن اشاره کرد،  این  است که در آوریل سال 2006، خبر بسیار مهمی در  رسانه ها و سایت های  اینترنتی درج شد که تحلیل ما را پیرامون اشغال عراق تأیید می نماید.

در این خبر ذکر شده بود که ماهواره ی سرویس جاسوسی روسیه،   تصاویر ماهواره ای عجیبی از یک مراسم مذهبی در منطقه ی باستانی  بابل  عراق ارسال کرد که در این مراسم، تعداد زیادی  از  سربازان  و  فرماندهان  ارشد آمریکایی مستقر در  عراق،  حلقه ای  به  طول یک  کیلومتر  در  اطراف  یک منطقه ی باستانی در حال حفاری تشکیل دادند و با آداب و رسومی همچون آداب و رسوم اقوام جاهلی و بت پرست،  با حالتی  احترام آمیز، مجسمه ی یک موجود شیطانی بابل باستان با عنوان « مار بالدار » را از زیر  خاک  بیرون آوردند و با نهایت احترام در یک محموله ی بار هوایی  قرار دادند  تا  به  آمریکا منتقل کنند.(77)

درج این خبر، سبب اعتراض شدید مسلمانان عراق، پیروان آیین ارتدوکس  در روسیه، و تعدادی از مسیحیان شد. چرا که آن ها این حرکت را  مایه ی  زنده نگاه داشتن آداب بت پرستی می دانستند. قباحت این حرکت آمریکاییان، کار  را  بدانجا  رسانده  که  نویسنده ی  یکی  از مقالات،   از  رواج   گسترده ی  بزرگداشت  و پرستش نمادهای شیطانی و بت های  ملل باستان  در  جهان  غرب،  اظهار تأسف کرده است.(78)  (البته لازم به ذکر است که  نویسنده ی مقاله ی مذکور، از دیدگاهی دلسوزانه برای جهان غرب و  خصمانه  با  ایران، به  بحث پرداخته  و  واقعه ی  اتفاق  افتاده  در  بابل  را  برای  کشوری   که می خواهد با ایرانیان و فرشته های آنان   (هاروت و ماروت  که  بنا  بر  انجیل تحریف شده،  ایرانی  بوده اند!)    در  آرماگدون  بجنگد،   خجالت آور  توصیف کرده است.   در واقع وی با این مقاله قصد داشته تا  آمریکاییان  را  از  اعمال شیطانی  دور  بدارد  و  بدین ترتیب  برای  آرماگدون  و  بازگشت  مسیح (ع) زمینه سازی کند!).

 در تصویر زیر، بخشی از خبر درج شده را ملاحظه می فرمایید:

7)      جنگ  33  روزه ی  اسرائیل  با  لبنان   (با دخالت آمریکا)   در   نزدیکی   مدار 33  درجه.

آنچه که از اخبار مربوط به این جنگ به  دست  آمده،   این  است  که  آمریکا، اسراییل و انگلیس، بار ها در طی جنگ مذکور مخالفت  خود  را  با  آتش بس اعلام نمودند؛(79) تا آن جا که  « کاندولیزا رایس »  وزیر امور خارجه ی آمریکا، رنج ها و سختی های جنگ را به درد مادر در  هنگام  زایمان!  تشبیه  کرد  و مردم خاورمیانه را به تحمل درد و سختی این جنگ،  برای  تولد  خاورمیانه ی جدید دعوت نمود و بدین ترتیب پذیرفتن هرگونه آتش بس را رد کرد.(80)


از سوی دیگر،  با شکست اسراییل  در  روز های  پایانی  جنگ،  گفتگو های آتش بس بین طرفین درگیر  انجام شد.  در اینجا نیز با اینکه توافق آتش بس، از یکی دو روز قبل از پایان جنگ حاصل شده بود، اسرائیل  به  دلایل نامعلوم، این جنگ ظالمانه را که خود آغاز کرده و به لبنان تحمیل نموده بود، تا  33 روز ادامه داد و آتش بس را به تأخیر انداخت!؟

این تاخیر آتش بس و تعلل از سوی اسراییل و حامی  آن (آمریکا)  و  ادامه ی جنگ تا  33  روز از  جانب  دولت  اسراییل،   خود  نشانه ای  از  تسلط  تفکر ماسونی بر دولت های اسراییل و آمریکا است. چرا که این کشور ها حتی در حضور مخالفت های گسترده ی مردم جهان، عمداً جنگ را  تا  33  روز  ادامه دادند و دقیقاً پس از 33 روز، جنگ را به پایان بردند.


8)      تبلیغ جنگ هسته ای دروغین «  Armageddon  » در دشتی  به  همین  نام که در حوالی مدار 33 درجه واقع شده است.

« Armageddon » نام جنگی است که بنا بر گفته ی بخش مکاشفات انجیل تحریف شده ی یوحنا، در آخرالزمان و در دشتی به نام  « Armageddon »  یا « هرمجدون » و بین  نیروهای  خیر و شر روی  می دهد  و  سبب  بازگشت مسیح  (ع)    به    زمین    می گردد.     (در   بخش های   انتهایی   مقاله، « Armageddon »  به صورت کاملتر مورد بحث واقع شده است.)

در سال های اخیر،  تبلیغات  وسیعی  پیرامون  آرماگدون  انجام  شده  و  هر حرکت نظامی آمریکا و اسراییل، بر اساس آن و با شعار  بازگشت مسیح (ع) توجیه می گرددد.

بنا بر ادعای صهیونیست ها، محل این جنگ در 30 کیلومتری شهر حیفا و  در دشت هرمجدون (Armageddon) در نزدیکی مدار 33 درجه است.

موقعیت محل جنگ اسراییل و لبنان (دایره زرد) و دشت هرمجدون(بیضی آبی) در نزدیکی مدار 33 درجه.  

مجاورت محل وقوع جنگ دروغین آرماگدون با مدار 33 درجه،  استناد  بیش از حد آمریکا و اسراییل بر این جنگ برای  جلب  حمایت  صهیونیست ها،  و  نیز وجود شواهد بسیاری درباره ی  حمایت های  فراوان  تشکیلات  ماسونی  از طرفداران آرماگدون، توطئه آمیز بودن این جنگ و شیطنت حامیان  آن  را  تأیید می نماید.

نکته ی بسیار مهم: مطالبی که درباره ی مدار  33  درجه بیان  شد،  به  این  معنی نیست که مدار 33 درجه ی کره ی زمین، نحس و بدیمن است؛ (چرا که تمام مناطق روی کره ی زمین و آسمان و ... مخلوق خداوند بزرگ می باشند.).  منظور ما از بیان این موضوع، این است که ماسون ها با توجه به عقاید  جاهلی،  کفر آمیز  و  خرافی خود، تلاش می کنند تا وقایع جهان را مطابق میل خود پیش برند و در این  راه،  توجه بسیاری نیز به نمادهای  خود  دارند؛   تا  آن  جا  که  به  دلیل  تقدیس  عدد  33  در فراماسونری، دسیسه های مهم خود را در  شهر ها  و  کشور های  مدار  33  درجه انجام می دهند و بدین ترتیب رنج بسیاری را بر مردم این مناطق تحمیل می نمایند.

شواهد ارتباط اسرائیل با فراماسونری

1 –  پرچم اسرائیل.

در پرچم اسراییل نماد های ماسونی به  صورت  علنی  و  کاملاً  بی شرمانه خود را نشان می دهند. این علایم عبارتند از:
    * ستاره ی شش گوش (Hexagram):  قبلاً ذکر کردیم که اکثر یهودیان،  همانند فراماسونر ها  سلیمان (ع)  را  پادشاه  و  جادوگر  می دانند،  نه  پیامبر.).(81) بنابراین علامت « ستاره ی شش گوش » یا « مهر سلیمان »، در بین یهودیان علامتی اعتقادی نیست و به شریعت حضرت موسی (ع) هیچ ارتباطی ندارد. بلکه نشان دهنده ی ارادت آن ها  به  سلیمان  (که  از  دید  آن ها  پادشاه  و جادوگر بوده است)، می باشد.  این در حالی است  که  حضرت  سلیمان (ع) بنا بر اعتقاد مسلمانان، یکی از انبیای پارسای خداوند متعال بوده است.
    * علامت نیل تا فرات: این علامت،  که به صورت  2  نوار  آبی  رنگ در  دو  طرف ستاره ی  شش گوش  دیده  می شود،   وسعت  سرزمین  پادشاه  سلیمان (King Solomon) را از دید یهود نشان می دهد.
نکته ی جالب این که فراماسونها نیز اعتقاد دارند، که قبل از ظهور ضد مسیح (Antichrist)، باید سرزمین حکومت پادشاه سلیمان به اشغال درآید و بعد از آن ضد مسیح حکومت جهانی را آغاز کند.
اشتراکات  فراوانی  که   بین   نمادها   و   تفکرات   یهودیان   صهیونیست   و فراماسون ها وجود دارد (از جمله مثال های فوق)،   نشان  می دهد  که  به احتمال بسیار زیاد، رابطه ی بسیار محکمی بین این گروه ها وجود دارد.

پرچم اسراییل غاصب که واضحاً واجد علایم ماسونی است.

2 – حضور علامت ستاره ی داوود (Hexagram) پرچم اسرائیل،  در مهر ماسونی و اسکناس  یک  دلاری  آمریکا   (مهر ماسونی  آمریکا  2  قرن  قبل  از  تأسیس اسرائیل ساخته شد.).

این  موضوع  می تواند ارتباط اسرائیل با فراماسونری را تأیید کند؛  چرا که مهر ماسونی ایالات متحده ی آمریکا که مملو  از  انواع  و  اقسام  علایم  ماسونی است،  علامت ستاره ی شش گوش را نیز در خود  جای  داده  است.  از  این مطلب می توان دریافت که علامت ستاره ی شش گوش  نیز  یکی  از  علایم واضح ماسونی است که در نمادهای  تشکیلات  مهم  ماسونی  به  کار  رفته است.    ضمن این که  حضور  علامت  ستاره ی داوود  (Hexagram)  در مهر ماسونی و اسکناس یک دلاری آمریکا نشان می دهد  که  نقشه ی  تأسیس اسراییل از قرن ها پیش توسط فراماسون ها ریخته  شده  بود  و   هولوکاست بهانه ای بیش نبود. در واقع می توان از این  مساله   نتیجه  گرفت  که  کشور اسراییل  باید  به  هر  وجه  ممکن  توسط   ماسون ها   تشکیل  می شد   و افسانه ی کذایی هولوکاست  نیز  فقط  بهانه ای  شد  تا  فلسفه ی  وجودی اسراییل، توجیهی داشته باشد.

حضور علامت ستاره داوود (Hexagram) پرچم اسراییل در مهر ماسونی و اسکناس یک دلاری آمریکا(مهر ماسونی آمریکا دو قرن قبل از تاسیس اسراییل ساخته شد.)
3 –  دادگاه عالی اسرائیل (Israeli Supreme Court) در بیت المقدس.(82)

بسیاری از حکم ها و فرمانهایی که  درباره ی  ترور  فلسطینیان  و  مسلمانان  سایر کشورهای اسلامی وضع  می شود،  از  « (Israeli Supreme Court) یا دادگاه عالی اسرائیل » صادر می گردد.  در این دادگاه به صورت علنی و بدون هیچ  واهمه ای  از علایم ماسونی استفاده شده است.   حضور علایم فراوان ماسونی در این دادگاه، به قدری ما را به  شک  وا  داشت  که  مجبور  شدیم برای اطمینان از  صحت  مقالات  مورد  استفاده،  از  برنامه ی  Google Earth استفاده کرده و صحت عکس ها را به وسیله ی آن بیازماییم. همان طور که در  تصاویر زیر ملاحظه می فرمایید، عکس ها کاملاً واقعی هستند و هیچ تردیدی در صحت آن ها وجود ندارد:

عکس راست: (Israeli Supreme Court) یا دادگاه عالی اسراییل برگرفته از سایت اینترنتی.
عکس چپ: (Israeli Supreme Court) یا دادگاه عالی اسراییل در برنامه یGoogle Earth.

 
در طراحی این دادگاه از علایم ماسونی بی شماری استفاده  شده است  که  ما  در این جا به بعضی از آن ها اشاره خواهیم کرد:

    * در طراحی ساختمان این دادگاه، در سقف یکی از قسمت ها، « هرم و چشم جهان بین » ساخته شده است.  این نما در تصویری که از پایین گرفته  شده، بهتر دیده می شود.

عکس راست: (چشم جهان بین) بر روی سقف دادگاه عالی اسراییل. این تصویر از راه دور گرفته شده است.
عکس چپ: (چشم جهان بین) بر روی سقف دادگاه عالی اسراییل. این تصویر از نزدیک و زیر هرم گرفته شده است.
 

    * یکی دیگر از بناهای دادگاه، یک  Obelisk  است که دقیقاً مشابه  بنای یادبود ماسونی   جرج  واشنگتن  در   آمریکا (البته  با  ابعادی  کوچکتر)   می باشد. (Obelisk یک علامت معروف مصری و ماسونی است.)

]]>
محکومیت اهانت به قرآن کریم 2010-09-14T07:48:38+01:00 2010-09-14T07:48:38+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/202 مصطفی پاک نیت انا لله و انا الیه راجعون               مرگ بر آمریکا                                                                مرگ بر اسرائیلوای بر ما که در آزمونی که تنها 2 روز پس از ماه رمضان(ماه قرآن) برگزار شد مردود شدیم.وای بر ما، اقدامی که آمریکایی های پست فطرت و در انا لله و انا الیه راجعون

               مرگ بر آمریکا  
                                                             مرگ بر اسرائیل

وای بر ما که در آزمونی که تنها 2 روز پس از ماه رمضان(ماه قرآن) برگزار شد مردود شدیم.
وای بر ما، اقدامی که آمریکایی های پست فطرت و در پس آنها صهیونیست های ضد دین انجام دادند اما در هیچ وبلاگ و وبسایت ارزشی آنطور که باید محکوم نشد. من که رد شدم شما را الله اعلم...
ضمن عرض تسلیت به پیشگاه ولی عصر(عج) و ابراز شرمندگی
طرح سراسری تلاوت سوره ی مبارکه حشر به نیت نابودی دشمنان اسلام و قرآن.
ضمن تلاوت، اطلاع رسانی کنید.
سکوت هر مسلمان     خیانت است به قرآن
]]>
فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش دوم 2010-06-30T17:13:33+01:00 2010-06-30T17:13:33+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/201 مصطفی پاک نیت برای دیدن بخش اول کلیک کنیدبسم الله الرحمن الرحیمفراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش دوم ابزارهای فراماسونری فراماسونری در طول تاریخ با تمام وجود، از همه ی قدرت و  امکانات  موجود  برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره برده است. بعد از نابودی حکومت مصر باستان، این عقیده شیطانی به شکلی مخفی و رمزآلود ولی فعالی و پویا، در طی  اعصار و قرون در بین جوامع خزیده است. از اواخر  قرن 18 و اوایل قرن 19 و  همزمان  با استقلال  آمریکا (که کشوری با&nbs برای دیدن بخش اول کلیک کنید

بسم الله الرحمن الرحیم

فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش دوم

ابزارهای فراماسونری

 فراماسونری در طول تاریخ با تمام وجود، از همه ی قدرت و  امکانات  موجود  برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره برده است. بعد از نابودی حکومت مصر باستان، این عقیده شیطانی به شکلی مخفی و رمزآلود ولی فعالی و پویا، در طی  اعصار و قرون در بین جوامع خزیده است. از اواخر  قرن 18 و اوایل قرن 19 و  همزمان  با استقلال  آمریکا (که کشوری با  ارکان کاملاً ماسونی است)، فراماسونری  با این تفکر که دیگر در موضع قدرت قرار گرفته است، آهسته آهسته خود را از لایه های زیرین جوامع بیرون کشیده و بدون واهمه، نمادهای خود را عرضه نموده است؛  تا آنجا که در سالهای اخیر به دلیل قدرت فراوان، اعمال  خود  را  علنی تر  کرده  تا عده ای را با ترساندن از قدرت خود، به سمت خویش جذب کند و  پایه های  خود را مستحکم تر نماید.

 فراماسونری در طول تاریخ برای پیشبرد اهداف خود و مبارزه با ادیان الهی،  در دو جبهه ی کلی و مهم به فعالیت پرداخته است:

1 – جبهه ی اقتصادی، سیاسی، نظامی و تکنولوژیکی  (که  از  اواخر  قرن 18  و اوایل  قرن 19  به  موفقیت  نایل  شده  و  از  آن  زمان  جهان  را  تحت  تأثیر  قرار داده است.) در این جبهه، نقش اصلی را  کشورهای  اسرائیل  و  آمریکا برعهده دارند .  آمریکا  و  اسرائیل  علاوه  بر  عملکرد بارز  خود  در  زمینه ی سیاسی و اقتصادی  و  نظامی،  به  صورت  غیر مستقیم  نیز  با حمایت  از  گروه های  شیطان پرست،  به  ترویج  فساد و فحشا  و  اعمال شیطانی  مبادرت می ورزند. نکته ی مهم و جالب توجه این  است  که  سردمداران  و  رؤسا  و استادان اعظم ماسونی و آنان که گرداننده ی  این  شبکه  هستند،  ظاهری شیک و آراسته و عادی دارند، ولی رده های پائین و مردم عادی که به سمت گروه های شیطان پرست کشیده  می شوند،  از  ظاهر و آرایش شیطانی برخوردارند.

 2 – جبهه ی فکری، عقیدتی و فرهنگی (که با نفوذ در ادیان، قصد تخریب آنها  را، هم از درون و هم از بیرون داشته است.)

در  جبهه ی  عقیدتی،  فراماسونری  با  عناوین  مختلف  در   دین های   اسلام، مسیحیت و یهودیت نفوذ کرده است:

·         اسلام: از  طریق  رواج  بهائیت،  بعضی   از   فرقه های   عرفانی   نوپا   و فراماسونهای طیف Shriner، قصد تضعیف دین اسلام را داشته و دارد.


·        مسیحیت: فراماسونری گروه هایی به  نام  اوانجلیکالها  (نوانجیلی ها)  را رواج داده که اهداف و اعمالشان هم جهت با عقاید فراماسون ها است و این گروه ها تا حد  زیادی  هم موفق  بوده اند.  فراماسونها  در  واتیکان  و بعضی از فرقه های پروتستان هم نفوذ  کرده اند.  از  این  مطلب  می توان نتیجه گرفت  که مشکلات اخیر واتیکان با اسلام و کشورهای اسلامی  نیز ناشی از همین موضوع می باشد.

 ·     یهودیت : اکثر یهودیان بالاخص ساکنین اسرائیل جزء  وابستگان  تشکیلات ماسونی هستند . ارتباط یهود و فراماسونری ارتباطی دوطرفه است،  یهود به رواجتعالیم ماسونی یا کابالا پرداخته و فراماسونری هم از یهود  حمایت می کند.

در تصویر زیر، جبهه های مختلف فراماسونری را در  مواجهه  با  ادیان  الهی  ملاحظه می فرمایید:

فراماسونری دجال آخرالزمان

پس از ذکر اطلاعات مقدماتی پیرامون فراماسونری، به بررسی شواهد ارتباط کشور ها و گروه های مختلف با فراماسونری می پردازیم.
شواهد ارتباط آمریکا با فراماسونری

 1 – برجسته ترین  افرادی  که  بیانیه ی  اعلان  استقلال  آمریکا  را  در  سال  1776 میلادی  امضا کردند، فراماسون بوده اند.(45) اینان عبارتند از:

]]>
« فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش اول» (2) 2010-06-24T04:48:35+01:00 2010-06-24T04:48:35+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/200 مصطفی پاک نیت ادامه از قسمت اولعلامات و اعداد در فراماسونری علاوه بر علاماتی که در قسمت های قبلی ذکر شد، علامات دیگر و اعداد خاصی مورد توجه فراماسون ها و دیگر گروه های شیطان پرست هستند که اکثر آنها نیز منشاء مصری دارند، هرچند علامت هایی نیز از دیگر عقاید الحادی  ملل  باستان از جمله آریایی های قدیم (نه دین زرتشت) ، شرق دور و... اقتباس شده اند.  مهمترین آنها عبارتند از:1)  پرگار و گونیا (یکی از مهمترین و معروفترین علامات).در وسط این دو علامت، حرف G  قرار گرفته  است
ادامه از قسمت اول

علامات و اعداد در فراماسونری


 
علاوه بر علاماتی که در قسمت های قبلی ذکر شد، علامات دیگر و اعداد خاصی مورد توجه فراماسون ها و دیگر گروه های شیطان پرست هستند که اکثر آنها نیز منشاء مصری دارند، هرچند علامت هایی نیز از دیگر عقاید الحادی  ملل  باستان از جمله آریایی های قدیم (نه دین زرتشت) ، شرق دور و... اقتباس شده اند.

  مهمترین آنها عبارتند از:

1)  پرگار و گونیا (یکی از مهمترین و معروفترین علامات).

در وسط این دو علامت، حرف G  قرار گرفته  است.(30)  (به  اعتقاد  فراماسونها،  « Goat = بز »  نماد  شیطان است.
نکته ی جالب دیگر، این که در برخی از لژ ها بر روی علامت پرگار و گونیا، علامت چشم جهان بین نیز حک شده است که  نشان دهنده ی  اهمیت  فوق العاده ی  علامت  چشم جهان بین  در  نزد ماسون ها می باشد.

نماد فراماسونری
نماد پرگار و گونیای ماسونی (به چشم جهان بین روی پرگار دقت کنید )



2) ستاره ی  5 گوشه ی  معکوس یا Baphomet.
 
نشان دهنده ی  بز یا  Goat می باشد. در بین  شیطان پرستان،  بز نماد شیطان است.(31)  در قسمت  پایین تصاویر زیر، عیناً عباراتی از یک سایت فعال در زمینه ی شیطان پرستی نقل شده است تا مستندات در اختیار شما قرار گیرد.(32)

بز ( Goat) نماد شیطان در گروه های شیطان پرست
بز ( Goat) نماد شیطان در گروه های شیطان پرست   عکس روی جلد کتاب انجیل شیطانی (کتاب مرجع شیطان پرستان)

3) دست شیطان  یا  دست شاخدار.

 در  تفکر  ماسون ها  و   شیطان پرستان، شیطان شاخدار  Cornuto  است  و  با  حرکت  دست  خود، شیطان  را  نمایش می دهند.(33)  مستندات عیناً نقل شده است.(34)

دست شیطان یا شیطان شاخدار
دست شیطان یا شیطان شاخدار

نکته ی مهم: علامت   Cornuto  علامتی  است  که  باید  در  تفسیر  آن  بسیار محتاطانه عمل کرد. زیرا علاوه بر معنای دست شیطان که در غرب شناخته شده است، معانی دیگری نیز دارد. برای مثال در بین ناشنوایان این علامت  به  معنای  I love you می باشد. در مناطق آذری زبان ایران  و  ترکیه  و ...  نیز  این علامت  نماد  بوزقورت (گرگ خاکستری) می باشد که این نماد ، در بین آذری ها شناخته شده است . بنابراین Cornuto  هنگامی به معنای دست شیطان  است  که  یک فرد شنوای اروپایی یا  آمریکایی  در  مکان های  متعدد  از  این  علامت  استفاده می کند و از  سوی  دیگر  این  شخص  با  گروه های  مخفی  و  مشکوک  مرتبط است.(35) به عبارت دیگر، هر گردی گردو نیست! برای اطلاق لفظ  دست شیطان به علامت  Cornuto، باید هم به محل  زندگی  فرد،  موقعیت،  وضعیت جسمی، ارتباط وی با گروه های مشکوک و دلیل وی در  استفاده  از  این  علامت  بررسی شود. در ضمن، استفاده از Cornuto در کنار علایم دیگر شیطانی اهمیت دارد. در واقع این علامت تایید کننده است نه اثبات کننده.


4) چلیپای شکسته (صلیب شکسته)  یا  Swastika:   علامت  شناخته شده ی هیتلر و نازی ها.


 نکته ی جالب اینکه این علامت در گروه های  ماسونی  هم  کاربرد  دارد.(36)   در  شکل سمت چپ که مربوط به ماسونهاست، طرحی دیده می شود که در  بالای  آن  علامت  صلیب شکسته،   و  در  وسط  آن  ستاره ی  شش گوش  مشاهده  می گردد که این مطلب ارتباط  نازیسم و صهیونیزم  را نشان  می دهد.  (برخلاف  ادعای جهان غرب). زیرا  هم  ستاره ی شش گوش و هم  صلیب شکسته  مورد  تقدیس  ماسون ها هستند. در واقع  ریشه های  نازیسم و یهودیت صهیونیستی یکی است و نه تنها این دو  حرکت  شوم  هیچ  تضادی  با  هم  ندارند،  بلکه  در  خدمت یکدیگر نیز قرار دارند. این مسأله خود شاهدی بر رد هولوکاست است.


 البته لازم به ذکر است که بعد از جنایات هیتلر اکثر گروه های ماسونی به منظور پرهیز از بدنامی، استفاده از چلیپای شکسته را کنار گذاشتند؛ این در حالی است که قبل از جنگ جهانی دوم، علامت چلیپای شکسته یک علامت کلیدی در فراماسونری بوده است.(37) (ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که هیتلر نیز ماسون بوده است،(38) اما تحرکات نظامی اش برخلاف مصالح فراماسونری بوده و منجر به مقابله ی بقیه ی ماسون ها با وی شده است).

علامت و نماد فراماسونری

5) جمجمه و استخوان  (Bones & Skull )

جمجمه و استخوان

6) عدد 666 نماد دجال یا ضد مسیح (Antichrist) یا شیطان.(40)

گاهی به صورت FFF  هم این عدد را نشان  می دهند.  چون  حرف F،  ششمین حرف انگلیسی است.

666

7) عدد 13.(41)
 عدد مقدس ماسون ها و یهودیان است.(42)  در حالی که مسیحیان آن  را  نحس می دانند. فراماسون ها  در بسیاری از  نماد های  خود،  تعداد  اجزاء  را  13 قرار می دهند.  به  عنوان  مثال  در  تصویر  راست،  ستاره ی  شش گوش  را  با  13 ستاره ی کوچک کشیده اند. در شکل وسط، 13 دست گوشه های یک شکل 13 دندانه را گرفته اند. در  تصویر  سمت  چپ  هم  که مربوط  به  چنگ  یک  الهه ی باستانی، است و متعلق به یک گروه ماسونی می باشد،  تعداد  تارها  13  عدد می باشد.

عدد13 در فراماسونری

ستاره 6 گوش متشکل از 13 ستاره کوچک* 13 دست و 13 دندانه*  13 تار چنگ الهه باستانی


8) عدد 33.(43)

 همان طور که  گفتیم  در  فراماسونری،  صاحب  درجه ی  33   بالاترین  قدرت  را داراست. در سمبل بسیاری از گروههای ماسونی از جمله در  علامت  مربوط  به یک  گروه ماسونی شهر (Memphis)  آمریکا  (که  نام  شهر باستانی Memphis  مصر را برخود نهاده اند)، عدد 33 بکار رفته است.
عدد 33 در فراماسونری
سمبل گروه ماسونی شهر Memphis آمریکا (به عدد 33 در بالای تاج توجه فرمایید.) _عدد 33 در نماد های ماسونی مختلف

ذکر یک نکته ی مهم:  بعد از ذکر علامات و اعداد مورد استفاده در فراماسونری، ذکر این نکته ضروری به  نظر  می رسد  که  برای  تطبیق علامت های  مذکور بر گروه ها و افراد، باید همواره با احتیاط برخورد کرد. زیرا در بعضی از مواقع،  علامت ها و لوگو های بعضی از  شرکت ها  و  سازمان ها  در  نقاط مختلف  جهان،  شبیه  به علامت های فراماسونری هستند، اما همواره نمی توان به این سازمان ها برچسب ماسونی بودن زد.  برای مثال بسیاری از شرکت ها و کانال های  تلویزیونی و ماهواره ای از نماد چشم در لوگوی خود استفاده  می کنند که این چشم،  نماد بیننده و مخاطب تلویزیونی است و این مطلب کاملاً  منطقی و  قابل  فهم است. بنابراین در این حالت، چشم موجود در لوگو های مذکور،  نشان دهنده ی  ماسونی بودن این کانال ها نیست. همچنین چشم پزشکی ها و  عینک سازی هایی  که  در تبلیغات خود از  علامت  چشم  استفاده  می کنند  نیز  ماسونی  نیستند،  چرا  که حرفه ی آن ها در ارتباط با چشم می باشد. از سوی دیگر در بعضی از تصاویر  هنری و معماری، ممکن است در اثر روی هم افتادن  خطوط،  تصاویر  متعددی  شبیه  به ستاره ی شش گوش و ستاره ی پنج گوشه ی معکوس پدید آید که  این  تصاویر  نیز غیرعمدی بوده و نشان دهنده ی فراماسون بودن معماران  این  بناها  نیست. برای درک بهتر این مطلب، به تصاویر زیر توجه فرمایید:


دو تصویر هنری که به صورت اتفاقی و به دلیل روی هم افتادن خطوط , دارای علامت های ستاره ی 6 گوش و ستاره ی 5 گوشه ی معکوس هستند. حصور اتفاقی این علامات در تصاویر فوق , به معنای ماسون بودن طراحان آنها نیست.

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، صرفاً با مشاهده ی یک علامت  مشابه علامات  ماسونی، نمی توان  به  افراد  و  شرکت های  مرتبط  با  آن  علامت،  فوراً برچسب ماسون بودن زد. بلکه باید در این زمینه تحقیق نمود و از شواهد محکم تری در تأیید یا رد ماسونی بودن گروه های مذکور بهره گرفت.
البته در این بین بعضی علامت ها هستند که  اختصاصاً  و  عمدتاً  ماسونی  هستند  و  تا  حدود  زیادی می توانند ماسونی بودن افراد و شرکت ها و سازمان های مرتبط با خود را نشان دهند. برای مثال علامت پرگار و گونیای ماسونی (نه پرگار تنها و یا گونیای تنها)، علامت بسیار  اختصاصی  ماسون ها  است. همچنین  علامت  هرم و چشم (نه هرم تنها یا چشم تنها)  نیز  یک  علامت  بسیار  اختصاصی برای گروه های ماسونی است.
از سوی دیگر اگر گروهی از علامت های فراوان و متعدد فراماسونری  استفاده  بکند نیز به احتمال قوی یک گروه ماسونی می باشد. به همین صورت، گروهی که  علایم ماسونی را بدون هیچگونه قرینه ی منطقی به کار می برد  نیز  به  احتمال  زیاد  یک گروه ماسونی است. برای مثال،  نماد چشم جهان بین که  در  لژ ها   استفاده می شود نیز یک نماد  کاملاً  ماسونی  می باشد؛  چرا  که  در  لژها  هیچ  عملیات چشم پزشکی و تصویربرداری انجام نمی شود که بتوان نماد چشم جهان بین  را  به آن ربط داد.
در هر حال باید این مطلب را همواره به یاد داشت که صرف دیدن یک  علامت  شبیه به علایم ماسونی، نباید سریعاً به افراد و سازمان های  مرتبط  با  علامت،  برچسب ماسون بودن زد و برای رد یا تأیید این مسأله، باید تحقیقات بیشتری انجام داد.
 
اهداف فراماسونری

 1 – نابودی تمام مظاهر توحید و یکتاپرستی در جهان.
2 – به دست گرفتن حکومت و قدرت در تمام کشورهای جهان از طریق  شبکه ی گسترده ی ماسونی در تمام ممالک دنیا.
3 – تخریب  مسجد الاقصی  و  کشف  معبد سلیمان  و  بازسازی  آن  در  ابتدای  قرن 21.(44)

4 – پرکردن معبد سلیمان از بت ها  و  نمادهای ماسونی  به  عنوان  اصلی ترین پرستشگاه ماسونی.
5 – برقراری حکومت جهانی  شیطانی  به  پایتختی  معبد سلیمان  در  اورشلیم (بیت المقدس).
6 – به حکومت  رساندن  قدرتمندترین  فراماسون  با  عنوان  نمادیین  ضد مسیح (Antichrist= دجال) در ابتدای قرن 21.

 


ادامه دارد ..............


برای دانلود منابع به فرمت PDF اینجا کلیک کنید.
 

خادم الامام-وعده صادق



]]>
« فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش اول» 2010-06-23T10:30:06+01:00 2010-06-23T10:30:06+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/199 مصطفی پاک نیت بسم الله الرحمن الرحیم« فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش اول»پرسش های آغازین بحث: 1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟4 – با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین  و  روسیه)،  چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟5 – چرا  کشورهایی  همچون   آمریکا  و  اسرائیل  بسم الله الرحمن الرحیم

« فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش اول»
نماد فراماسونری

پرسش های آغازین بحث:

 1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟
2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟
3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟
4 – با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین  و  روسیه)،  چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟
5 – چرا  کشورهایی  همچون   آمریکا  و  اسرائیل  که  داعیه های  مذهبی   دارند، بیشترین جنایات را در حق بشر مرتکب می گردند، اما کشور  کمونیستی  مانند چین، کمتر از کشورهای مزبور دست به سرکوب می زند؟
6 – چرا امروزه غرب، مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد؟
7 – هدف غرب و بخصوص آمریکا، از حضور در خاورمیانه چیست؟
8 – چرا با وجود کشورهای نفت خیزی چون عراق و عربستان، اسرائیل در فلسطین اشغالی لانه گزیده است؟
9 – چرا عراق اشغال شده است؟
10 – چرا بهاییان مقبره ی بهاء الله در اسرائیل را مقدس ترین مکان می دانند؟
11 – چرا مبارزه با اسرائیل وظیفه ی تمامی مسلمین جهان است؟
12 – آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه قرار گرفته است؟
13 – چرا جرج بوش  مأموریت  خود  را  در  جنگ  علیه  تروریسم ؟!  مأموریتی الهی می داند؟
14 – چرا آمریکا از اسرائیل حمایت کامل می کند؟
15 – آیا آمریکا بازیچه ی اسرائیل است یا اسرائیل بازیچه ی آمریکا؟
16 – علت دشمنی غرب و اسرائیل با ایران و حزب الله چیست؟
17 – چرا اخیراً ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است؟

 

ان شاء الله تلاش داریم تا بتوانیم در این بحث  به  پرسش های  مطرح  شده اسخ دهیم. البته پاسخ ما به این سوالات، مستقیم نخواهد بود؛  بلکه  تلاش  می نماییم  تا شما خوانندگان عزیز، خود بتوانید با استفاده از اطلاعات این مقاله به پاسخ صحیح برسید.


 


فراماسونری چیست؟


می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن  نیستند  و  یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت  این  تشکیلات،  برای  ما  مسلمانان امری لازم و ضروری است.


کلمه ی  ماسون (mason)   یعنی  بنّا،  فراماسون (Freemason)  یعنی  بنّای  آزاد. ماسونری  یک تشکیلات منظم جهانی است که بر  ارکان  دولت های  جهان  و  اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و  بسیار  هم آزادانه عمل می کند.  کسی  که  عضو  فراماسونری  است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت  ماسونهاست  لژ  نام  دارد.  یکی  از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist  = دجال)، یا  به  تعبیر  بعضی  از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود،  کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و  موفق  به  کشف  و  افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی  هستند  که:   «مسئله  یک  توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.» (1)


کتاب «کمیته 300 کانون توطئه های جهانی» نوشته ی دکتر جان – کولمن،  در  این زمینه  چنین  می گوید:   « دلیل  موجودیت  نظامهای  پنهانی   مانند   سلحشوران اورشیلم،  سنت جان  و  مردان  میزگرد  و  گروه  میلنر  و  سایر  اجتماعات   مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان، بخشی از  زنجیره ی  گسترده ی  فرماندهی سلطه گری  جهانی  را  تشکیل  می دهند   که   از   باشگاه  رم ،    سازمان  ناتو، مؤسسه ی  سلطنتی  امور  بین المللی   تا   سرسلسله ی   توطئه گران،   یعنی کمیته ی 300، امتداد دارد. این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان  و  اسرار آمیز نیاز دارند، چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند. » (2)
.....



]]>
کرامات و بشارت های امام خمینی 2010-06-04T05:28:21+01:00 2010-06-04T05:28:21+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/197 مصطفی پاک نیت * مگر حضرت بقیةالله به من خلاف میفرماید؟! شاه باید برود * ایرانیان حکومت اسلامی را تداوم میدهند؛ آنگاه حضرت مهدی (عج) ظهور خواهند کرد * حکومت اسلامی تشکیل میدهیم و پرچم را به صاحب پرچم میسپاریم * پیشگویی انقلاب امام خمینی در بیان ائمه معصومین * کنگره های کاخ کسری و انقلاب ایران * حدیث فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ سُلْطَانَهُ و ترجمه فارسی آن در کلمات امام خمینی * مگر حضرت بقیةالله به من خلاف میفرماید؟! شاه باید برود. مرحوم حجت الاسلام سید محمد کوثری (ره)( روضه امام خمینی ره

* مگر حضرت بقیةالله به من خلاف میفرماید؟! شاه باید برود

* ایرانیان حکومت اسلامی را تداوم میدهند؛ آنگاه حضرت مهدی (عج) ظهور خواهند کرد

* حکومت اسلامی تشکیل میدهیم و پرچم را به صاحب پرچم میسپاریم

* پیشگویی انقلاب امام خمینی در بیان ائمه معصومین

* کنگره های کاخ کسری و انقلاب ایران

* حدیث فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ سُلْطَانَهُ و ترجمه فارسی آن در کلمات امام خمینی



* مگر حضرت بقیةالله به من خلاف میفرماید؟! شاه باید برود.


مرحوم حجت الاسلام سید محمد کوثری (ره)( روضه خوان مراسم های امام خمینی) نقل مینماید: یک روز من در منزل آقای آیت الله فاضل لنکرانی، از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بودیم و صحبت از ایران به میان آمد. من گفتم این چه فرمایشهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران میفرمایید؟ یک مستأجر را نمیشود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما میخواهید شاه را از مملکت بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیده اند. سخنم را تکرار کردم.


امام برآشفتند و فرمودند: فلانی چه میگویی؟ مگر حضرت بقیةالله صلوات الله علیه به من (نستجیربالله) خلاف میفرماید؟! شاه باید برود.


و همان هم شد و شاه از مملکت بیرون رفت. میبینم که ایشان چنین پیوندی با حضرت بقیةالله (عج) داشتند. 

برای اطلاع بیشترمراجعه کنید: فصلنامه انتظار ، ش14، ص5.


***

* ایرانیان حکومت اسلامی را تداوم میدهند؛ آنگاه حضرت مهدی (عج) ظهور خواهند کرد


مرحوم حجت الاسلام محمد دشتی میگوید: ((در روزهای بسیار سخت و اندوه باری که حضرت امام خمینی (ره) از عراق بیرون رفتند و کویت با اقامت امام موافقت نکرد و همه عاشقان نگران بودند که امام به کجا میرود و چرا یک میلیارد مسلمان آن چنان وابسته و خود فروخته اند که قدرت پناه دادن به یک رهبر اسلامی را ندارند، یکی از علمای عارف و اهل بصیرت و مکاشفه به منزل قبلی امام خدمت آیتالله پسندیده (ره) برادر بزرگ امام آمد و فرمود: نگران نباشید، آسیبی به آقای خمینی نمیرسد و ایشان وارد ایران شده، حکومت اسلامی تشکیل میدهد و تا سالها آن را شخصاً اداره میفرماید و پس از ایشان تا سالها، ایرانیان حکومت اسلامی را تداوم میدهند؛ آنگاه حضرت مهدی (عج) ظهور خواهند کرد.))


برای اطلاع بیشتر: فصلنامه مشرق موعود ، ش 8 ، سرمقاله


***

* حکومت اسلامی تشکیل میدهیم و پرچم را به صاحب پرچم میسپاریم

آقای علی محمد بشارتی ـ وزیر پیشین کشور ـ نقل میکرد که: در تابستان سال 1358، هنگامی که مسؤول اطلاعات سپاه بودم، گزارشی داشتیم که: آقای ... در مشهد گفته است: ((من بالاخره علیه امام اعلام جنگ میکنم.))
من خدمت امام رسیدم و ضمن ارائه گزارش، خبر مذکور را هم گفتم. ایشان سرش پایین بود و گوش میداد، این جمله را که گفتم سر بلند کرد و فرمود:
((اینها چه میگویند، پیروزی ما را خدا تضمین کرده است. ما موفق میشویم، در اینجا حکومت اسلامی تشکیل میدهیم و پرچم را به صاحب پرچم میسپاریم.)) 
پرسیدم: خودتان؟ امام سکوت کردند و جواب ندادند  .

محمد دشتی، آینده و آینده سازان، ص 105.

***

 
فرزند استاد عرفان امام خمینی ( آیت الله شاه آبادی ) نقل می کنند: قبل از تشریف فرمایی امام به نجف، شبی در خواب دیدم که در ایران آشوب و جنگ است، به ویژه در خوزستان. سر تمام نخل های خرما یا قطع شده بود یا سوخته بود. در این جنگ، یکی ازنزدیکان من شهید شده بود و این جنگ که خیلی طولانی شده بود، فرماندهی اش را حضرت سید الشهداء علیه السلام بر عهده داشتند که با پیروزی ایران تمام شد... و از خواب بیدار شدم. پس از تشریف فرمایی امام به نجف، خواب را برایشان تعریف کرد و ایشان گفتند: یک نکته به تو می گویم که تا زمانی که زنده ام جایی بیان نشود. روزی در قم، آیت اللّه شاه آبادی مسیر حرکت  را بیان کرد و فرمود که: «تو انقلاب خواهی کرد و پیروز هم می شوید و جنگی در خوزستان برایتان رخ می دهد که یکی از اقوام ما نیز در آن جنگ به شهادت نایل خواهد شد.» سپس فرمود: «حالا البته زود است، تا آن زمانی که این مسیر شروع شود، زود است، امّا می رسد» و همان وقایع اتفاق افتاد. 
آدرس :

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4723&id=37715


***


و با گزارشی مفصل تر امام جمعه قم حجت الاسلام سعیدی شب 21 بهمن ماه 88 در سلسله نشست های بصیرت در مسجد اهل البیت قم نقل کردند :

امام خمینی(ره) از طریق استاد عرفانش آیت الله شاه آبادی در جریان این قیام و نهضت عظیم الهی قرار گرفت و بی خبر از وقوع این نهضت نبود. آیت الله نصرالله شاه آبادی فرزند آیت الله شاه آبادی، استاد امام خمینی(ره) که الان در قم تشریف دارند می گفتند که من در سال 43 خوابی دیدم که در خوزستان نخل ها قطع و آتش همه جا را فراگرفته است و امام حسین(ع) در خیمه ای نشسته اند و بسیار ناراحت هستند و دو زن دیگر نیز در خیمه کناری ایشان مشغول ناسزا هستند و این قدر فهمیدم که ظاهرا آنها دو زن پیغمبر هستند، این خواب را به امام خمینی گفتم و از ایشان خواستم آن را تعبیر کنند. امام ابتدا تنها گفتند خیر است؛ اما با اصرار من و با شرط اینکه به عنوان راز تا هنگام زنده بودن ایشان، برای کسی بیان نکنم، فرمودند که ما از نجف به ایران می رویم، شاه می رود و نهضت پیروز می شود، در ابتدای نهضت از طرف برخی از فرقه ها توطئه هایی علیه نظام می شود؛ اما همه آنها خنثی می شود بعد از آن از طریق عراق از خوزستان به ایران حمله می شود و حتی در این جنگ یکی از اعضای خانواده شما(آیت الله شاه ابادی) هم شهید می شوند؛ اما باز هم ما پیروز می شویم.     


حجت الاسلام و المسلمین سعیدی افزود: آقای شاه آبادی گفتند سخن امام به اینجا که رسید فرمودند تا اینجا تعبیر خواب شما بود؛ اما پدر شما سیر نهضت را از ابتدا تا انتها برای من گفته اند و من همه آن را می دانم.


آدرس:

http://rasanews.ir/NSite/FullStory/SendToFriends/?Id=75222

***


* پیشگویی انقلاب امام خمینی در بیان ائمه معصومین


امام موسی کاظم علیه السلام: رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ‏ .


***

* کنگره های کاخ کسری و انقلاب ایران
عید ولادت حضرت رسول- صلى اللَّه علیه و آله- و عید ولادت حضرت صادق- سلام اللَّه علیه- خداوند ان شاء اللَّه مبارك كند بر همه شما و بر همه مسلمین جهان و بر ملتهاى بزرگ اسلامى خصوصاً ملت ایران، ان شاء اللَّه مبارك باشد ..... در ولادت حضرت رسول- صلى اللَّه علیه و آله- قضایایى واقع شده است، قضایاى نادرى به حسب روایات ما و روایات اهل سنت وارد شده است كه این قضایا باید بررسى بشود كه چى است. از جمله قضیه شكست خوردن طاق كسرى‏ ( در مدائن ) و فرو ریختن چهارده كنگره از آن قصر ..... اینكه چهارده كنگره از كنگره‏هاى قصر ظلم خراب شد، به نظر شما نمی‏آید كه یعنى‏ در قرن چهاردهم این كار می‏شود،  به نظر شاید بیاید این، محتمل هست كه این بناى ظلم شاهنشاهى بعد از چهارده قرن از بین می‏رود و بحمد اللَّه رفت از بین‏ .

صحیفه نور امام، ج‏19، ص: 437


***

من راجع به حضرت صدیقه- سلام اللَّه علیها- خودم را قاصر مى‏دانم كه ذكرى بكنم، فقط اكتفا مى‏كنم به یك روایت كه در كافى شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است كه حضرت صادق- سلام اللَّه علیه- مى‏فرماید: فاطمه- سلام اللَّه علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین مى‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت  عرض مى‏كرد و مسائلى از آینده نقل مى‏كرد. ظاهر روایت این است كه در این 75 روز مراوده‏اى بوده است؛ یعنى، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم كه غیر از طبقه اول از انبیاى عظام‏ درباره كسى این طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه‏اى كه واقع مى‏شده است، مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذریه او مى‏رسیده است در آتیه، ذكر كرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، كاتب وحى بوده است حضرت امیر، همان طورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است- و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم- كاتب وحى حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است. ........ جبرئیل به طور مكرر در این 75 روز وارد مى‏شده و مسائل آتیه‏اى كه بر ذریه او مى‏گذشته است، آن مسائل را مى‏گفته است و حضرت امیر هم ثبت مى‏كرده است. و شاید یكى از مسائلى كه گفته است، راجع به مسائلى است كه در عهد ذریه بلندپایه او حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- است، براى او ذكر كرده است كه مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمى‏دانیم، ممكن است‏.

صحیفه نور امام، ج‏20، ص: 4-5 


***


* حدیث فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ سُلْطَانَهُ

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله:  یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ  فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَهُ


ترجمه فارسی این حدیث در کلمات امام خمینی

بارها حضرت امام به زبان صریح و ساده این روایت بالا رو ترجمه کردند.


((انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.)) صحیفه نور امام، ج‏21، ص: 327


((امیدوارم که این انقلاب، یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور بقیه الله (ارواحنا له الفداء) باشد.)). صحیفه نور امام، ج‏16، ص: 131

((امید است که این انقلاب، جرقه و بارقهای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیةالله (ارواحنا لمقدمه الفداء) منتهی شود.)).  صحیفه نور امام، ج‏15، ص: 62


((دست عنایت خدای تبارک و تعالی بر سر این ملت کشیده شده است و ایمان آنها را تقویت فرموده است که یکی از علایم ظهور بقیه الله (ارواحنا فداه) است.)) صحیفه نور امام، ج 16، ص 130.

((ما با خواست خدا، دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی میشکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران، خاتمه میدهیم و به یاری خدا، راه را برای ظهور منجی، مصلح کل و امامت مطلق حق، امام زمان (ارواحنا فداه) هموار میکنیم.)) . صحیفه نور امام، ج 20، ص 132.


((همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور انشاءالله تهیه شود.))
صحیفه نور امام، ج 7، ص 255.


((با اتّکال به خدای تبارک و تعالی و پشتیبانی صاحب این کشور، امام زمان (سلام الله علیه) این مقصد را به آخر برسانید و خواهید رسانید.)) صحیفه نور امام، ج 14، ص 330


((خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی [جمهوری اسلامی] را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود (ارواحنا لمقدمه الفداء) رد کنیم.)) صحیفه نور امام، ج 18، ص 472،


((ما امروز دورنمای صدور انقلاب اسلامی را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش میبینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالی را نزدیک و نزدیکتر مینماید. گویی جهان مهیا میشود برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه معظمه و کعبه آمال محرومان و حکومت مستضعفان.)) صحیفه نور امام، ج 17، ص 480


((سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت، راه ظهورش را هموار میکنند.))
صحیفه نور امام، ج 21، ص 325،



((من امیدوارم که این کشور با همین قدرت که تا اینجا آمده است و با همین تعهد و با همین بیداری که از اوّل قیام کرده است و تا اینجا رسانده است، باقی باشد این نهضت و این انقلاب و قیام تا صاحب اصلی انشاءالله بیاید و ما و شما و ملت ما، امانت را به او تسلیم کنیم.)) 
صحیفه نور امام، ج 15، ص 230

منبع :
http://www.apocalypse.ir/post-266.aspx

]]>
معرفی اجمالی نواب اربعه 2010-06-01T02:59:55+01:00 2010-06-01T02:59:55+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/196 مصطفی پاک نیت مشكلات و معضلات مردم و شیعیان در سال‌های آغازین دوران غیبت، با ابلاغ پیام‌های شفاهی و یا به وسیله نامه كه به دست امام زمان (عج) می‌رسید، و با استفاده از 4 نایب خاص كه توسط خود حضرت انتخاب می‌شد، رفع می‌شدند.   معرفی اجمالی نواب اربعه    نواب چهارگانه افرادی هستند كه طبق دستور و فرمایش امام مهدی (عج) واسطه بین مردم و حضرت بودند. آنچه در این نوشتار می‌آید، معرفی اجمالی نواب اربعه به ترتیب نیابتشان است. *نایب اول اولین نایب امام عصر (عج)، ابو عمرو عثمان بن نواب اربعه امام زمان عج


مشكلات و معضلات مردم و شیعیان در سال‌های آغازین دوران غیبت، با ابلاغ پیام‌های شفاهی و یا به وسیله نامه كه به دست امام زمان (عج) می‌رسید، و با استفاده از 4 نایب خاص كه توسط خود حضرت انتخاب می‌شد، رفع می‌شدند.

 

معرفی اجمالی نواب اربعه

 

 نواب چهارگانه افرادی هستند كه طبق دستور و فرمایش امام مهدی (عج) واسطه بین مردم و حضرت بودند.


آنچه در این نوشتار می‌آید، معرفی اجمالی نواب اربعه به ترتیب نیابتشان است.

*نایب اول


اولین نایب امام عصر (عج)، ابو عمرو عثمان بن سعید العمیر الأسدی است. عثمان بن سعید برای 3 امام نیابت كرده است. یعنی نایب امام علی النقی، امام حسن عسكری و حضرت مهدی (عج)بوده است و نیابش برای امام زمان (عج) از سال 260 هجری آغاز شد و تا 280 قمری ادامه یافت.

لقب‌های عثمان بن سعید عبارتند از: عمری، اسدی، عسكری، سمّان و زیّات. از میان این پنج لقب، 3 لقب اول به سبب انتساب وی به قبیله بنی‌اسد و منطقه نظامی سامراء و نسب خانوادگی اوست.
اما دو لقب دیگر یعنی سمّان و زیّات به این دلیل بوده است كه وی به سبب وحشت از حاكمیت استبداد عباسی به منظور تقیّه و مخفی كردن امر نظارت خویش از جانب حضرت ولی عصر (عج) در ظاهر تجارت روغن می‌كرد و در پوشش روغن‌فروشی به مسؤولیت خطیر سفارت می‌پرداخت و با قرار دادن نامه‌های مردم در ظرف‌های مخصوص حمل آب و پوست‌های مخصوص حمل روغن، به سوی حضرت مهدی (عج) ارسال و جواب اخذ می‌كرد.
یكی از افتخارات زندگی عثمان بن سعید این بود كه وی در زمان 3 امام معصوم (ع) می‌زیست و آنها را درك كرد و از طرف آن امامان بزرگوار تأیید شده است. عثمان بن سعید تنها 11 سال سن داشت كه افتخار خدمت به امام هادی (ع) نصیبش شد.
از دیگر افتخارات وی این بود كه پس از شهادت امام هادی (ع) وكالت خاص امام حسن عسگری را عهده شد. همچنین پس از تولد امام دوازدهم، امام حسن عسگری به عثمان بن سعید دستور داد تا گوشت و نان بخرد و در میان تهی‌دستان تقسیم كند و تعدادی گوسفند به سلامتی امام مهدی (عج) عقیقه كند.
عثمان بن سعید، مورد وثوق و اعتماد 3 امام بزرگوار بوده است و از ناحیه امام هادی (ع)، امام حسن عسگری (ع) و حضرت حجت (عج) در مدج و امانت‌دار بودن و عفیف بودن وی توقیع صادر شده است.
امام حسن عسگری (ع) در سخنانش به احمد بن اسحاق، فرموده است: «عمری و پسرش هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند، هر آنچه از سوی من برای تو آوردند، تردید مكن كه از سوی ما است و هر چه می‌گویند از جانب ما است. بنابراین سخنان آن دو را بشنو و پیروی آنان نما و بدان كه هر دو امین و مورد اعتماد هستند.»(1)

*نایب دوم


محمد بن عثمان بن سعید العمری، دومین نایب خاص امام مهدی (عج) است كه از سال 280 تا 305 قمری به مدت 25 سال نایب امام عصر (عج) و پل ارتباطی آن حضرت با مردم بود.

ابوجعفر عنوان كنیه محمد عثمان بود كه با القابی مانند عمری، عسكری و زیّات مورد خطاب قرار می‌گرفت.
نایب خاص امام مهدی (عج) بودن، بزرگترین افتخار زندگی محمد بن عثمان است. همچنین این عالم فقیه، مورد توفیق امام حسن عسگری (ع) قرار گرفته و توقیع ناحیه حضرت در وصف او و پدرش صادر شده است. (2)
امام مهدی عج در رحلت پدرش «عثمان بن سعید» به محمد بن عثمان تسلیت گفت. (3)

*نایب سوم


ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی، سومین نایب امام عصر (عج) است كه پس از وفات محمد بن عثمان در سال 305 قمری به این مقام دست یافت و به مدت 21 سال تا سال 326 قمری راه ارتباط مردم با امام (عج) بود.

كنیه حسین بن روح، ابوالقاسم و لقبش نوبختی بود.
وی مردی اندیشمند و پرآوازه بود و پیش از آنكه به مقام سومین نایب خاص امام مهدی (عج) منصوب شود مورد اعتماد و وثوق دومین نایب حضرت هم بود و محمد بن عثمان او را رابط میان خودش و بزرگان شیعه قرار داده بود و حسین بن روح دستورات و تصمیمات اهل بیت (ع) و اخبار نهانی آنها را به نقاط مختلف كشور پهناور اسلامی می‌رساند و بزرگان شیعه را خبر می‌كرد.
از افتخارات زندگی حسین بن روح باید گفت كه وی در زمان خودش دارای شخصیت پرآوازه و معروف بود، چون قبلاً تصدی نیابت خاص محمد بن عثمان را داشت و حتی ناظر املاك محمد بن عثمان بود است و نیز رابط بین محمد بن عثمان و بزرگان شیعه و وكیل از طرف او بود.
همچنین آنقدر مورد احترام و امین مردم بود كه اهل سنت نیز او را تكریم می‌كردند. در ضمن باید عنوان كرد كه پیش از رحلت دومین نایب خاص، فرمانی از جانب امام عصر (عج) صادر شد كه به موجب آن جناب محمد بن عثمان دستور یافت تا حسین بن روح را به جای خویش معرفی كند و او نیز چنین كرد.

*نایب چهارم


ابوالحسن علی محمد سمری، چهارمین نایب خاص امام مهدی (عج) است كه در سال 326 قمری و به دنبال وفات حسین بن روح به نیابت انتخاب شد و تا نیمه شعبان سال 329 قمری به مدت 3 سال وظیفه انتقال پیام بین شیعیان و امام زمان (عج) را به عهده داشت.

علی بن محمد سمری كه كنیه‌اش ابوالحسن بود، شخصیت وارسته توأم با شكوه و عظمت داشت.
وی از نظر تقوی دارای موقعیت خاص و فوق‌العاده بود.
از كرامت‌های او این بود كه در بغداد خبر از رحلت «ابن باویه قمی» پدر شیخ صدوق كه در ری زندگی می‌كرد داد و گفت: «در این ساعت ابن باویه قمی، چشم از جهان فرو بست» گروهی از شیعیان كه در حضورش بودند، ماه و روز و ساعتی را كه فرموده بود را یادداشت كردند و پس از 17 روز كه خبر رحلت ابن بابویه قمی به بغداد رسید، دیدند كاملاً با نوشته آن روز كه جناب سمری فرموده بود، تطبیق دارد.
نیابت خاص با رحلت او پایان یافت و پس از آن نیابت عامه آغاز شد و همزمان پایان یافتن غیبت صغری شیعه وارد دوران غیبت كبری شد.
محل نیابت این چهار تن در بغداد بوده و آنها در همان شهر مدفون شدند و مزارشان در حال حاضر نیز معروف و مشخص است.

پی‌نوشت‌ها:

1ـ اصول كافی، جلد 1، صفحه 330 و غیبت طوسی، صفحه 219
2ـ رجوع شود به توضیح پیشین
3ـ كمال‌الدین، جلد 2، صفحه 510 و غیبت طوسی، صفحه 220
4ـ برای تحقیق بیشتر به كتاب غیبت شیخ طوسی، صفحه 227 مراجعه كنید

 

منبع: فارس

]]>
آخرالزمان، جنگ جهانی سوم ؛ و ائتلاف صلیب و صهیون و وهابیت 2010-06-01T02:50:50+01:00 2010-06-01T02:50:50+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/195 مصطفی پاک نیت فرامسونری جهانی خودش را برای سال 2007 آماده كرده بود و حتی «آقای جرج دبلیو بوش» برای واقعه آرماگدون، آخرالزمان 2007 آماده كرده بود و بودجه 700 میلیارد دلاری را برای این موضوع اختصاص داده بود. حتی اشغال عراق و حضور در عراق به همین منظور اتفاق افتاد و آن را مقدمه برای واقعه آرماگدون می دانستند چند سالی است كه از طریق رسانه های پرقدرت سینما ، ماهواره ، اینترنت دارند اعلام می كنند آخرالزمان در سال 2012 صورت خواهد گرفت و در حال حاضر در تدارك این ماجرجویی هستند كه شاسی این جریان را در واقع انفجار اتمی

فرامسونری جهانی خودش را برای سال 2007 آماده كرده بود و حتی «آقای جرج دبلیو بوش» برای واقعه آرماگدون، آخرالزمان 2007 آماده كرده بود و بودجه 700 میلیارد دلاری را برای این موضوع اختصاص داده بود. حتی اشغال عراق و حضور در عراق به همین منظور اتفاق افتاد و آن را مقدمه برای واقعه آرماگدون می دانستند چند سالی است كه از طریق رسانه های پرقدرت سینما ، ماهواره ، اینترنت دارند اعلام می كنند آخرالزمان در سال 2012 صورت خواهد گرفت و در حال حاضر در تدارك این ماجرجویی هستند كه شاسی این جریان را در واقع فشار دهند. «رونالد ریگان» كه رییس جمهور اسبق آمریكا می‏گفت: من آرزو می‏كنم اولین كسی باشم كه شاسی جنگ آرماگدونی را فشار می‏دهم.


آخرالزمان، جنگ جهانی سوم ؛ و ائتلاف صلیب و صهیون و وهابیت

 

«آقای اسماعیل شفعی سروستانی» مهدویت‏پژوه کشور، در گفتگو با برنامه‏ی "تا جمعه‏ی ظهور" در رادیو معارف گفت: حضور هم زمان سه جریان ائتلاف صلیب، صهیون و مفتی‏های وهابی در عراق و افغانستان و هم نوایی آنان در جنگ سیاسی و فرهنگی علیه ایران اسلامی نشانگر اشتراك آنان در هدایت فتنه‏ها و آشوب‏های داخلی ایران و جهان اسلام است.
آنچه در پی می‏آید چکیده‏ای از سخنان ایشان است:

آخر الزمان و اکوپلتیک

پرده برداری از بسیاری از ابهامات در عرصه سیاسی تصمیم سازی های سران ائتلاف صلیب و صهیون در ایران و حتی فعالیتهای هسته ای تولید مسلسل صدها فیلم سینمایی و مستند با موضوع آخرالزمان و پایان دنیا و حتی پا فشاری برای ماندن در منطقه مهمی همچون عراق و بحران سازی در شرق اسلامی بدون این رویكرد ممكن نیست.

بدون لحاظ كردن اخبار آخر الزمان و اکوپلتیک ارائه هرگونه تحلیل سیاسی اجتماعی و حتی آثار فرهنگی- هنری ناقص و قابل نقد است. از همین طریق است كه جایگاه مباحث مهدوی و فرهنگ انتظار شناخته می شود و قدرش مشخص می شود و چنانكه از همین مجرا تكلیف فردی و اجتماعی منتظران معلوم می‏شود.

فراماسونری جهانی

پوشیده نیست كه فراماسون جهانی سكان هدایت سیاست ، اقتصاد و فرهنگ جهان را در اختیار خود دارد و آماده می شود طی حادثه بزرگی دست ساز حكومت جهانی خود را اعلام كند البته برای آن شتاب وعجله زاید الوصفی دارد

سیر تدریجی لیبرالیزه و سکولاریزه كردن فرهنگ وتمدن جهان كه (در واقع ترجمه آن لامذهبی و لاابالی گری است ) با توسعه تدریجی آن قوای باقی مانده فرهنگی وتمدن اقوام را چنان به مضمحل و در فرهنگ غرب مستحیل كرده است كه بدون هیچ مزاحمت و مقاومت جهان در یك نقطه عطف به تأسیس حكومت جهانی اشرار یهود می رسیم.

حكومت جهانی اشرار یهود مسیحیت غرب را تباه كرد و از طریق الگو قراردادن جهان غرب به جان شرق افتاد تا جای كه امروز شرق و غربی وجود ندارد .جهان یكپارچه و فرهنگ واحد است ؛ «مارشال مك لوهان» جهان را به دهكده ای تشبیه كرد كه در این دهكده جهانی یك كدخدا بیشتر نمی خواهد.

ابتدا فراماسون جهانی مسیحیت را سكولاریزه كرد آموزه های آن را زمینی و پس از طی فرآیندی مسیحیان را فاسد كرد. از این راه به جان تمام فرهنگ ها و تمدنهای افتاد آنان را مستعمره خود كرد و با سم مهلك فرهنگی از درون تمدنها غرب وشرق را پوسانده اند كه مستعد فرهنگ جهانی شده اند به عبارتی الان این فرهنگ، فرهنگ جهانی شده است.

در طی دو جنگ اول ودوم پایه های حكومت جهانی برقرار شد به این روش كه پس از جنگ جهانی اول جامعه ملل را با پیشنهاد «ویلسون» فراماسیون آمریكایی بنا شد و به بهانه حفاظت از صلح بخشی از اختیارات حكومتهای ملی و منطقه ای را گرفت بعد از جنگ دوم جهانی نیز سازمان ملل متحد ، انقلاب سوسیالیستی چین و كانون ملی یهودیان را در فلسطین تاسیس كردند از اینجا بخش بزرگتری از اختیارات جهان را اخذ كردند و منشور این سازمان را در 1945 به امضا رساندند. طی قرن بیستم از طریق سازمان ملل متحد و اقمارش ، نه تنها سیاست خودشان را بر جهان تحمیل كردند كه باقی مانده فرهنگی‏ها و تمام صورت‏های تمدنی غیر غربی را بر انداختند .

فرهنگ و تمدن نمادین

قرن بیستم قرن توسعه خط تولید فرهنگ و نماد فرهنگی و تمدنی است یعنی قرن همسان سازی است .ساكنان جهان در تمام مناسبات فردی و اجتماعی خود یكسان شدند همه انسانها به مدد وسایل مدرن و رسانه ها به اندازه هم از اخبار جهان مطلع می شوند به اندازه هم حساسیت نشان می دهند، غمگین می شوند و در یك سیر تدریجی جهانی سازی اقتصاد فرهنگ و سیاست جهان را در سكوت و مردم جهان را در غفلت فرو برد است و وضعی ایجاد كرده است كه گویی آنان به فردوس یا بهشت مطلوب خودشان می رساند

در شرایطی كه بر سر قبر فرهنگ ها و تمدنها شرقی شمع روشن می‏كنند در موزه‏ها و كلاس‏های درس تاریخ از تمدن و فرهنگ شرقی یاد می كنند. شرقی ها با موزه هایشان پز می دهند و از فرهنگشان حرف می زنند و آنان باقی مانده های فرهنگ وتمدن خودشان را تبدیل به ابزاری برای جلب توریسم كردند و كسب دلار كردند.

نباید فراموش كرد طی 400 سال كه از همه احكام آسمانی روی برگرداندن و سلطه جویی كردند جهان مستعد بحرانهای بسیار بزرگ در همه حیطه ها شد . درست در همین اثنا كه گمان می شد كه همه چیز بر وفق مراد آنان برای ایجاد حكومت جهانی است یك اتفاق كه مانند فنر آنان را از جا بلند كرد پرقدرت و بسیار جدی در مقابل آن ایستاد جریان ماسونی فهمید دیگر با سلاح ضدیت با مذهب جلوی این سونامی بزرگ را نمی تواند بگیرد این جریان جهان را بسوی مذهب فرا می‏خواند.

فراماسونری جهانی ؛ نیاز به بحران و جنگ جهانی سوم

فراماسون جهانی گمان كردند كه الان است كه دودمانشان بر باد رود بر بال مذهب و موضوع آخرالزمان گرایی سوار شدند و شروع كردند به اعلام این مطلب كه جنگ سوم جهانی نزدیك است و این كه آخرالزمان فرارسیده و جهان در حال نابودی است مخصوصا سینما نقش عمده ای در ایجاد این جریان داشته و دارد حتی در كشور خودمان مردم از این مطلب صحبت می‏كنند. این جماعت در حال حاضر نیازمند بحران سازی بزرگی هستند یعنی چیزی در حد جنگ جهانی سوم و دنبال بهانه برای ایجاد آن هستند.

جنگ جهانی سوم بخش سوم همان سناریوی است كه در جنگ جهانی اول و دوم اینها شروع كرده بودند و طی یك فرایندی و در اوج یك بحران فراگیر در حالی كه مردم در میانه بحران مایوس هستند ناجی و منجی مورد نظر خودشان را به میدان بیاورند و با نفی همه قدرت‏ها و حكومت‏های ملی و منطقه‏ای حكومت فراماسونی جهان را كه حكومت اشرار یهود است بر كل جهان تحمیل كنند.

این آخرین برگ بازی ابلیس برای اغوا جوامع بشری است كه شاید مطلع باشید كه اساسا اینها شیطان‏پرست هستند و خدای كه حتی اسمش را (GOD ) خطاب می كنند منظور آنان در واقع چیزی جز شیطان نیست توسل تمسك به شیطان و عمل از طریق سحر و جادو نیست.

فرامسونری جهانی خودش را برای سال 2007 آماده كرده بود و حتی «آقای جرج دبلیو بوش» برای واقعه آرماگدون، آخرالزمان 2007 آماده كرده بود و بودجه 700 میلیارد دلاری را برای این موضوع اختصاص داده بود. حتی اشغال عراق و حضور در عراق به همین منظور اتفاق افتاد و آن را مقدمه برای واقعه آرماگدون می دانستند چند سالی است كه از طریق رسانه های پرقدرت سینما ، ماهواره ، اینترنت دارند اعلام می كنند آخرالزمان در سال 2012 صورت خواهد گرفت و در حال حاضر در تدارك این ماجرجویی هستند كه شاسی این جریان را در واقع فشار دهند. «رونالد ریگان» كه رییس جمهور اسبق آمریكا می‏گفت: من آرزو می‏كنم اولین كسی باشم كه شاسی جنگ آرماگدونی را فشار می‏دهم!

مشروعیت‏بخشی به حکومت جهانی ماسونی

سه جریان به ظاهر مذهبی سعی در مشروعیت بخشیدن به این تشكیل حكومت جهانی دارند:

1.    مبلغان اوانجلیسی كه فرمان اشغال عراق را صادر كردند و در حال تحریك آمریكا برای ورود به جنگ با ایران اسلامی هستند به بهانه زمینه‏سازی جنگ آرماگدون و نزول اجلال حضرت عیسی (ع) !

2.    خاخام‏های صهیونیست كه با مشروعیت بخشیدن به اشغال و توسل به آیات تحریف شده تورات فرمان كشتار مسلمانان را صادر می كنند و این جریان توسعه طلب را مشروعیت می‏دهند.

3.    مفتی‏های وهابی؛ که عامل دست فراماسون جهانی برای هم‏سویی و همراهی با غرب است . به همین خاطر اینان بر طبل كشتار شیعیان می‏كوبند.

این سه جریان تبلیغی ـ مذهبی پشت سر ماجرای آخرالزمانی ائتلاف صلیب وصهیون است. حضور هم‏زمان این سه جریان و عواملشان در عراق و افغانستان هم نوایی آنان در جنگ سیاسی وفرهنگی علیه ایران اسلامی اشتراك آنان در هدایت مشکلات و آشوب‏های داخلی ایران و جهان اسلام را نمی‏توان دست كم گرفت و بالاخره حمایت این سه جریان از رسانه ها و رسانه‏سازانی كه امروزه بازار را از آثار خودشان انباشته‏اند.



خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا


]]>
كاربرد روایات آخرالزمان 2010-05-30T03:29:50+01:00 2010-05-30T03:29:50+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/194 مصطفی پاک نیت برای نمونه فرض كنید «مختصات جغرافیایی» ظهور را آن‌گونه كه برخی از محققان جمع‌بندی كرده‌اند بدین‌گونه یافته‌ایم كه ظهور از مدینه به مكه و از مكه ـ از طریق جنوب ایران به عراق و كوفه و سپس به بیت‌المقدس كشیده می‌شود، در حالی كه پایگاه‌های لشكر دشمن نیز درشامات، عراق و حجاز و... مستقرند.6 یا از میان «مختصات سیاسی» جبهه حق پیش از ظهور، جنبشی شیعی را در ایران و جنبشی دیگر را در یمن یافتیم كه اولی با فاصله بیشتر و دومی نزدیك به ظهور اتفاق می‌افتد.7     كاربرد روایات امام مهدی عج

برای نمونه فرض كنید «مختصات جغرافیایی» ظهور را آن‌گونه كه برخی از محققان جمع‌بندی كرده‌اند بدین‌گونه یافته‌ایم كه ظهور از مدینه به مكه و از مكه ـ از طریق جنوب ایران به عراق و كوفه و سپس به بیت‌المقدس كشیده می‌شود، در حالی كه پایگاه‌های لشكر دشمن نیز درشامات، عراق و حجاز و... مستقرند.6 یا از میان «مختصات سیاسی» جبهه حق پیش از ظهور، جنبشی شیعی را در ایران و جنبشی دیگر را در یمن یافتیم كه اولی با فاصله بیشتر و دومی نزدیك به ظهور اتفاق می‌افتد.7

 

 

كاربرد روایات آخرالزمان

 

اشاره:
بهره‌‌گیری از روایات فراوانی كه در موضوع آخرالزمان و نشانه‌های ظهور وارد شده‌اند، برای برنامه‌ریزی‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و حتی تدوین استراتژی‌های عصر غیبت، موضوع مهمی است كه در سال‌های اخیر مورد توجه برخی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه مهدویت قرار گرفته است در مقاله حاضر تلاش شده است كه با تبیین كاربری‌های روایات آخرالزمان، به ویژه كاربری‌های استراتژیك، افق تازه‌ای در این زمینه گشوده شود.

 

جهت صدور اخبار آخرالزمان
قریب به دوهزار روایت پیرامون مهدویت و آخرالزمان از زبان معصومین(ع) در موسوعه‌ها جمع‌آوری شده است.1 با تورقی ساده، سهم بزرگی از این مجموعه‌ها را درباره مشخصات و مختصات آخرالزمان، ظهور و پس از ظهور می‌یابیم.
سؤال اساسی این است كه این همه اخبار برای چیست؟ ترسیم دوران پیش از ظهور از جنبه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و...، موقعیت جبهة حق و باطل در هنگام ظهور، و مختصات ظهور و تصویر پس از ظهور با این بسط و گسترش به چه منظور است؟ اگر فقط برای «دادن امید» یا «باوراندن قطعیت آن» و مانند این‌ها بود با جملاتی كوتاه اما مكرر مثل «یملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً؛ زمین را پر از قسط و عدل می‌سازد آن چنان كه پر از ظلم و جور شده است.» نیز به دست می‌آمد و این همه بازكاوی در زوایای زندگی بشر را نمی‌خواست. به علاوه، چه بسا این همه تنوع در عبارات و حوادث متفاوت و... مخل به آن منظور هم جلوه نماید! سؤال وقتی جدی‌تر می‌شود كه می‌بینیم نحوی دیگر از استفاده از روایات «به نام توقیت» را خود معصومین(ع) در ضمن همین روایات به طور حتمی و قطعی و محكم سد كرده‌اند. دسته‌ای از روایات با مضمون مشترك «كذب الوقّاتون، وقت‌گذران دروغ می‌گویند» در این مجموعة بزرگ روایی قرار گرفته است. اگر از این پیش‌گویی‌ها و اخبار و اوصاف نمی‌توان «وقت ظهور» را به دست آورد و صرفاً هم برای امید و قطعیت صادر نشده‌اند؛ به خصوص كه به ادله متفاوت معتقدیم كه از ناحیه معصوم(ع)، فعل لغو هم سر نمی‌زند، این سؤال بیشتر آشكار می‌شود كه پس جهت صدور این روایات چیست؟
هر شیعه‌ای باید به فكر فرو رود كه امام خویش با این تراكم حدیثی خواسته است چه مطلبی را به او بگوید و چه تكلیفی را از او طلب نموده است؟ این اولین نكته‌ای است كه توجه به آن قبل از مطالعه و دسته‌بندی این روایات لازم است.
در یك تقسیم اولی این بخش از روایات مهدویت (یعنی اخبار آخرالزمان) را می‌توان به دو بخش تقسیم كرد: اخبار نشانه‌گذار و اخبار استراتژیك.

الف) اخبار نشانه‌گذار: اخبار نشانه‌گذار كه اغلب سیاق پیشگویی دارند روایاتی هستند كه برای نشانه‌گذاری مسیر حق و باطل صادر شده است. این مطلب در گذشته سابقه نداشته است. مثلاً وقتی عمار درساخت مسجد پیامبر(ص) جد و جهد می‌ورزید و برخی راحت‌طلبان بر او سنگ بیشتر بار می‌كردند، در جواب كسی كه گفت: این گونه عمار را می‌كشید! پیامبر(ص) فرمودند: «عمار را قوم طاغی می‌كشند!» و از آن پس عمار پرچم شد و نشانه. هر جا عمار شمشیر می‌زد مقابل او طاغی قلمداد می‌شد. یا وقتی كه پیامبر(ص) عایشه را از «سگ‌های حوأب» بیم داد سگ‌ها نشانه‌ای شدند برای جریان باطلی كه عایشه در آن بود.
جالب این كه علامه طباطبایی برخی از خطاب‌های شرعی و غیراخباری قرآن را نیز دارای این كاربری می‌داند. برای نمونه آیة «و قرن فی بیوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجاهلیّة الأولی؛ و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‌های خود را آشكار مكنید.»2 غیر از این كه بیانگر یك حكم تكلیفی است دارای این كاربری نیز هست، و گویا می‌خواهد خبر دهد كه تبرج جاهلی در پیش است و برخی زنان پیامبر(ص) در آن سهیم‌اند.
در اخبار آخرالزمان نیز این اخبار نشانه‌گذار را می‌شود یافت. از باب نمونه برخی از اخبار كه نشانه‌های حتمی ظهور را می‌شمارد دارای این كاربری‌اند. برای مثال ادعای مهدویت قبل از صیحه آسمانی محكوم به كذب است چون موعود واقعی نشانه‌گذاری شده است.3

ب) اخبار استراتژیك: بخش قابل توجهی از این اخبار، كاربری بالاتری دارند و آن استراتژی‌سازی است. استراتژی بدین معنا كه همه امكانات و دارایی‌ها و استعدادها در مسیری خاص و برای هدفی خاص مدیریت شود. قرآن از سیرة استراتژی‌سازی پیامبران با توجه به اخبار استراتژیك نمونه‌ها دارد. از جمله می‌توان از سیرة یوسف(ع) مثال زد. رؤیای شاه وقتی نزد او صادق جلوه می‌كند و می‌فهمد هفت سال پس از این قحطی در پیش است از این خبر استراتژی می‌سازد، و از شاه می‌خواهد او را خزانه‌دار نماید و هفت سال بكارند و سیلو كنند.4
استراتژی یعنی این كه با توجه به هدفی خاص كه از سوی خبر غیبی به دست آمده بود امكانات را بسیج كردن، چنان‌چه یوسف انجام داد. این مسئله در خرد و كلان مطرح است برای نمونه به حسب روایات پس از ظهور، امام عصر(ع) گنبد و مناره مساجد را ویران كرده مساجد را مثل زمان نبوی بنا می‌كند. به فرض صحت صدور و دلالت این روایات، انسان خیّری را فرض كنید كه می‌خواهد مساجد برای مسلمین وقف نموده و علی‌القاعده آرزویش این است كه تا ظهور امام عصر(ع) بلكه تا قیامت مسجد او برپا باشد و یاران حضرت در آن نماز بگزارند؛ آیا اگر این خبر را شنید، هزینه خود را خرج چیزی می‌كند كه به دست امام عصر(ع) ویران شود؟! این كاربری استراتژیك از اخبار آینده است.
فرق عمده اخبار نشانه‌گذار با استراتژیك این است كه در اخبار نشانه‌گذار، نشانه كه رخ داد باید عمل مقتضی آنرا انجام دهی مثلاً امام باقر(ع) فرمود: «نشانه حوادث ماه رمضان (در آخرالزمان) علامتی در آسمان است كه پس از آن مردم دچار اختلاف می‌شوند. وقتی كه آنرا درك كردی زیاد دنبال ذخیرة غذا باش»5. نشانة آسمانی علامت است برای ذخیره غذا و عمل، متأخر از نشانه است. اما در اخبار استراتژیك برعكس؛ با توجه به خبر قبل از بروز آن باید خود را برای آن به شكلی خاص مهیا كنی كه گاه این تمهید باید به شكل اجتماعی و جمعی باشد كه استراتژی در آن صورت كلان می‌سازد.

ضرورت كشف مختصات ظهور
داشتن مختصات ظهور پیامبر آخرالزمان محمد(ص)، دو دسته را به مكه كشانده بود: یكی مشتاقانی چون سلمان فارسی و برخی رهبانان مسیحی را، و یكی هم دشمنانی را، كه به قصد جلوگیری یا تأویل آن آمده بودند، مانند اغلب احبار یهودی.
داشتن مختصات ظهور موعود آخرالزمان نیز می‌تواند در فعل و عمل منتظران از انتخاب شغل و محل سكونت گرفته تا عرصه‌های بالاتر سیاسی و اقتصادی تأثیر بنهد.
برای نمونه فرض كنید «مختصات جغرافیایی» ظهور را آن‌گونه كه برخی از محققان جمع‌بندی كرده‌اند بدین‌گونه یافته‌ایم كه ظهور از مدینه به مكه و از مكه ـ از طریق جنوب ایران به عراق و كوفه و سپس به بیت‌المقدس كشیده می‌شود، در حالی كه پایگاه‌های لشكر دشمن نیز درشامات، عراق و حجاز و... مستقرند.6 یا از میان «مختصات سیاسی» جبهه حق پیش از ظهور، جنبشی شیعی را در ایران و جنبشی دیگر را در یمن یافتیم كه اولی با فاصله بیشتر و دومی نزدیك به ظهور اتفاق می‌افتد.7
این گونه مختصات كاربری استراتژیك دارد ابتدا حساسیت منتظران را نسبت به آن موقعیت‌ها و مناطق افزایش می‌دهد. كوچك‌ترین حركات دشمن، به خصوص دشمنان معروف اسلام مانند یهود نیز كه قرآن درباره آن‌ها فرمود:
لتجدنّ أشدّ الناس عداوةً للذین آمنوا الیهود؛
مسلماً یهودیان را دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت...،8
هوشمندانه بررسی می‌شود.
به تحقیق این حساسیت اگر عمومیت یابد، دوست‌شناسی و دشمن‌شناسی ویژه‌ای نهادینه می‌شود كه بسیاری از اختلافات قومی و قبیله‌ای را زایل و زمینه‌هایی را كه باعث فتنه‌ها و بهره‌وری‌های دشمن می‌شود، از بین می‌برد. سریان این حساسیت وقتی به رجال سیاسی، مذهبی و دولتمردان مذهبی جهان اسلام می‌رسد، به طور مستقیم در سیاست‌های خارجی و بین‌المللی آن‌ها و استراتژی‌های سیاسی كشورهای اسلامی راه می‌یابد و منشأ تحولات عظیم می‌شود.
در دنیای غرب قرائتی بنیادگرایانه از عهد عتیق توسط مسیحیان پروتستان موجب شد به این باور برسند كه مسیح ظهور نمی‌كند مگر وقتی كه «یهودیه» (سرزمین فلسطین) به دست یهود بیفتد و حكومت یهودی در اورشلیم برپا شود. این پیش‌بینی استراتژیك، جریان مسیحیت صهیونیست را پدید آورد كه زمینه را برای صهیونیست یهودی و تشكیل دولت اسرائیل در قلب جهان اسلام مهیا كرد. امروزه با چندین سازمان بین‌المللی و لابی‌هایی در كنگره‌های كشورهای ثروتمند افكار عمومی به خصوص مسیحیان را به این سمت سوق می‌دهند و هزینه‌های بسیاری از دولتمردان مسیحی برای «استراتژی حكومت اسرائیل جهت ظهور مسیح» اخذ می‌كنند.
آیا این امر بر مسلمین گران نیست كه دشمن امام عصر(عج)، با تكیه بر پیشگویی‌ها و اخبار خود استراتژی‌سازی كرده و این همه قدرتمندانه و جسورانه وارد عرصه شود اما مسلمین و حتی شیعیان به اخبار صادق خود هرگز به این زاویه ننگرند، و كاری استراتژیك در این راستا انجام ندهند؟
ادلة برهانی و قرآنی برایمان ثابت می‌كند كه تقدیم و تأخیر در تقدیر الهی راه دارد، چنان‌چه ظهور موسی(ع) در میان بنی‌اسرائیل با رویكرد درست بنی‌اسرائیل، چهارصد سال مقدم شد. اما برداشت‌های جبرگرایانة به جا مانده از عهد امویان و عباسیان در خاطر مسلمین موجب شده تا دست بر دست نهند تا خود خداوند، خود این اتفاق را به وجود آورد. در مقابل این برداشت‌ها شاهدیم كه یهود با وجود دیدگاه تفویضی خود كه دست خدا را بسته می‌دانند، با درك مختصات آخرالزمان به تكاپو و تحرك افتاده شده به امیدی كه بتوانند آن موعود را زایل یا برای خود به تأویل برند.
در حالی كه خبر از «حضور» موردی امام عصر(ع) در مسجد مقدس جمكران، هزاران مشتاق را هر هفته عازم آن جا می‌كند تا قدمگاه او را زیارت و از فیض حضور یا توجه او بهره برند؛ اما چرا مختصات «ظهور» دائمی و مستمر امام عصر(ع) در كانون این توجه نیست و این اخبار منشأ اثری [در سطح اجتماعی] نمی‌شوند؟
یا در حالی كه تنها آگاهی از خبر صادق حضور امام عصر(ع) در موسم حج مشتاقان را برمی‌انگیزد تا به امید تشرف با احتمال اندك چنان اجتماعی را در صحرای عرفات با آن ازدحام ترتیب اثر دهند، حال چرا وجود روایات قطعی و قوی و اطمینان‌بخش در زمینه‌سازی ظهور دائمی او منشأ تكاپو نمی‌گردد؟! اگر ایرانیان به این احتمال اطمینان‌بخش كه انقلاب اسلامی همان جنبش شیعی ایرانی پیش از ظهور است، توجه عمومی نمایند و به باور برسند، در تقویت بنیان‌ها و آرمان‌های شیعی آن و حفظ و حراست از آن دوچندان می‌كوشند تا روند را تسریع كرده این حلقه از مختصات ظهور زودتر محقق شود. و به عنوان نمونه دیگر، مختصات آخرالزمانی كشور یمن نیز می‌تواند موجب خلق استراتژی‌هایی هم برای ام‌القرای تشیع ـ یعنی حوزه علمیه قم ـ و هم مردم یمن و هم سیاست‌های خارجی كشورهای شیعی در قبال یمن و... گردد.9 در این جاست كه دو كار مهم زمین مانده جلوه می‌نماید: نخست تعیین دقیق و مجتهدانة مختصات همه جانبة ظهور و وقایع پیش از ظهور از سوی محققان حوزوی، و دیگر تعیین استراتژی‌های كلان و خرد در همه زمینه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی با توجه به آن مختصات از سوی استراتژیست‌های منتظر ظهور امام عصر(ع)؛ یعنی تدارك اتاق‌های فكر حوزوی و دانشگاهی برای این مهم.

توقیت، كاربری ممنوع
«توقیت» كه عبارت از تعیین مختصات زمانی ظهور است، یك مانع اصلی برای كاربری‌های ضروری به شمار می‌آید. متأسفانه در طول تاریخ تألیف و تبلیغ برای مهدویت، یا از این روایات استفاده نشده و یا اگر شده برای مختصات زمانی و توقیت بوده است كه صراحتاً از سوی معصومان(ع) نفی شده است. از قضا چنین كاری فتنه‌هایی را نیز در تاریخ شیعیان پدید آورده است. ثمرة این كاربری مذموم آن شده كه با شكست توقیت‌ها، سرخوردگی‌ها رخ داده و متعاقباً هیچ استفاده درستی به جای آن نشده است و همة كاربری‌های مفید و ضروری به همین چوب رانده شده است.
در حالی كه توقیت نه «مدلول مطابقی» این پیش‌گویی‌هاست و نه «مدلول التزامی» آن‌ها، یعنی در روایات نه سال و ماه مشخصی برای ظهور معین شده است10 و نه از اوصاف كلی و مختصات متفاوت ظهور می‌توان به دلالت التزامی به طور محكم و قطعی، سال و ماهی را مشخص كرد. از این رو كاربری توقیت، تخصصاً از دلالت اخبار آخرالزمان خارج است.

تطبیق و توقیت
توقیت، به معنای وقت مشخص كردن است و وقت مشخص نمی‌شود مگر به تعیین ابتدا و منتهای آن. مثلاً «تا بیست سال دیگر»، «تا پایان امسال» توقیت است. اما این كه «دوره ظهور شروع شده است»، «این انقلاب به امام زمان(ع) می‌رسد»، «بین قتل نفس زكیه و قیام قائم بیش از 15 شب فاصله نیست»11 و مانند این‌ها توقیت نیست. چون یا ابتدای وقت مشخص نیست (مثل مورد قتل نفس زكیه) یا انتهای آن (در دو مثال اول).
این را از معنای عرفی توقیت می‌توان فهمید، به علاوه، روایاتی كه دربارة علت منع توقیت رسیده هم مؤید همین معنا از توقیت است.12
اما تطبیق، به معنای مشخص كردن موقعیات و مصادیق روایات است، مثل این كه بگوید «نفس زكیه» فلانی است. یا «رجل من اهل قم»؛ را امام خمینی(ره) معرفی كند و یا منطقه قرقیسا را مشخص كند و... .
واضح است اگر تطبیق به توقیت نیانجامد منعی ندارد، لكن جواز استناد به معصوم ندارد. بیان این كه منظور امام(ع) همین بوده است، نیاز به دلیل شرعی معتبر دارد ازاین رو تطبیق درحد ظن و گمان می‌ماند.
نكتة قابل تأمل این است كه یافتن مختصات همه‌جانبة ظهور بدون داشتن تطبیق ممكن نیست، و از سوی دیگر تطبیق نیز حدسی است و قطعی نمی‌باشد پس منشأ استراتژی‌ها لغزان و در نوسان می‌افتد! این مشكل چگونه قابل حل است؟
پاسخ این است كه آنچه برای كشف مختصات همه‌جانبة ظهور لازم است جمله‌اش متفرع بر تطبیق‌های استحسانی نیست. برخی تطبیق قطعی دارند و برخی احتمالی اطمینان‌بخش. و مقدار اندكی كه دخل تام در استراتژی‌ها ندارند ـ بلكه بیشتر برای توقیت نافع‌اند ـ تطبیق استحسانی و ذوقی بر می‌دارند.
برای مثال واژه‌هایی مثل كوفه، بیت‌المقدس، شامات، قم، طالقان، یمن و... دلالت قطعی بر همین مناطق دارند و حداكثر، با توجه به عصر صدور می‌توان جغرافیای آن مناطق را یافت.
برخی دیگر مثل جنبش شیعی ایران، برخاسته از قم با ویژگی‌های مبسوطی كه در روایات بیان شده و با دسته‌بندی و جمع‌بندی واضح می‌شود گرچه از قطعیت بالا برخوردار نیست اما احتمالی اطمینان‌بخش و كافی برای انشای استراتژی است. اما نفس زكیه بودن فلان شهید، جز استحسان نیست و هیچ قرینه لفظی و لبی مؤید آن نمی‌باشد.13

دامنة اخبار استراتژیك
از آنچه گفته شد روشن گردید كه هر خبری از آینده خصوصیت استراتژیك ندارد و برخی برای كاربری نشانه‌گذاری صادر شده‌اند. بر این مطلب افزوده، می‌گوییم الزاماً اخبار استراتژیك سیاق پیشگویی ندارند و گاه اخبار توصیفی یا انشایی نیز می‌تواند این كاربری را داشته باشد. برای نمونه فقره دعای افتتاح «اللّهمّ إنّا نرغب إلیك فی دولة كریمة» در مقام تمنی و انشا است لكن می‌تواند در كاربری استراتژیك نافع افتد. تحلیل دولت كریمه و تفسیر آن با توجه كلمات معصومین و نتایج آن (از جمله: تعزّبها الإسلام و أهله) سیمایی كلی از آخرین دولت روی زمین می‌دهد كه فرق آن با رقبایش (مثل دولت مدرن) مشخص است از این به بعد ما می‌دانیم چه عناصری از دولت‌ها جاویدان است و چه عناصر و صوری در حال انقراض و این دستاورد كمی نیست چون موجب خلق این استراتژی می‌شود كه جز آنچه ناچاریم و گریزی از آن نیست از عناصر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری دشمن استفاده نكنیم و با توجه به آن نمای كلی، دولت خویش باشیم.14
شما امروز ناسیونالیسم، فاشیسم و كمونیسم و... را در حافظة تاریخی خود منقرض دانسته درحوزه‌های سیاست و اقتصاد و... از عناصر مقوم آن‌ها دوری كرده طرح‌ها و حرف‌هایی كه تداعی آن‌ها را بكند محكوم كرده دور می‌ریزید. داشتن مختصات توصیفی حكومت نهایی نیز همین كاركرد را نسبت به ایدئولوژی‌ها و فرم‌های موجود می‌تواند ایفا كند و این استراتژی رو به جلو داشتن و مترقی بودن است.

پی‌نوشت‌ها:
1. ر.ك: معجم أحادیث الامام المهدی(ع)؛ مؤسسه المعارف الاسلامیه در 5 جلد مجموعاً 1941 حدیث و منتخب‌الاثر فی الامام الثانی عشر(ع) اثر آیت‌الله صافی گلپایگانی در 3 جلد 1287 حدیث را جمع‌آوری و دسته‌بندی كرده‌اند.
2. سورة احزاب (33)، آیة 33.
3. در این جا در مقام شمارش و احصای اخبار نشانه‌گذار در آخرالزمان نیستیم و فقط به همین نمونه اكتفا می‌كنیم.
4. قرآن كریم در سورة یوسف آیات 23 تا 49 این قصه را بازگفته است.
5. سلیمان، كامل، یوم الخلاص، ص 513.
6 و 7 . برای تفصیل رجوع كنید به علی كورانی، عصر ظهور.
8. سورة مائده (5)، آیة 82.
9. در این جا به دنبال میان استراتژی‌ها و حتی تعیین مختصات قطعی و اطمینان‌بخش نیستیم و به عنوان مثال نمونه‌های موجود در روایات را نقل كرده‌ایم.
10. این كه از صیحه تا ظهور مدت‌گذاری شده باشد یا حتی ظهور را روزی خاص (مثل عاشورا) و... شمرده باشد را نمی‌توان توقیت خواند.
11. صافی گلپایگانی، همان، ج3 ص96.
12. فضیل بن یسار از امام باقر(ع) نقل كرده كه آن حضرت در پاسخ این پرسش كه آیا برای این امر (قیام قائم) وقت مشخص وجود دارد؟ فرمود: كسانی كه برای این امر وقت تعیین می‌كنند دروغ می‌گویند (و سه بار تكرار كرد) زمانی كه موسی(ع) قومش را برای رفتن به قراری كه با پروردگارش داشت ترك كرد به آن‌ها وعده داد كه تا سی روز دیگر برمی‌گردد اما زمانی كه خداوند ده روز دیگر بر آن سی روز افزود قومش گفتند موسی خلاف وعده كرد پس آن كردند كه كردند... (كلینی، الكافی، ج1، ص368)
13. امید است در مقاله‌ای مستقل به این فرق‌ها و اسلوب درست تطبیق و... بپردازم.
14. تحلیل دولت كریمه و رئوس كلی برنامه‌های دولت كریمه و تمایز آن با دولت مدرن و... مجالی واسع برای بررسی می‌خواهد.





ماهنامه موعود شماره 70


]]>
طالب‌زاده: ضعف بزرگ سینمای ما عدم ساخت اثری با موضوع مهدویت است 2010-05-30T03:18:05+01:00 2010-05-30T03:18:05+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/193 مصطفی پاک نیت   پژوهشگر، كارگردان و مستندساز سینمای ایران گفت: ضعف بزرگ سینمای ما متاسفانه عدم ساخت اثری با موضوع مهدویت و آخرالزمان است. به گزارش خبرگزاری فارس از ماهشهر، نادر طالب‌زاده عصر امروز در یازدهمین نشست ماهانه فرهنگ انتظار و مهدویت كه توسط كانون انتظار شركت عملیات غیر صنعتی و خدمات صنایع پتروشیمی و با موضوع آخرالزمان و سینمای هالیوود در تالار میلاد نور ماهشهر برگزار شد، اظهار داشت: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران موج سیاسی و تحول الهی بزرگی سراسر جهان را فرا گرفت. وی افزود: طی 3 نادر طالب زاده

  پژوهشگر، كارگردان و مستندساز سینمای ایران گفت: ضعف بزرگ سینمای ما متاسفانه عدم ساخت اثری با موضوع مهدویت و آخرالزمان است.


به گزارش خبرگزاری فارس از ماهشهر، نادر طالب‌زاده عصر امروز در یازدهمین نشست ماهانه فرهنگ انتظار و مهدویت كه توسط كانون انتظار شركت عملیات غیر صنعتی و خدمات صنایع پتروشیمی و با موضوع آخرالزمان و سینمای هالیوود در تالار میلاد نور ماهشهر برگزار شد، اظهار داشت: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران موج سیاسی و تحول الهی بزرگی سراسر جهان را فرا گرفت.
وی افزود: طی 30 سالی كه از عمر انقلاب می‌گذرد تغییرات و تحولات عمده‌ای كه جنبش اسلامی ایران بر دیگر كشورها گذاشته است كاملاً مشهود و قابل لمس است.
این كارگردان و مستندساز سینمای ایران ادامه داد: به طور مثال در كشور آمریكا كه یكی از دشمنان اصلی انقلاب به شمار می‌رود در سه دهه اخیر تعداد مساجد و نمازخانه‌ها به طور چشمگیری افزایش پیدا كرده است.
طالب‌زاده تصریح كرد: این موضوع اتفاق بزرگی است كه در این 30 سال به وقوع پیوسته و تصور كنید در 30 سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
وی در ادامه با بیان این كه دشمنی فكری و فرهنگی یكی از موضوعاتی است كه با آن درگیر هستیم، گفت: ترساندن مردم اروپا و آمریكا از اسلام و گسترش اسلام‌هراسی یكی از موضوعاتی است كه غرب روی آن فعالیت‌های بسیاری كرده است.
این منتقد سینمای هالیوود اضافه كرد: القاعده، وهابیت و سلفی‌گری نیز دستاویزهای ایده‌آلی برای غرب و آمریكا به منظور گسترش اسلام‌هراسی بوده‌اند.
طالب‌زاده در بخش دیگری از سخنان خود با تأكید بر نقش مهم و تأثیرگزار مقام معظم رهبری در مبارزه با تهاجم دشمنان، بیان داشت: باید با كار رسانه‌ای و هنری قوی به فرمانده كشتی انقلاب در این مبارزه كمك كنیم.
وی خاطرنشان كرد: دشمنان برای خدشه‌دار كردن وجهه اسلام به شدت در حال فعالیت هستند چرا كه جذابیت دین مبین اسلام بین مردم یك تهدید بزرگ برای آنها به شمار می‌رود.
این پژوهشگر و فعال عرصه سینما با اشاره به نقش مسلمانان در پیشرفت‌های علمی دنیای غرب، یادآور شد: دانشمندان مسلمان تمام رشته‌های علمی را ابداع كردند و كتاب‌های متعددی را به رشته تحریر درآوردند و به دست خود نیز این كتب را ترجمه و در اختیار اروپائیان گذاشتند.
طالب‌زاده اضافه كرد: در واقع علم هدیه‌ای بود كه توسط مسلمانان به اروپا داده شد اما در تاریخ این انتقال علم سانسور شده است.
این مستندساز سینمای ایران همچنین با اشاره به فرهنگ مهدویت و انتظار اظهار داشت: تاكنون كار سینمایی در كشور در ارتباط با مهدویت و آخرالزمان ساخته نشده و این یك ضعف بزرگ به شمار می‌رود.
طالب‌زاده در پایان یادآور شد: در حاشیه مهدویت و ظهور می‌توان كارهای بسیار زیادی انجام داد چرا كه در این فرهنگ غنی محورها و حاشیه‌های بسیار فراوانی وجود دارد كه می‌توان به خوبی روی آنها كار كرد.
یازدهمین نشست ماهانه فرهنگ انتظار و مهدویت با موضوع آخرالزمان و سینمای هالیوود با حضور پژوهشگر، كارگردان و مستندساز سینمای ایران شب گذشته نیز در آمفی‌تئاتر مجموعه اندیشه شهرك بعثت برگزار شده بود.

]]>
حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌ (بخش 1) 2010-05-28T04:06:54+01:00 2010-05-28T04:06:54+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/191 مصطفی پاک نیت حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌ بخش اولدر این‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثی‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پیش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهیم‌ كرد كه‌ این‌ مطالب‌ را از روایاتی‌ كه‌ در این‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ایم‌. 1 ـ باران‌ شدید و فراوان‌ در سالی‌ كه‌ بناست‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ظهور كنند قحطی‌ به‌ طور جدی‌ شیوع‌ یافته‌ و در بیستم‌ ماه‌ جمادی‌الاول‌ چنان‌ بارانی‌ می‌بارد كه‌ از زمان‌ من حوادث‌ شش ماه پایانی

منتهی به ظهور بر طبق‌ تقویم‌ سال‌ ظهور


جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌


بخش اول

در این‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثی‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پیش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهیم‌ كرد كه‌ این‌ مطالب‌ را از روایاتی‌ كه‌ در این‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ایم‌.



1 ـ باران‌ شدید و فراوان‌


در سالی‌ كه‌ بناست‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) ظهور كنند قحطی‌ به‌ طور جدی‌ شیوع‌ یافته‌ و در بیستم‌ ماه‌ جمادی‌الاول‌ چنان‌ بارانی‌ می‌بارد كه‌ از زمان‌ منزل‌ گرفتن‌ حضرت‌ آدم‌ در زمین‌ بی‌سابقه‌ است‌ كه‌ این‌ باران‌ تا دهم‌ ماه‌ رجب‌ ادامه‌ می‌یابد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:


وقتی‌ قیام‌ قائم‌(ع‌) نزدیك‌ شود در ماه‌ جمادی‌الثانی‌ و ده‌ روز از رجب‌ بر مردم‌ بارانی‌ می‌بارد كه‌ خلائق‌ همانند آن‌ را ندیده‌ باشند 1 .


و شیخ‌ مفید در الارشاد چنین‌ آورده‌ است‌ كه‌:
سپس‌ به‌ بیست‌ و چهار باران‌ ختم‌ می‌شود كه‌ زمین‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ می‌كند و بركاتش‌ نمایان‌ می‌شود. 2


همان‌گونه‌ كه‌ از این‌ روایات‌ برمی‌آید از علایم‌ قریب‌الوقوع‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) نزول‌ باران‌های‌ شدید و آب‌های‌ فراوان‌ آسمانی‌ است‌ كه‌ به‌ نوعی‌ برای‌ [ عصر ] ظهور زمینه‌ چینی‌ شود تا زمین‌ها برای‌ زراعت‌ و كشاورزی‌ پربار و بابركت‌، پس‌ از این‌ حالت‌ فقر و خشكسالی‌ كه‌ داشته‌اند آماده‌ شود.


بارش‌ باران‌ عادی‌ چیز عجیب‌ و خارق‌العاده‌ای‌ نیست‌ جز اینكه‌ مدت‌ یا میزان‌ آن‌ بارش‌ غریب‌ باشد كه‌ بنابر روایات‌ موجود، تأكید بر این‌ باران‌ها به‌ جهت‌ بیان‌ و ابراز اعجازگونه‌ بودن‌ آنهاست‌. با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد حقیقت‌ صحبت‌ امیرالمؤمنین‌(ع‌) را می‌فهمیم‌ كه‌ فرمودند:
شدیداً از آنچه‌ میان‌ ماه‌ جمادی‌ و رجب‌ واقع‌ می‌شود در عجبم‌. 3


نظریات‌ مختلفی‌ درباره‌ مدت‌ این‌ باران‌ها بیان‌ شده‌ است‌. حجة‌الاسلام‌ علی‌ كورانی‌ در كتاب‌ خود می‌نویسند:
بعید نیست‌ كه‌ این‌ بارانی‌ كه‌ از جمادی‌ تا رجب‌ ادامه‌ دارد پس‌ از ظهور حضرت‌ نازل‌ شود؛ چرا كه‌ تعدادی‌ از علایم‌ ظهور از باب‌ توسع‌ و گستردگی‌ محدوده‌ [عصر ظهور] به‌ این‌ عنوان‌ نامگذاری‌ شده‌ است‌ 4 .


لكن‌ نظر آیت‌الله‌ سید محمد صادق‌ صدر كه‌ آن‌ را از نشانه‌های‌ ظهور برمی‌شمرند قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر می‌رسد. ایشان‌ چنین‌ می‌گویند:
با توجه‌ به‌ فراوانی‌ آب‌ و باران‌ نازل‌ شده‌ بهتر است‌ آن‌ را پیش‌ از ظهور بدانیم‌؛ چرا كه‌ اگر پس‌ از ظهور واقع‌ شود مانع‌ برخی‌ از فعالیت‌ها و وعده‌هایی‌ می‌گردد كه‌ بناست‌ حضرت‌ آنها را انجام‌ دهند و بدان‌ها جامة‌ عمل‌ بپوشانند، پس‌ مقدم‌ دانستن‌ آن‌ بر ظهور هم‌ فایده‌های‌ متعارف‌ باران‌ را در بر خواهد داشت‌ و هم‌ با دیگر فواید اثری‌ دو چندان‌ می‌توان‌ برای‌ آن‌ تصور كرد. 5


البته‌ این‌ نكته‌ را هم‌ متذكر شویم‌ كه‌ احادیث‌ و روایات‌ به‌ مكان‌ و كیفیت‌ بارش‌ این‌ باران‌ها اشاره‌ای‌ نكرده‌اند اما آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ است‌ كه‌ این‌ باران‌ها را به‌ عنوان‌ نشانه‌ و علامتی‌ برای‌ نزدیك‌ شدن‌ زمان‌ ظهور در نظر بگیریم‌ حال‌ چه‌ نحوة‌ باریدن‌ آن‌ با بقیه‌ باران‌ها متفاوت‌ باشد، چه‌ مقدار و یا مكان‌ آن‌.
2 ـ شورش‌ سفیانی‌ (از علایم‌ حتمی‌ ظهور)


مردی‌ شورش‌ می‌كند كه‌ به‌ او سفیانی‌ گفته‌ می‌شود (از تبار ابوسفیان‌ و از نسل‌ یزید بن‌ معاویه‌) در وادی‌ یابس‌ (تنگه‌ بی‌آب‌ و علف‌) كه‌ در محدودة‌ شامات‌ ( می‌باشد نمایان‌ می‌گردد. او سمبل‌ و نمونه‌ آن‌ دسته‌ از حكام‌ و فرمانروایان‌ كشورهای‌ اسلامی‌ است‌ كه‌ در عین‌ انحرافاتشان‌ با حق‌ سرف ستیز دارند كه‌ بعد از وی‌ چنین‌ كسانی‌ دیده‌ نخواهند شد و پس‌ از او نسل‌ چنین‌ سردمدارانی‌ منقرض‌ خواهد شد. زمان‌ خروج‌ و شورش‌ او ـ طبق‌ روایات‌ معتبره‌ ـ 6 در ماه‌ رجب‌ است‌ و احتمالاً در دهه‌ آخر و روز جمعه‌ باشد كه‌ میان‌ ظهور حضرت‌ در مكه‌ مكرمه‌ و شورش‌ سفیانی‌ تنها شش‌ ماه‌ فاصله‌ است‌.


امام‌ صادق‌(ع‌) می‌فرمایند:
سفیانی‌ از نشانه‌های‌ حتمی‌ است‌ و [ آغاز ] شورش‌ او در ماه‌ رجب‌ خواهد بود. بر نواحی‌ و شهرهای‌ پنجگانه‌، نه‌ ماه‌ حكومت‌ می‌كند و [ حكومتش‌ ] حتی‌ یك‌ روز هم‌ بیش‌ از 9 ماه‌ طول‌ نخواهد كشید. 7


امام‌ باقر(ع‌) می‌فرمایند:
سفیانی‌ و قائم‌(ع‌) هر دو در یك‌ سال‌ [ نمایان‌ می‌شوند ] هستند. 8


در حدیث‌ فرمودند:
خارج‌ شدن‌ سفیانی‌ و یمنی‌ و سید خراسانی‌ در یك‌ سال‌ و یك‌ ماه‌ و یك‌ روز است‌. به‌ همان‌ ترتیب‌ كه‌ دانه‌های‌ تسبیح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ می‌آیند، آنها هم‌ پشت‌ سر هم‌ و بلافاصله‌ نمایان‌ می‌شوند. 9


در این‌ حدیث‌ هم‌ چنین‌ بیان‌ كردند:
علی‌بن‌ابی‌طالب‌(ع‌) به‌ من‌ فرمودند: درگیری‌ دو سپاه‌ در شام‌ با یكی‌ از آیات‌ الهی‌ است‌.
از ایشان‌ پرسیدند: چه‌ آیه‌ای‌، یا امیرالمؤمنین‌؟
فرمودند: لرزشی‌ شدید در شام‌ به‌ وجود می‌آید (شاید اشاره‌ به‌ زمین‌ لرزه‌های‌ مورد بحثمان‌ باشد) و بیش‌ از صد هزار نفر كشته‌ می‌شوند كه‌ این‌ جریان‌ را خداوند مایة‌ رحمت‌ و آرامش‌ مؤمنین‌ و عذاب‌ كافران‌ قرار می‌دهد.
وقتی‌ چنین‌ شد به‌ سوارانی‌ بنگرید كه‌ مركب‌های‌ (یابو) سیاه‌ و سفید و گوش‌ و دم‌ بریده‌ و پرچم‌های‌ زرد دارند.
هر كه‌ را از مغرب‌ تا شام‌ كه‌ در مسیرشان‌ باشد می‌كشند. این‌ جریان‌ در زمان‌ بی‌تابی‌ و اندوه‌ شدید و مرگ‌ سرخ‌ رخ‌ می‌دهد پس‌ از آن‌ منتظر فرو رفتن‌ قریه‌ و روستایی‌ در دمشق‌ باشید كه‌ به‌ آن‌ مرمرسا 10 گفته‌ می‌شود، و سپس‌ پسر هند جگرخوار از وادی‌ یابس‌ (دره‌ بی‌آب‌ و علف‌) شورش‌ می‌كند تا اینكه‌ بر منبر دمشق‌ قرار بگیرد. وقتی‌ چنین‌ شد منتظر خروج‌ و قیام‌ مهدی‌(ع‌) باشید. 11


كه‌ این‌ حدیث‌ آغاز حركت‌ سفیانی‌ را به‌ خوبی‌ ترسیم‌ می‌كند.


شاید بهترین‌ تحلیل‌ و بیان‌ از فعالیت‌های‌ سفیانی‌ و مصیبت‌ها و سختی‌هایی‌ كه‌ جامعه‌ اسلامی‌ را بدان‌ مبتلا می‌كند سیدجلیل‌القدر علامه‌ سید محمد صادق‌ صدر داشته‌ باشد كه‌ صحبت‌های‌ ایشان‌ را با اندكی‌ دخل‌ و تصرف‌ در اینجا می‌آوریم‌:


دمشق‌ (شام‌) در آن‌ زمان‌ میدان‌ جنگ‌های‌ داخلی‌ و تنازعات‌ مسلحانه‌ میان‌ گروه‌های‌ سه‌گانه‌ (تحت‌ فرمان‌ ابقع‌، اصهب‌ و سفیانی‌... كه‌ مانند مركز ثقل‌ نیروهای‌ سیاسی‌ و نظامی‌ می‌شود) خواهد شد. هر سه‌ از صراط‌ مستقیم‌ حق‌ منحرف‌ گشته‌اند و هر كدام‌ تاج‌ و تخت‌ و حكومت‌ را برای‌ خود می‌طلبند ـ روایات‌ تفكرات‌ و عقاید آنها را برای‌ ما به‌ روشنی‌ بیان‌ كرده‌اند ـ ابقع‌ و سپاهیانش‌ با سفیانی‌ می‌جنگند كه‌ منجر به‌ پیروزی‌ سفیانی‌ و كشته‌ شدن‌ ابقع‌ و یارانش‌ می‌شود.


در جنگ‌ سفیانی‌ با اصهب‌ هم‌ چنین‌ اتفاقی‌ تكرار می‌شود. و فاتح‌ نهایی‌ جنگ‌ها سفیانی‌ است‌. این‌ اتفاقات‌ مصداق‌ بارز این‌ آیه‌ است‌ كه‌:
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ 12 .
احزاب‌ با هم‌ بر سر آنچه‌ در میانشان‌ بود اختلاف‌ كردند پس‌ وای‌ بر آنها [ از آنچه‌ ] در قیامت‌ [ بر سر آنها خواهد آمد ] .


مقر فرماندهی‌ سفیانی‌ در زمان‌ حكومتش‌ شام‌ خواهد بود و اهالی‌ آنجا از او پیروی‌ خواهند كرد (به‌ جز تعداد كمی‌) سفیانی‌ در این‌ زمان‌ بر مناطق‌ پنجگانة‌ دمشق‌، حمص‌، فلسطین‌ و اردن‌ و قنسرین‌ حكومت‌ می‌كند.


وقتی‌ كه‌ تا این‌ حد مسیر را برای‌ خود هموار می‌بیند به‌ عراق‌ هم‌ طمع‌ می‌كند و به‌ این‌ فكر می‌افتد كه‌ سپاهی‌ را به‌ آنجا گسیل‌ دارد. لذا با سپاهی‌ كه‌ حداقل‌ هشتاد هزار نفر نیرو دارد و خود فرماندهی‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ به‌ آنجا می‌رود. در میان‌ راه‌ با سپاهی‌ كه‌ فرمانروای‌ عراق‌ برای‌ دفع‌ و مقابله‌ با آنها گسیل‌ داشته‌ مواجه‌ می‌شود. این‌ دو سپاه‌ با هم‌ در منطقة‌ قرقیسیا (واقع‌ در سوریه‌ و در نزدیكی‌ عراق‌) مشغول‌ پیكار می‌شوند. ترك‌ها [ روس‌ها ] و رومیان‌ [ اروپاییان‌ و آمریكایی‌ها ] هم‌ به‌ آتش‌ جنگ‌ دامن‌ زده‌ و خود هم‌ در آن‌ شركت‌ می‌كنند. جنگ‌ طولانی‌ و شدیدی‌ واقع‌ می‌شود و حدود 000/100 نفر از ستمكاران‌ و جباران‌ در آن‌ كشته‌ می‌شوند كه‌ مقصود از ستمكاران‌ آن‌ دسته‌ از گنه‌پیشگان‌ منحرفی‌ است‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ هلاك‌ می‌گردند. به‌ این‌ جهت‌ منطقه‌ از شر عمده‌ این‌ سپاهیان‌ كه‌ ممكن‌ بود پس‌ از ظهور حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در مقابل‌ او جبهه‌ بگیرند خلاص‌ می‌شود.


در این‌ كشت‌ و كشتار بزرگ‌ هم‌ سفیانی‌ پیروز می‌شود و وارد عراق‌ می‌گردد. در آنجا در «ارض‌الجزیره‌» (بین‌النهرین‌ عراق‌) به‌ ناچار با یمنی‌ روبرو می‌شود كه‌ بر او هم‌ فایق‌ آمده‌ و آنچه‌ را كه‌ سپاهیان‌ یمنی‌ طی‌ جنگ‌های‌ خود در منطقه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند تصاحب‌ می‌كند؛ سپس‌ راهی‌ كوفه‌ شده‌ و در آنجا دست‌ به‌ كشتار و اعدام‌ و اسیر كردن‌ مردم‌ می‌زند. یاوران‌ و یاریگران‌ خاندان‌ حضرت‌ محمد(ص‌) را به‌ همراه‌ یكی‌ از منسوبین‌ به‌ اهل‌ بیت‌(ع‌) شهید می‌كند. سپس‌ جارچی‌ او در كوفه‌ ندا می‌دهد كه‌ هر كس‌ سر یكی‌ از شیعیان‌ علی‌(ع‌) را بیاورد هزار درهم‌ (مژدگانی‌) می‌گیرد. لذا همسایه‌ به‌ همسایه‌اش‌ به‌ این‌ بهانه‌ كه‌ در اسلام‌ هم‌ مذهب‌ نیستند حمله‌ كرده‌ و می‌گوید: «این‌ هم‌ از آنهاست‌. گردنش‌ را می‌زند و سر او را به‌ حكومت‌ سفیانی‌ تحویل‌ داده‌ و از آنها هزار درهم‌ می‌گیرد.»


جنبش‌های‌ ضعیف‌ و سرپیچی‌های‌ كوچكی‌ كه‌ در كوفه‌ توسط‌ اهالی‌ آن‌ رخ‌ می‌دهد نمی‌توانند این‌ شهر را از سیطرة‌ سپاه‌ سفیانی‌ خلاص‌ كنند بلكه‌ سفیانی‌ رهبر این‌ جنبش‌ را مابین‌ حیره‌ و كوفه‌ به‌ شهادت‌ می‌رساند و پس‌ از آن‌ هم‌ خون‌های‌ زیادی‌ بر زمین‌ ریخته‌ می‌شود.


با هموار گشتن‌ جریان‌ حكومت‌ وی‌ در عراق‌ به‌ لشكركشی‌ به‌ ایران‌ هم‌ طمع‌ كرده‌ و راهی‌ آنجا می‌شود. حوالی‌ شیراز (باب‌ اصطخر) در كارزار و میدان‌ جنگی‌ با سید خراسانی‌ روبرو می‌شود.


سفیانی‌ در عین‌ حال‌ به‌ حكومت‌ بر دیار حجاز هم‌ طمع‌ كرده‌ و سپاهی‌ را به‌ فرماندهی‌ خزیمه‌ كه‌ از بنی‌امیه‌ است‌ بدانجا اعزام‌ می‌كند (اكثر روایات‌ بر اینكه‌ خود سفیانی‌ در این‌ سپاه‌ نیست‌ تأكید می‌كنند). سپاه‌ با تمام‌ نیروها و امكاناتش‌ به‌ سمت‌ مدینه‌ حركت‌ می‌كند و این‌ در حالی‌ است‌ كه‌ در این‌ ایام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در آغازین‌ روزهای‌ ظهور خویش‌ در مكه‌ به‌ سر می‌برند و پیگیر اخبار سفیانی‌ هستند. سفیانی‌ سپاهی‌ مجهز را به‌ سمت‌ مكه‌ گسیل‌ می‌دارد تا به‌ قتل‌ و كشتار بی‌رحمانه‌ آن‌ حضرت‌ و سپاهیانشان‌ اقدام‌ كنند. آن‌گونه‌ كه‌ از سیاق‌ روایات‌ برمی‌آید این‌ سپاه‌ همان‌ سپاهی‌ است‌ كه‌ سه‌ روز به‌ غارت‌ و كشتار مردم‌ مدینه‌ و تخریب‌ مسجدالنبی‌(ص‌) مشغول‌ بوده‌ است‌.


از آنجا كه‌ مكه‌ حرم‌ امن‌ الهی‌ است‌ و كسی‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ شده‌ است‌ نباید بر جان‌ خویش‌ خوفناك‌ باشد و با توجه‌ به‌ این‌ كه‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) رهبری‌ است‌ كه‌ برای‌ روز موعود و هدایت‌ بشریت‌ و جهانیان‌ ذخیره‌ شده‌، ضرورت‌ و مصلحت‌ هر دو اقتضا می‌كند كه‌ این‌ سپاه‌ از بین‌ رفته‌ و قضای‌ الهی‌ بر آنها جاری‌ گردد. با معجزه‌ای‌ الهی‌ بیابان‌ این‌ سپاه‌ را می‌بلعد و جز دو نفر اثری‌ از بقیه‌ نمی‌ماند (این‌ دو نفر كه‌ به‌ بشیر و نذیر ملقب‌ می‌شوند از قبیله‌ جفهَینه‌اند و به‌ همین‌ جهت‌ است‌ كه‌ می‌گویند: «خبر یقینی‌ را از جفهَینه‌ بشنوید.» 13 این‌ دو نفر مردم‌ را از آنچه‌ بر سر رفقا و همراهانشان‌ آمده‌ خبر می‌كنند.

علی‌رغم‌ این‌ كه‌ بنابر تقدیر الهی‌ بخشی‌ از سپاه‌ سفیانی‌ به‌ زمین‌ فرو می‌روند از آنجا كه‌ سوریه‌، عراق‌، اردن‌، فلسطین‌ و منطقه‌ وسیعی‌ از شبه‌ جزیره‌ عربستان‌ تحت‌ سیطره‌ سفیانی‌ است‌، حكومتش‌ در منطقه‌ پابرجا می‌ماند.


مدتی‌ كوتاه‌ پس‌ از بلعیده‌ شدن‌ سپاه‌ در بیابان‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) حركت‌ می‌كند و او را با سپاهش‌ به‌ عراق‌ بازمی‌گرداند. پس‌ از آن‌ با هم‌ درگیر شده‌ و حضرت‌ بر او فایق‌ آمده‌ و او را به‌ هلاكت‌ می‌رساند. كه‌ این‌ جریان‌ در منطقه‌ رمله‌ اتفاق‌ می‌افتد. حضرت‌ بر تمام‌ منطقه‌ای‌ كه‌ سفیانی‌ بر آن‌ حكومت‌ می‌كرد تسلط‌ می‌یابند و از این‌ به‌ بعد فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ پیروزی‌ جهانی‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) فراهم‌ می‌شود. 14


در ادامه‌ بعضی‌ از احادیثی‌ را كه‌ بر حركت‌ سفیانی‌ تأكید دارند ـ به‌ قدری‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ حدیثی‌ برای‌ ما مقدور است‌ ـ بیان‌ می‌كنیم‌.


حضرت‌ علی‌(ع‌) فرمودند:
فرزند هند جگرخوار از وادی‌ یابس‌ (دره‌ خشك‌ وبی‌آب‌ و علف‌) شورش‌ می‌كند. مردی‌ است‌ كه‌ قامتش‌ متوسط‌، چهره‌اش‌ زشت‌ و كریه‌منظر است‌، چهارشانه‌ و درشت‌ هیكل‌ می‌باشد و در صورتش‌ آثار آبله‌ دیده‌ می‌شود. ظاهرش‌ یك‌ چشم‌ به‌ نظر می‌رسد نامش‌ عثمان‌ و فرزند عنبسه‌ است‌ و از فرزندان‌ ابی‌سفیان‌، وارد شام‌ شده‌ و منبر آن‌ را تصاحب‌ می‌كند. 15


امام‌ باقر(ع‌) در حدیثی‌ طولانی‌ فرمودند:
ناچار بنی‌ فلان‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌ و پس‌ از آن‌ دچار اختلافات‌ شده‌ و حكومتشان‌ از هم‌ می‌پاشد و پراكنده‌ می‌شوند تا اینكه‌ سید خراسانی‌ از مشرق‌ و سفیانی‌ از مغرب‌ خروج‌ می‌كنند و هر كدام‌ از منطقة‌ خود به‌ سمت‌ كوفه‌ مانند اسبان‌ مسابقه‌ می‌شتابند تا اینكه‌ بنی‌فلان‌ به‌ دست‌ آنها هلاك‌ می‌شوند و از آنها حتی‌ یك‌ نفر باقی‌ نخواهد ماند. 16


جابر جعفی‌ از آن‌ حضرت‌ طی‌ حدیث‌ طولانی‌ دیگری‌ نقل‌ می‌كند كه‌ فرمودند:


«.... و منادی‌ كه‌ از آسمان‌ ندا می‌دهد 17 و صدایی‌ از ناحیه‌ دمشق‌ حكایت‌ از پیروزی‌ می‌كند [ سر و صداها خبر از اجتماعات‌ و برخوردهایی‌ است‌ كه‌ در دمشق‌ رخ‌ می‌دهد و بیانیه‌هایی‌ كه‌ پس‌ از این‌ جریانات‌ صادر می‌شود [ قریه‌ای‌ در شام‌ به‌ نام‌ جابیه‌ محو و ناپدید می‌شود 18 . بخشی‌ از سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو می‌ریزد (مسجد اموی‌) و شورشیان‌ مرتد از منطقه‌ ترك‌ها خروج‌ می‌كنند و فتنة‌ شام‌ هم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ می‌آید. سر و كله‌ برادران‌ ترك‌ها هم‌ پیدا شده‌ و در جزیره‌ فرود می‌آیند و شورشیان‌ و از دین‌ برگشتگان‌ رومی‌ می‌آیند تا اینكه‌ در رمله‌ مستقر می‌شوند. جابر! در آن‌ سال‌ درگیری‌های‌ زیادی‌ در مغرب‌ زمین‌ رخ‌ خواهد داد. ابتدای‌ مغرب‌ زمین‌ كه‌ شام‌ است‌ به‌ فرمان‌ سه‌ پرچم‌ [ سپاه‌ ] اصهب‌ و ابقع‌ و سفیانی‌ با هم‌ درگیر می‌شوند. كه‌ سفیانی‌ با ابقع‌ روبرو شده‌ و با هم‌ می‌جنگند و نهایتاً سفیانی‌ او و لشكریانش‌ را می‌كشد. سپس‌ اصهب‌ را هم‌ به‌ هلاكت‌ می‌رساند. [ سفیانی‌ ] در این‌ زمان‌ تمام‌ همش‌ لشكركشی‌ به‌ عراق‌ می‌شود كه‌ سپاهیانش‌ در قرقیسیا درگیر شده‌ و [در این‌ جنگ]‌  100000 نفر از جباران‌ و ستمكاران‌ هلاك‌ می‌شوند. سفیانی‌ لشكری‌ هفتاد هزار نفری‌ را به‌ سمت‌ كوفه‌ گسیل‌ می‌دارد و آنها هم‌ به‌ قتل‌ و كشتار و اسیر كردن‌ مردم‌ كوفه‌ می‌پردازند در این‌ زمان‌ كه‌ اینها به‌ چنین‌ اعمالی‌ مشغولند پرچم‌هایی‌ از سوی‌ خراسان‌ نمایان‌ می‌شود كه‌ منازل‌ را به‌ سرعت‌ پشت‌ سر می‌گذارند و در میان‌ آنها عده‌ای‌ از یاوران‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) وجود دارند. یكی‌ از اهالی‌ كوفه‌ به‌ همراه‌ جمعیتی‌ ضعیف‌ قیام‌ می‌كند كه‌ فرمانده‌ لشكر سفیانی‌، او را در بین‌ حیره‌ و كوفه‌ شهید می‌كند. سفیانی‌ جمعیتی‌ را به‌ سوی‌ مدینه‌ اعزام‌ می‌كند و حضرت‌ مهدی‌(ع‌) [ به‌ جهت‌ خلاصی‌ از شر آنها ] به‌ سمت‌ مكه‌ هجرت‌ می‌كند. خبر خروج‌ ایشان‌ به‌ فرمانده‌ سپاه‌ سفیانی‌ می‌رسد او هم‌ عده‌ای‌ را به‌ دنبال‌ ایشان‌ می‌فرستد كه‌ نمی‌توانند به‌ آنها دست‌ یابند تا اینكه‌ حضرت‌ همانند موسی‌ بن‌ عمران‌ بیمناك‌ وارد مكه‌ می‌شود.»


حضرت‌ در ادامه‌ فرمودند:
«پس‌ از استقرار فرمانده‌ سپاه‌ سفیانی‌ در بیداء (صحرا) ندایی‌ از آسمان‌ می‌آید كه‌: ای‌ صحرا این‌ قوم‌ را در كام‌ خود فرو بر! دشت‌ هم‌ آنها را می‌بلعد به‌ جز سه‌ نفر كه‌ چهره‌ ایشان‌ به‌ پشتشان‌ برگشته‌ نجات‌ پیدا نمی‌كنند آنها از قبیلة‌ كلب‌ هستند و در مورد آنها این‌ آیه‌ نازل‌ شده‌ كه‌:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا 19 .
ای‌ كسانی‌ كه‌ به‌ شما كتاب‌ داده‌ شده‌ در عین‌ حال‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ در میان‌ شماست‌ تصدیق‌ می‌كنید به‌ چیزی‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كردیم‌ ایمان‌ بیاورید قبل‌ از آنكه‌ چهره‌هایی‌ را محو كرده‌ و آنها را به‌ پشت‌ برگردانیم‌. 20»


امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
«وقتی‌ سفیانی‌ بر مناطق‌ پنجگانه‌ مسلط‌ شد، نه‌ ماه‌ بشمرید كه‌ به‌ زعم‌ هشام‌ آن‌ مناطق‌ پنجگانه‌ دمشق‌، فلسطین‌، اردن‌، حمص‌ و حلب‌ هستند. 21»


امیرالمؤمنین‌ (ع‌) فرمودند:
«.... سفیانی‌ خروج‌ می‌كند و به‌ اندازه‌ مدت‌ حمل‌ یك‌ زن‌ یعنی‌ نه‌ ماه‌ حكومت‌ می‌كند. از شام‌ قیام‌ می‌كند و اهل‌ شام‌ به‌ جز عدة‌ كمی‌ از ساكنان‌ آنجا كه‌ اهل‌ حقند بقیه‌ مطیع‌ او می‌شوند با سپاهی‌ درنده‌ و خون‌آشام‌ به‌ مدینه‌ می‌آید تا اینكه‌ به‌ صحرای‌ مدینه‌ می‌رسد و خداوند آنها را در آن‌ فرو می‌برد. و این‌ است‌ معنای‌ این‌ آیه‌ كه‌:
وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِیبٍ22 .
در هنگام‌ بیچارگی‌ اگر آنها را ببینی‌ بدون‌ هیچ‌ وقفه‌ای‌ازمكان‌نزدیكی‌دچار [ عذاب‌ ] می‌شوند. 23»


و امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
«گویی‌ سفیانی‌ و یاران‌ او را می‌بینم‌ كه‌ بساطش‌ را در محله‌های‌ شما در كوفه‌ پهن‌ كرده‌ و منادی‌ او ندا می‌دهد كه‌ هر كس‌ سر شیعه‌ علی‌ را بیاورد هزار درهم‌ می‌گیرد. (به‌ دنبال‌ این‌ حرف‌) همسایه‌ به‌ همسایه‌اش‌ حمله‌ می‌كند و می‌گوید این‌ از آنهاست‌ و گردنش‌ را می‌زند و هزار درهم‌ می‌گیرد. و فرمانروایی‌ بر شما در آن‌ روز تنها از آن‌ زنازادگان‌ است‌. گویی‌ من‌ به‌ صاحب‌ برقع‌ (روبند) می‌نگرم‌. »

-راوی‌ پرسید: صاحب‌ برقع‌ كیست‌؟ فرمودند:
«مردی‌ كه‌ خودتان‌ خواهید گفت‌ او روبند زده‌ است‌ به‌ سمت‌ شما می‌آید، شما را می‌شناسد و شما او را نخواهید شناخت‌ از تك‌تك‌ شما عیب‌جویی‌ خواهد كرد؛ چرا كه‌ او زنازاده‌ای‌ بیش‌ نیست‌. 24»


پس‌ از تبیین‌ جنبش‌ سفیانی‌ با كمك‌ روایات‌ شریفه‌ و با توجه‌ به‌ كثرت‌ اشاره‌ و مطالب‌ راجع‌ به‌ آن‌ و اینكه‌ بعضی‌ از آیات‌ قرآن‌ كریم‌ در مورد این‌ جریان‌ است‌ تأكید می‌شود كه‌: سفیانی‌ واضح‌ترین‌، محكم‌ترین‌ و قابل‌ اعتمادترین‌ نشانه‌ در روایات‌ است‌ كه‌ نیرویش‌ تا پیش‌ از شنیدن‌ شدن‌ ندای‌ آسمانی‌ و فرو رفتن‌ در بیابان‌ كم‌ نمی‌شود و همان‌طور كه‌ در آینده‌ نزدیك‌ خواهیم‌ دید برخی‌ دیگر از نشانه‌ها مختص‌ به‌ اوست‌ خصوصاً بلعیده‌ شدن‌ در زمین‌ كه‌ مخصوص‌ سپاهیان‌ اوست‌. 25


قول‌ به‌ حتمی‌ بودن‌ سفیانی‌ در میان‌ نشانه‌ها مستدل‌ و مورد قبول‌ همه‌ است‌. شكی‌ نیست‌ كه‌ نمایان‌ شدن‌ سفیانی‌ به‌ بروز خسف‌ و بلعیده‌ شدن‌ توسط‌ زمین‌ می‌انجامد كه‌ روایات‌ صحیحه‌ را اگر به‌ روایات‌ خسف‌ و سفیانی‌ ضمیمه‌ كنیم‌ تواتر مطلب‌ را می‌رساند به‌ علاوه‌ كه‌ بروز سفیانی‌ نمایان‌ شدن‌ اصهب‌ و ابقع‌ و جریان‌ قرقیسیا را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌ و همین‌طور فتنة‌ شام‌ و فتنه‌های‌ دیار عراق‌ و حتی‌ بخشی‌ از حوادث‌ مربوط‌ به‌ یمنی‌ و سید خراسانی‌ و دیگر نشانه‌ها هم‌ با سفیانی‌ در ارتباط‌ است‌ و از اینروست‌ كه‌ تأكید می‌كنیم‌ كه‌ سفیانی‌ از علایم‌ حتمی‌ است‌ كه‌ البته‌ خداوند عالم‌ واقعی‌ به‌ اشیا و حوادث‌ است‌.


در پایان‌ می‌توان‌ حدیثی‌ را كه‌ شیخ‌ طوسی‌ در امالی‌ و شیخ‌ صدوق‌ در معانی‌الاخبار آورده‌اند ذكر كرد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:


« ما و خاندان ابوسفیان دو خانواده‌ایم كه به خاطر خدا دشمن هم شدیم. ما می‌گفتیم خداوند راست می‌گوید و آنها می‌گفتند: دروغ می‌گوید، ابوسفیان با پیامبر(ص) جنگید، معاویة بن ابی سفیان با علی(ع)، یزید بن معاویه با حسین بن علی(ع) و سفیانی هم با قائم(عج) می‌جنگد. »
26

پی‌نوشت‌ها:


1- بحارالانوار، ج‌52، ص‌337؛ الزام‌الناصب‌ ج‌2، ص‌159؛ تاریخ‌ مابعدالظهور ص‌137.
2- الارشاد،شیخ‌مفید،ج‌2،ص‌370؛تاریخ‌ مابعدالظهور ، ص‌137.
3- العجب‌ كل‌ العجب‌ مابین‌ جمادی‌ و رجب‌ .
4- الممهدون‌ للمهدی‌(ع‌)، ص‌40.
5- تاریخ‌ مابعدالظهور، ص‌137.
6- السفیانی‌، محمدفقیه‌، ص‌118.
7- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌202.
8- همان‌، ص‌178.
9- همان‌، ص‌171؛ اعلام‌الوری‌، ص‌429؛ بحارالانوار،
ج‌52، ص‌232.
10- «حرستا» در اكثر نسخ‌.
11- الغیبة‌، نعمانی‌، 206؛ الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، ص‌ 277؛ بحارالانوار ج‌502، ص‌253.
12- سوره‌ مریم‌(19) ص‌37.
13- بشارة‌الاسلام‌، ص‌21؛ یوم‌الخلاص‌، كامل‌ سلیمان‌ ص‌293.
14- تاریخ‌ بعدالظهور، ص‌167-165.
15- كمال‌الدین‌، شیخ‌ صدوق‌، ص‌651؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌46.
16- الغیبة‌، نعمانی‌ 171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌234؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌130.
17- اشاره‌ است‌ به‌ سه‌ ندایی‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ شنیده‌ می‌شود و به‌ زودی‌ به‌ آن‌ خواهیم‌ پرداخت‌.
18- احتمالاً به‌ خاطر جنگ‌های‌ داخلی‌ یا میان‌ كشورها باشد. سوای‌ اینكه‌ شكاف‌ها و گسله‌های‌ طبیعی‌ هم‌ از جمله‌ علل‌ فرو رفتن‌ در زمین‌ و ناپدید شدن‌ است‌ این‌ احتمال‌ با توجه‌ به‌ ظاهر روایتی‌ است‌ كه‌ قبلاً درباره‌ معركه‌ قرقیسیا پیش‌ از رسیدن‌ ترك‌ها و رومیان‌ بیان‌ شد.
19- سوره‌ نساء(4) آیه‌47.
20- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌187؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌238.
21- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌ 205؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌116.
22- الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌187؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌238.
23- سورة‌ سبأ(34) ص‌51.
24- الغیبة‌، شیخ‌ طوسی‌، ص‌273؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌251؛ بشارة‌الاسلام‌ ص‌124.
25- السفیانی‌، محمد فقیه‌، ص‌106.
26- بحارالانوار، ج‌52، ص‌190؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌131، السفیانی‌، فقیه‌؛ ص‌125؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌694.
ماهنامه موعود شماره‌ 34

ادامه دارد ...


]]>
«كتاب الی»؛ آمریكایی نه دینی! 2010-05-28T03:13:46+01:00 2010-05-28T03:13:46+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/192 مصطفی پاک نیت «كتاب الی» داستان یك منجی آخرالزمانی است كه وظیفه حراست از آخرین انجیل روی كره زمین را بر عهده دارد اما مثل سایر فیلم‌های آرماگدونی هالیوودی، منجی را یك آمریكایی می‌داند و از بین كتب آسمانی تنها انجیل را دارای جایگاه قلمداد می‌كند.   «كتاب الی»؛ آمریكایی نه دینی!     شاید اگر تا 40-30 سال پیش كسی حرف از آخرالزمان به زبان می‌آورد، با تمسخر و طعنه دیگران مواجه و یا در بهترین حالت ممكن، به شیعه‌گری متهم می‌شد، اما امروزه اعتقاد به منجی و آخرالزمان در می کتاب الی

«كتاب الی» داستان یك منجی آخرالزمانی است كه وظیفه حراست از آخرین انجیل روی كره زمین را بر عهده دارد اما مثل سایر فیلم‌های آرماگدونی هالیوودی، منجی را یك آمریكایی می‌داند و از بین كتب آسمانی تنها انجیل را دارای جایگاه قلمداد می‌كند.

 

«كتاب الی»؛ آمریكایی نه دینی!

 

 

شاید اگر تا 40-30 سال پیش كسی حرف از آخرالزمان به زبان می‌آورد، با تمسخر و طعنه دیگران مواجه و یا در بهترین حالت ممكن، به شیعه‌گری متهم می‌شد، اما امروزه اعتقاد به منجی و آخرالزمان در میان تمام ادیان دیده می‌شود و ظهور و بروز آن در تولیدات هالیوود نیز آشكار است.
«كتاب الی» (The Book of Eli) یكی از این فیلم‌هاست كه با شعار «همه می‌كشند تا آن را به‌دست ‌آورند، او می‌كشد تا از آن حفاظت كند» روی پرده نقره‌ای سینما نقش بست.
«الی» (با بازی دنزل واشنگتون) در نقش یك منجی آخرالزمانی ظاهر می‌شود كه با حفظ كتاب مقدس (انجیل نسخه جیمزشاه) قصد نجات بشر را دارد. مأموریت او كه بیش از سه دهه از آغاز آن می‌گذرد، رساندن آخرین انجیل موجود روی كره زمین به «ارض موعود» (در این فیلم: جزیره آلكاتراز) است.
بنا به عادت همیشگی تمام فیلم‌های آرماگدونی هالیوودی، منجی یك آمریكایی است كه بشریت و انسانیت را نجات می‌دهد و طبق معمول، آمریكا سرزمینی است كه مأمن و ملجأ معرفی می‌شود.  


کتاب الی

در ابتدای فیلم، دنیایی ویران‌شده و خاكستری نمایش داده می‌شود و جالب این كه، سكانس ابتدایی فیلم (شكار گربه توسط الی، كباب كردن آن و شریك شدن موش در این ضیافت) تأكیدی بر نزدیك‌شدن دنیا به پایان است. همچنان كه در روایات اسلامی نیز معكوس شدن برخی امور معمول، از نشانه‌های غیرقطعی آخرالزمان عنوان شده است.
در «كتاب الی»، با پیام‌رسانی (Messenger) مواجه هستیم كه علیرغم داشتن پوست و ظاهری سیاه، ضمیری روشن دارد و این موضوع، هنگامی بیشتر جلوه می‌كند كه در اواخر فیلم متوجه می‌شویم كتاب او به خط بریل است و «الی» آن را با چشم سر نمی‌خوانده و سبب از بر بودن آن نیز، الهامات و القائات درونی است.
حالات و سكنات قهرمان و منجی «كتاب الی» شباهت بسیاری به اولیاءالله دارد و به هیچ وجه به دنبال نفسانیات و شهوات نیست. عرفان او نیز بر اساس عرفان اسلامی و «اسفار اربعه» است. چنانچه «الی» در ابتدای فیلم، مبارزه با تعدی‌گران خیابانی و ظلم آنان را جزئی از مأموریت خود نمی‌داند، اما با گذشت زمان متحول شده و به مقام «الی الخلق» می‌رسد، یعنی حق الناس را ارجح از حق‌الله می‌داند. این موضوع در تغییر كاربری و تعویض نقش «كتاب» از هدف به وسیله نیز كاملاً مشهود است.
یكی از نكات جالب فیلم، شباهت داستان یافتن انجیل توسط «الی» به داستان یافتن الواح انجیل «مورمون» توسط «ژوزف اسمیت» (مؤسس كلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان) است.
عقاید «كلیسای عیسی مسیح قدسیان آخرالزمان» كه در شهر سالت‌لیك‌سیتی ایالت یوتای آمریكا قرار دارد، در داستان فیلم به وضوح دیده می‌شود. پیروان این كلیسا كه به «مورمون‌ها» معروف هستند، معتقدند خداوند باید كسانی را از طریق نبوت فرا بخواند تا انجیل را موعظه كنند و در نظام آن، به خدمت مشغول باشند.

کتاب الی

«الی» جلوه بارز «نبی» در اعتقاد مورمون‌هاست. جالب اینكه مورمون‌ها معتقدند صهیون و اورشلیم جدید در قاره آمریكا بنا می‌شود و در طول فیلم نیز، «الی» برای اتمام مأموریت خود، قصد رسیدن به غرب را دارد و هنگامی كه او در نمایی در كنار پل معروف «گلدن گیت» در ایالت كالیفرنیا تصویر می‌شود، می‌فهمیم كه منظور وی از غرب، همان آمریكا است.
یكی دیگر از مواردی كه دلیلی بر وجود عقاید مورمون‌ها در فیلم است، همین حضور الی در جنوب آمریكاست. زیرا مورمون‌ها معتقدند اولین مهاجرت به آمریكا پس از سقوط شهر بابل صورت گرفته است و در طی این مهاجرت، عده‌ای پس از عبور از اقیانوس اطلس به جنوب آمریكا رسیده‌اند. جالب اینكه پل گلدن گیت نیز در جنوب شرقی آمریكا و با فاصله كمی از ایالت یوتا و شهر سالت‌لیك‌سیتی (مركز كلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان) قرار دارد.
ناگفته نماند كتاب مقدس مورمون‌ها، مملو از اشتباهات تاریخی و متضاد با شواهد علمی است و در سكانس پایانی فیلم، نتیجه زحمات «الی» با عنوان انجیل نسخه جیمزشاه (King Jams) به چاپ می‌رسد. انجیل جیمز شاه به نسخه «معیار» مشهور است و معتبرترین اناجیل قلمداد می‌شود. حتی حدود 25 هزار واژه كتاب مورمون (كه ادعا می‌شود اصل آن در سال 428 میلادی نوشته شده است) از ترجمه انگلیسی انجیل جیمزشاه كه در سال 1611 میلادی به چاپ رسیده، برداشته شده است.
در انجیل جیمزشاه ذكر شده كه عیسی (ع) برای خدا نماز می‌خوانده است و همه پیامبران نیز چنین می‌كرده‌اند. در این انجیل بشارت به ظهور پیامبر خاتم نیز ثبت شده است. شاید به همین دلیل است كه در پایان فیلم، این انجیل در میان كتاب‌های تورات و قرآن قرار می‌گیرد.
البته این نكته به معنای تأیید اسلام نیست، چرا كه «انجیل» مرهم آلام بشر غربی معرفی می‌شود و بیانگر آن است كه از دید سازندگان فیلم، كتاب‌های مقدس دیگر نسخه‌ای تماماً شفابخش برای انسان آخرالزمان ارائه نكرده‌اند.
نوع چینش سه كتاب آسمانی تورات، انجیل و قرآن به نحوی است كه سیر تاریخی آنها را به یاد می‌آورد. البته با نگاهی عمیق‌تر، این نوع چینش، سكوهای قهرمانی را در ذهن تداعی می‌كند. بدین معنا كه انجیل در جایگاه اول و تورات در جایگاه دوم قرار می‌گیرند.
در این راستا، خلاصه داستان این فیلم بیانگر آن است كه زندگی انسان آخر‌الزمانی بدون حضور انجیل (حتی با حضور قرآن و تورات) رو به ورطه نابودی است و حتی اگر مراد كارگردان از این نوع چینش، تنها اشاره به سیر تاریخی نزول این كتب آسمانی داشته باشد، باز هم توهینی به قرآن و مسلمانان قلمداد می‌شود.


------------------------------------------
نویسنده: محمد حسین‌كلهر
------------------------------------------

 

منبع: فارس

الوعد الصادق

]]>
کلوپ روتاری 2010-05-27T03:02:14+01:00 2010-05-27T03:02:14+01:00 tag:http://eshop2007.mihanblog.com/post/190 مصطفی پاک نیت خستین باشگاه روتاری در سال 1905 توسط یک حقوقدان به نام پل هریس در شیکاگو به وجود آمد. پل هریس به همراه سه تن از بازرگانان شیکاگو به نام های سیلوسترایل، پیرام شوری و گوستاولوپر اولین جلسه ی رسمی روتاری را در روز 23 فوریه ی سال 1905 تشکیل دادند و موجودیت تشکیلاتی به نام کلوپ روتاری را اعلام داشتند.   کلوپ روتاری   روتاری بنا به تعریف مؤسسان آن به مفهوم چرخ های دوار یک کارخانه ی به هم پیوسته است که با چرخش هر دنده چرخ دنده دیگر نیز به حرکت در می آید و در نتیجه کل س کلوپ روتاری/ کلوب روتاری

خستین باشگاه روتاری در سال 1905 توسط یک حقوقدان به نام پل هریس در شیکاگو به وجود آمد. پل هریس به همراه سه تن از بازرگانان شیکاگو به نام های سیلوسترایل، پیرام شوری و گوستاولوپر اولین جلسه ی رسمی روتاری را در روز 23 فوریه ی سال 1905 تشکیل دادند و موجودیت تشکیلاتی به نام کلوپ روتاری را اعلام داشتند.

 

کلوپ روتاری

 

روتاری بنا به تعریف مؤسسان آن به مفهوم چرخ های دوار یک کارخانه ی به هم پیوسته است که با چرخش هر دنده چرخ دنده دیگر نیز به حرکت در می آید و در نتیجه کل سیستم متحرک می شود. با این تعبیر کلوپ روتاری بین المللی به دنبال ایجاد یک نظام به هم پیوسته و متشکل جهانی است که با اراده و حرکت دندانه های کلوپ مادر تمام این سیستم جهانی در جهت منافع غرب به حرکت درآید.


اعضای کلوپ روتاری در هر جامعه، از فعالان و نیروهای و کیفی آن جامعه انتخاب می شوند و مأموریت اصلی آن ها ایجاد حلقه ی اتصال با قدرت های غربی از طریق نظام بین المللی با کمک رجال سیاسی و کلان سرمایه داران می باشد.

شرایط عضویت در کلوپ روتاری
جان مینو یکی از استادان برجسته ی علوم سیاسی در کتاب خود در مورد تعداد اعضای روتاری متذکر می شود:
«ما نباید سازمان های روتاری را که در سال 1905 تشکیل شده اند و در پی تأسیس یک حکومت جهانی هستند فراموش کنیم. تعداد اعضای این گروه بیش از 450 هزار نفر است که در متجاوز از صد کشور پراکنده هستند».

چگونگی عضویت و ورود به باشگاه های روتاری مانند عضویت در لژهای فراماسونری، مستلزم انتخاب فرد از سوی تشکیلات می باشد و برای هیچ کس مقدور نیست که به میل و رغبت خود به عضویت این تشکیلات درآید و یا برای عضو شدن در کلوپ های روتاری تقاضانامه ارسال دارد. بر اساس اساسنامه ی «روتاری بین الملل »تمام کلوپ ها موظفند اعضای خود را از میان ثروتمندان، افسران عالی رتبه، مقامات دانشگاهی و مقامات اداری انتخاب کنند، بنابراین کارمندان ساده ی دولت و کارگران از عضویت در کلوپ و حتی در جلسات سخنرانی آن محرومند. در هر کلوپ روتاری و به هنگام انتخاب عضو، کمیته ی مخصوص عضو جدید را در خصوص مسائلی که در پی می آید تحت نظر و مراقبت کامل قرار می دهد:

1. میزان نقش متقاضی چگونگی نفوذ و تأثیرش در ادارات و سازمان های محلی.
2. میزان حرف شنوی و بررسی روحیه ی فرمانبرداری و میزان تمایل او نسبت به قبول اصول و قوانین روتاری و اجرای مأموریت هایی که کلوپ محلی یا روتاری بین المللی به وی محول می سازد.
تأکید روتاری بر نفوذ در ادارات، میزان حرف شنوی، روحیه ی فرمانبرداری، پذیرش قوانین روتاری و بالاخره مأموریت های محوله، برای رسیدن به این نتیجه است که عضو جدید در راستای دستورات روتاری مرکز باید پیرو اصل تساهل و تسامح لژهای فراماسونری باشد.

در آیین نامه ی کلوپ های روتاری آمده است که هزینه های کلوپ ها و تشکیلات بین المللی روتاری از محل حق عضویت اعضا تأمین می شود و سازمان های جهانی روتاری از هیچ سازمان یا دولت خاصی کمک نمی پذیرد.

اعضا در کلوپ های روتاری به گروه های متفاوتی تقسیم می شوند و هر یک از اعضا با توجه به این تقسیم بندی در جریان برنامه ها و فعالیت های کلوپ قرار می گیرند. کلوپ های روتاری تابع نظم و انضباط خاصی هستند و کلیه ی اعضای آن ها بدون استثنا مکلف به رعایت این نظم و تشریفات و شرکت در جلسه ها می باشند و در صورتی که هر عضو، کوچک ترین تخلفی از مفاد آیین نامه ی انضباطی کلوپ داشته باشد فوراً و بدون هیچ گونه چشم پوشی اخراج خواهد شد.

در لژهای فراماسونری زنان از حق عضویت محرومند و تنها به عنوان زینت المجالس می توانند در میهمانی های خاص (وایت پارتی ، مهمانی سفید) شرکت کنند. در کلوپ های روتاری نیز همین وضعیت حاکم بود و تا سال 1985 تنها مردان حق عضویت در این کلوپ ها را داشتند، اما از این سال به بعد بر این اساس حکم دیوان عالی آمریکا عضویت زنان نیز در این کلوپ ها مجاز شناخته شد. پس از صدور این حکم، کنوانسیون بین المللی روتاری تشکیل شد و مسئله ی عضویت زنان در کلوپ های روتاری را تصویب کرد.
لژ مزدا شماره 79
آقای محترم و برادر عزیز
با کمال احترام از جنابعالی دعوت می شود در جلسه استقرار برادر مهندس رضا رزم آرا استاد ارجمند انتخاب شده لژ محترم مزدا که در ساعت6 بعدازظهر روز شنبه 14 اسفند ماه 1344 ( 5 مارس 1966) تشکیل می گردد. به محل لژ بزرگ ناحیه ایران خیابان بهارستان شماره 410 تشریف بیاورید.
دبیر: محسن کلانتری

لباس اسموکینگ
در اجلاس 1978 که در شهر شیکاگو آمریکا برگزار شد، سازمان جهانی روتاری تصمیم گرفت که به طور رسمی به فراماسونری متصل شود.
در آمریکا فراماسونرها نفوذ فراوانی دارند واخیراً یکی از جراید آمریکا مقاله ای درباره ی یک شرکت مهم تجارتی بین المللی نوشته و طی آن اشاره کرده است که این شرکت به طور غیر مستقیم جزو عوامل فراماسونری جهان است. شرکت مذکور «روتاری» نام دارد و مدیر آن یک میلیونر آمریکایی به نام «هربرت جی تایلور» است. اخیراً شصت و یکمین سال تأسیس این شرکت در شیکاگو جشن گرفته شد و 8509 نفر از 89 کشور جهان در آن شرکت داشتند. مراسم این جشن محرمانه بود و مدعیون در پایان آن یک جلسه ی مخفیانه ی چند ساعته داشتند.

کمپانی روتاری 402 هزار نفر عضو رسمی است که در سراسر جهان پراکنده اند از طرف بسیاری از مشاهیر جهان که می گویند عضو فراماسونری هستند و نتوانستند در مراسم جشن شرکت کنند، برای تایلور رئیس کمپانی کارت تبریک فرستاده شد که از میان آن ها نام اشخاص زیر فاش شده است:

چیان کای چک رئیس جمهور چین ملی، آیزنهاور رئیس جمهور سابق آمریکا، پادشاه سوئد و شیخ الازهر.
منظور اصلی از انعقاد این جشن، تبادل افکار و اخذ تعلیمات برای پیشرفت کارها بود.

تشکیلات مذکور اولین بار در سال 1923 علنی شد و تا آن سال کسی نمی دانست چنین تشکیلاتی در آمریکا وجود دارد. در آن سال «سیکلر لوییس» یکی از روزنامه نگاران آمریکایی پی به تشکیلات مخفی فراماسونرها برد و مقاله ای نوشت و بعد از آن اعضای روتاری فعالیت های عادی خود را ظاهر و آشکار ساختند.

این روزنامه نگار نوشت: برنارد شاو نویسنده ی انگلیسی جزو روتارین ها بود و او باعث شد که بسیاری از صاحبان صنایع انگلیس که قابل اعتماد بودند وارد تشکیلات روتاری شوند. اکنون روتارین ها بودجه ی هنگفتی در اختیار دارند و برای نشر عقایدی که می توانند ظاهر سازند و جنبه ی کلی دارد، پول های گزاف خرج می کنند.

در سال 1926 دو مدرسه در بالتیمور و در سال 1947 یک مدرسه در سائوپولو از طرف جمعیت دایر شد. در سایر نقاط جهان نیز اعضای جمعیت به طور مستقیم یا غیر مستقیم، مدارس و آموزشگاه های عالیه دارند که به نشر عقاید می پردازند.

البته در این مدارس اصول عقاید فراماسونری تدریس نمی شود بلکه شاگردان و ذهن آنان را برای اصول و کلیاتی آماده می کنند و بعداً در صورتی که واجد کلیه ی شرایط شدند و به سن حداقل رشد قانونی از لحاظ فراماسونری (21 سال) رسیدند (در این سن به آنان بچه گرگ گفته می شود)، می توانند «فرم فراماسونری» را پر کنند و وارد فعالیت شوند.
از دیدگاه ساواک، کلوپ های روتاری و باشگاه های لاینز از سازمان های جنبی فرماسونری به شمار می روند.

تفاوت باشگاه های روتاری و لاینز با فراماسونری در ماهیت سازمانی آن ها نیست بلکه در ساختار اجرایی و صور ظاهری آن می باشد. دو باشگاه مذکور برخلاف انجمن های ماسونی که پنهان کاری سایه بر فعالیت های آن ها انداخته بود، محافلی علنی بودند و با مجوز رسمی مقامات اجرایی هر کشور تشکیل می شدند.

عضویت و حضور زنان در باشگاه روتاری و لاینز برخلاف لژهای ماسونی آزاد بود و حتی باشگاه های روتاری و لاینز ویژه ی زنان نیز در کنار باشگاه های مردان به تکاپوی خود ادامه دادند و حتی هر چند ماه یا چند هفته یک بار، جلسات مشترک به منظور تحکیم مودت و دوستی و تبادل افکار در ایران و جهان تشکیل می شد.

حضور زنان در صحنه ی مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که ویژگی تحولات قرن بیستم است، در وجود باشگاه های روتاری و لاینز تجلی خاصی پیدا کرده است.
تفاوت دیگر فراماسونری با باشگاه های روتاری و لاینز در پایگاه و نقش اعضای آن ها می باشد. فراماسون ها بیشتر از میان قشر روشنفکر و تحصیل کرده و دارای مبانی فکری و ایدئولوژیک انتخاب می شدند در حالی که در باشگاه های روتاری و لاینز غیر از افراد تحصیل کرده، مدیر کل ها و صاحبان شرکت ها و تکنوکرات ها نیز عضو می شدند.

می توان گفت که نظام سرمایه داری غرب حوزه فعالیت فراماسونری را به مسائل سیاسی و حوزه فعالیت باشگاه های فوق را به مسایل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی محدود کرده است.
در دائره المعارف بریتانیا چاپ 1961 درباره کلوپ روتاری چنین آمده است.

«روتاری سازمانی است که از بازرگانان و صاحبان تخصص تشکیل شده و آرمانش خدمت به دیگران در همه ی زمینه ها و پیوندهاست. به گفته ی آنان، این انجمن به ویژه می خواهد آشنایی را که وسیله ای برای خدمت است، همراه با موازین عالی اخلاقی در کار و کارشناسی گسترش دهد. تفاهم بین المللی، حسن نیت و آشتی گرایی از راه همکاری مردان کار و کارشناس که در زمینه ی کمال مطلوب خدمت همساز شده باشند نیز از آرمان های روتاری است».

روتاری بیشتر یک سازمان آمریکایی است، ولی شاخه هایش در کشورهای دیگر در تکاپو می باشد. رایموند تیفانی که خود یکی از بلند پایگان «روتاری بین المللی» است می نویسد که این سازمان نه پنهانی است و نه مذهبی. اجلاس جهانی روتاری سالی یک بار تشکیل می شود و رئیسی نو همراه با چهارده مدیر که بیش از هفت تن آنان آمریکایی نیستند از میان اعضای خود برمی گزیند. دبیرخانه ی ثابت روتاری در شهر شیکاگو جای دارد و شاخه هایی نیز در زور یخ، بمبئی و لندن بدان وابسته است. روتاری بین المللی با حکومت آمریکا و سازمان ملل متحد نیز پیوندی مستقیم دارد تا جایی که رایزنان وزارت خارجه ی آمریکا به نمایندگی از سوی «روتاری بین المللی» در کنفرانس سازمان ملل متحد در سانفرانسیسکو شرکت جستند.

روتاری در ایران
در اواخر سال 1332 یکی از روتارین های آمریکایی به نام دکتر کراتس به ایران آمد تا برای تشکیل کلوپ های روتاری در ایران وارد عمل شود.
او سرانجام توانست به واسطه ی هادی امیرابراهیمی که یکی از سرمایه داران بود، با دکتر جهان شاه صالح استاد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران و وزیر بهداری و سناتور مصطفی تجدد مالک و مدیر عامل بانک بازرگانی ایران و سناتور عباس مسعودی مالک و مدیر مؤسسه ی اطلاعات تماس حاصل کرده و نخستین کلوپ روتاری را در ایران تشکیل دهد.
بعد از دکتر کراتس یکی از اعضای «انجمن دوستداران آمریکایی خاورمیانه» به نام چارلز کولاک از بیروت وارد تهران شد و با دعوت از بعضی از سرمایه داران مانند ثابت پاسال، لطف الله حی، قاسم لاجوردی و استادان دانشگاه مانند دکتر جهان شاه صالح و دکتر نجم آبادی استاد دیگر دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران و دیگران کلوپ روتاری تهران را در سال 1335 افتتاح کرد. این کلوپ کار خود را در پارک هتل تهران آغاز کرد. اولین رئیس این کلوپ دکتر جهان شاه صالح بود.

با پایان گرفتن انتخابات نخستین هیأت مدیره ی کلوپ روتاری تهران، رضا رزم آرا دبیر کلوپ روتاری تهران اساس نامه ی روتاری بین المللی را به زبان فارسی ترجمه کرد که فتوکپی جلد و قسمتی از اساس نامه ی در پی می آید:

چگونگی انتخاب مسئولین باشگاه های روتاری
انتخاب رؤسا و گردانندگان باشگاه به صورت رأی مستقیم از اعضا انجام گرفته و اعضای مسئول به مدت یک سال انتخاب می شدند. شیوه ی انتخاب و دقت عمل در عضو گیری (از هر شغل و صنف یک نفر) تعداد اعضای جوامع آرمانی و مطلوب اذهان آرمان گرای یونان باستان و مدینه فاضله افلاطون را به خاطر می آورد که تعداد جامعه ی وی محدود و همه ی اشخاص عضو نیز دارای وظایف کلیدی بودند.
در اساس نامه ی روتاری درباره ی شرایط لازم برای عضویت فعال در کلوپ روتاری آمده است:
«فرد باید بالغ و به حسن اخلاق معروف و در حرفه و کار خود موفق و صاحب شهرت باشد. او باید به عنوان صاحب، شریک، رئیس صنف یا مدیر یک واحد تجاری یا پیشه ای که شایسته و شناخته شده و یا به عنوان یکی از اعضای هیأت عامل و مؤسسه ای که شایسته و شناخته شده یا به عنوان نماینده ی محلی یا نمایندگی شعبه ی بازرگانی یا حرفه ای که شایسته و شناخته شده و یا دارای مقامی مسئول در چنین نمایندگی هایی باشد».

در انتخاب رؤسا و هیأت مدیره و دیگر گردانندگان روتاری که هر سال روتاری (سال روتاری از یازدهم تیر ماه هر سال تا دهم تیر ماه سال بعد می باشد) با عضوگیری مستقیم انجام می گیرد، اعضای مؤسس و شخصیت های با نفوذ سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و سرمایه داران عمده شانس موفقیت بیشتری نسبت به سایر رقبا دارند.

تشکیلات باشگاه روتاری
چارچوب اصلی و استخوان بندی باشگاه های روتاری از چهار کمیته و چند کمیسیون زیر نظر هر یک از کمیته های چهارگانه تشکیل شده است. رؤسای کمیته ها توسط رئیس باشگاه و رؤسای کمیسیون ها توسط کمیته ها انتخاب می شود. برای روشن شدن هر چه بیشتر ساختار اجرایی باشگاه ها و کمیته ها و کمیسیون ها از باشگاه روتاری شمال تهران به عنوان مثال یاد می کنیم:

تشکیلات روتاری شمال تهران
الف: کمیته ی خدمات کلوپ
ب: کمیته ی خدمات بین المللی
پ: کمیته ی خدمات جمعی و گروهی
ت: کمیته ی خدمات حرفه ای
کمیسیون ها
1. کمیسیون حضور و غیاب
2. کمیسیون طبقه بندی
3. کمیسیون دوستی
4. کمیسیون امور داخلی روتاری
5. کمیسیون اطلاعات روتاری
6. کمیسیون تشریفات
7. کمیسیون روابط عمومی
8. کمیسیون سخنرانی
9. کمیسیون عضویت
باشگاه های لاینز

I.O.N.S L.
(آزادی و ذکاء،ایمنی ملی ما را تضمین می کند)
باشگاه لاینز در سال 1917توسط یکی از فاماسونرهای آمریکایی به نام «ملوین جونز»در شهر شیکاگو تأسیس شد وشعبه ای از آن در تاریخ پانزدهم فروردین 1336در ایران افتتاح گردید و به زودی در پنجاه شهر ایرانی شعباتی را دایر کرد . اعضای این باشگاهها در روزهای پنجشنبه ی اول و پنجشنبه ی سوم هر ماه در یکی از هتلهای تهران تشکیل جلسه می دادند. هدف ظاهری باشگاه های لاینز گسترش نوع دوستی و حمایت از حقوق بشر و کمک به انسان های ستم کشیده و از این قبیل می باشد ولی در خفاء، اهدافشان همانند لژهای فراماسونری و کلوپ های روتاری است و آن برقراری جامعه ی جهانی و حکومت جهانی می باشد. بسیاری از اعضای این باشگاه ها همزمان عضو لژهای فرماسونری و کلوپ های روتاری هم بودند. می توان گفت که فعالیت باشگاه های لاینز به صورت نیمه علنی بود. برای اثبات این موضوع به اطلاعیه ی زیر توجه کنید:

مسابقه ی مقاله صلح باشگاه های لاینز
اتحادیه ی بین المللی باشگاه های لاینز زیر عنوان «صلح امکان پذیر است» برای دختران و پسرانی که سن آن ها بین 14 تا 24 سال است مسابقه ترتیب داده است:
«مقاله به زبان فارسی و حداکثر در 5 هزار کلمه است و آخرین مهلت 19 آذر ماه 1345 می باشد. به نویسنده ی بهترین مقاله ی رسیده به هر باشگاه پنج هزار ریال و به متخبین مناطق ایران و جهان 12 جایزه معادل 4 میلیون ریال داده خواهد شد. برنده ی جهانی برای یک اقامت 15 روزه در آمریکا به شیکاگو دعوت خواهد شد».
باشگاه های لاینز حوزه ی تهران عبارتند از:

باشگاه تهران، باشگاه شمال تهران، باشگاه یوسف آباد، باشگاه قلهلک، باشگاه تجریش و باشگاه ری.

برای ثبت نام به منظور شرکت در مسابقه و به دست آوردن اطلاعات لازم همه روزه از ساعت 9 تا 12 و 16 تا 20 به خیابان پهلوی، کوچه ی بیدی، شماره ی 6، تلفن 48905 مراجعه فرمایید.
(علاوه بر این اوراق پرسشنامه به وسیله دفتر مدارس نیز در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد).

باشگاه های لاینز فعالیت زیادی در میان جوانان و دانشجویان داشتند و سعی می کردند که آن ها را به سوی خود کشیده و کنترل کند. یکی از برنامه های آن ها نفوذ در اردوهای عمران ملی دانشجویان بود که سرانجام موفق شدند مسئولیت هماهنگی اردوهای عمران ملی دانشجویان را به دست گیرند.

دکتر محمدعلی احمدی از سران باشگاه های لاینز ایران و استاد دانشکده ی علوم اداری دانشگاه تهران و مدرسه ی عالی حسابداری و مؤسسه ی علوم بانکی بود که مسئول هماهنگی اردوی عمران ملی دانشجویان گردید. او در ضمن عضو لژ فراماسونری رازی هم بود.

یکی از انجمن هایی که با واسطه ی باشگاه لاینز متصل به لژ بزرگ فراماسونری ایران می شود انجمن سقراط است. جوانان توسط این انجمن جذب می شدند و به ظاهر درباره ی علم و ادبیات بحث می کردند. یکی از اعضای فعال آن اسماعیل رفعتی رئیس پیشآهنگی ناحیه ی 10 آموزش و پرورش تهران بود.

باشگاه لاینز ایران بخشی از فعالیت خود را در روزنامه ی اطلاعات به اطلاع عموم می رساند:

باشگاه لاینز ایران در منزل مهندس علی رضا امیرسلیمانی تشکیل جلسه داده که در این جلسه سید خلیل الله کازرونی رئیس باشگاه لاینز شمال هم حضور داشت. آن ها 112 عدد تخت خواب به بیمارستان های روانی رازی و فیروز آبادی هدیه کردند.

«تاریخ دقیق تشکیل باشگاه های لاینز در ایران مشخص نیست. اما می توان حدس زد که این باشگاه ها از سال 1339 هجری شمسی به بعد فعالیت داشته باشند. سال مزبور سال فعالیت منطقه ی 354 الف لاینز در ایران است. مجمع جهانی لاینزها حوزه ی فعالیت خود را به چند منطقه تقسیم کرده بود و باشگاه های لاینز ایران در منطقه ی 354 قرار داشتند. خود این منطقه نیز از نظر جغرافیایی به چند قسمت تقسیم شده بود که با حروف ابجد نشان داده می شدند. منطقه ی 354 الف، حوزه ی فعالیت باشگاه های تهران را در بر می گرفت و از سال 1353 منطقه 354 د از الف منشعب شده بود اما حدود جغرافیایی آن و منطقه های 354 ب و ج در دست نیست».
اعضای باشگاه های لاینز همچون روتارین ها و فراسون ها ادعای عدم مداخله در امور سیاسی را دارند (در اینجا سندی از ساواک آورده ایم که خلاف این ادعا را ثابت می کند) و حوزه ی فعالیت آن ها مسائل اجتماعی و اقتصادی و خدماتی و فرهنگی است. باشگاه های لاینز برخلاف روتاری سخت گیری چندانی در عضویت چند نفر از مدیران و اشخاص برجسته ی یک شغل و صنف ندارند. از این رو در این نوع باشگاه ها ممکن است از یک صنف چند نفر عضویت پیدا کند.

ساواک با زیر نظر گرفتن فراماسونرهایی از جمله حسین علاء به اطلاعاتی دست می یابد:
براساس سند شماره ی 2:
گزارش ساواک 21862/31 تاریخ وصول خبر: 29/2/41
منبع خبر: مأمور ویژه تاریخ گزارش: 31/2/41

تقویم: ب- ا
یکی از محارم سردار فاخر حکمت اظهار می داشت که مسافرت های حسین علاء وزیر دربار شاهنشاهی به فارس و شیراز که ظاهراً تحت عنوان سالگرد «انجمن لاینز» صورت گرفته به منظور انجام مأموریت سیاسی و مخفی است.

مشارالیه افزود انجمن لاینز که یکی از شعبات لژ بزرگ فراماسونری انگلستان است تحت عنوان انجام کارهای عام المنفعه بزرگ ترین دستگاه خبری دولت انگلستان در کشورهای دنیا محسوب می شود و آقای علاء وزیر دربار شاهنشاهی که خود از فراماسونرهای معروف و از اعضای لژ بزرگ لندن هستند و ریاست جوامع فراماسونری ایران را به عهده دارند، در این مسافرت به توصیه ی مقامات انگلستان دستورات محرمانه ای به مأمورین نفوذی انگلستان در فارس که اکثراً بین عشایر دارای نفوذ و رهبری هستند صادر خواهد کرد، زیرا ممکن است روابط شاهنشاهی و دولت آقای امینی که به صورت مبارزه ی سیاست انگلستان و آمریکا در ایران در آمده است، وضع نامساعدی به خود گیرد. بدین ترتیب عشایر فارس طبق تعلیماتی که آقای علاء به آن ها خواهند داد برای دولت مرکزی اشکالات بزرگی فراهم خواهند کرد. گوینده افزوده است که اکثر رجال فارس و سران عشایر این منطقه غالباً فراماسون و تابع دستورات لژ بزرگ لندن هستند و طبعاً تابع نظر و دستورات آقای علاء خواهند بود و قرار است آقای علاء مدت 6 روز به عنوان بازدید از تخت جمشید در آن جا اقامت نموده و جلساتی با حضور دوستان خود تشکیل داده و سپس به کازرون و بوشهر و لارستان عزیمت نموده و به این طریق مقدمات شورش عشایر را علیه دولت فراهم نمایند.
مهر فوق محرمانه در سند فوق زده شده است

رهبر عملیات سامعی
یکی از باشگاه های وابسته به لاینز باشگاهی به نام «کی وانی» است. فکر ایجاد این باشگاه توسط آلن براون یکی از سرشناسان فراماسونری و جوزف پرانس در شهر دیترویت از قوه فعل در آمد، اما به علت عدم موفقیت آن را رها کردند. سپس در سال 1915 در ایالت میشیگان فعالیت خود را از سر گرفتند و در سال 1918 «اتحادیه ی ملی باشگاه های کی – وانی» در آمریکا شکل گرفت. کی – وان در اصل کلمه ای هندی است.

انجمن تسلیح اخلاقی
مرکز تسلیح اخلاقی در شهر مونتروی سوئیس است و در سال 1327 شمسی یکی از رؤسای آن به نام «بوخمن» شعبه ی آن را در ایران افتتاح کرد و از سال 1328 عده ای از فراماسونرهای ایرانی جذب این انجمن شدند. این انجمن ابتدا مجله ای به نام امید و سپس مجله ی شورش یا رنسانس را به زبان فارسی انتشار داد که به رایگان توزیع می گردید.
بعضی از اعضای این انجمن از استادان دانشگاه های تهران بودند که عبارتند از:

1. دکتر علی اصغر آزاد استاد دانشکده ی پزشکی
2. دکتر رعدی استاد دانشکده ی ادبیات
3. دکتر چهرازی استاد دانشکده ی پزشکی و عضو لژ فرانسه
4. دکتر منصور پورسینا استاد دانشکده ی پزشکی
5. دکتر علی اصغر حکمت استاد دانشکده ی ادبیات و عضو لژ ستاره سحر
6. دکتر رضا زاده شفق استاد دانشکده ی ادبیات
7. دکتر احمد متین دفتری استاد دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی
8. دکتر علی اکبر مجتهدی استاد دانشکده ی ادبیات، عضو لژ تهران و مؤسس مدرسه عالی علوم سیاسی

هدف ظاهری این انجمن، گسترش اصول اخلاقی و پاک کردن اخلاق از هر عنصری است که منجر به ناپاکی گردد. این اخلاق باید جهانی شود و همه ی مردم مجهز به این اخلاق شوند. ارزش های اخلاقی باید برای همه یکسان شود تا آدمیان اختلافات خود را کنار بگذارند. چگونگی برگزاری جلسات این انجمن از طریق مطبوعات به اطلاع مردم می رسید بنابراین حالت نیمه مخفیانه داشت. به اطلاعیه ی زیر که به وسیله ی روزنامه اطلاعات منتشر شده است توجه فرمایید:

جلسات تسلیح اخلاقی ایران
در هفته ی گذشته دو برنامه از طرف نبیاد تسلیح اخلاقی ایران اجرا گردید. نخستین برنامه در تالار اجتماعات دانشکده ی ادبیات دانشگاه اصفهان با حضور استاندار و مسئولان سازمان های دولتی و ملی، استادان دانشکده و دانشجویان اجرا گردید. پس از افتتاح جلسه به وسیله کفیل دانشکده ی ما یکی از اعضای بنیاد تسلیح اخلاقی پیرامون ایمان به حق یا عامل اصلی ترقی جامعه سخنرانی مؤثری ایراد کرد. سپس فیلم جالبی از محصول تسلیح اخلاقی جهانی به زبان فارسی نشان داده شد.

جلسه ی دوم در تالار موزه ایران باستان در تهران برگزار شد که در ابتدا پیرامون رسالت اسلام در تکمیل فضایل اخلاقی سخنرانی به عمل آمد و بعد فیلمی از محصول جهانی تسلیح اخلاقی به زبان فارسی نشان داده شد که در آن نقش مؤثر خانواده در پرورش نیروی اخلاقی جوانان برای حضار تشریح شد.

جمعیت برادری جهانی
این جمعیت در سال 1950 به وسیله ی دکتر کلینچی و پروفسور کامپتون در کاخ یوتسکو شکل گرفت. دکتر کلینچی استاد اعظم لژهای فراماسونری آمریکا می باشد. وی و پرفسور کامپتون که یکی از طراحان بمب اتمی است در سال 1337 به تهران آمدند و مرکز جمعیت را تأسیس کردند.

هدف این جمعیت برادری بین پیروان مذهب مختلف از جمله یهودیت و مسیحیت و اسلام بود، آن ها هم چنین تلاش می کردند که اختلاف بین فرقه های وابسته به ادیان را حل کنند. مثلاً در ایران اعلام داشتند که می خواهند مطالب زننده ای را که در کتب درسی فارسی علیه مذهب اهل تسنن وجود دارد حذف کنند و تدریس فقه تسنن را در دانشکده ی معقول و منقول رایج کنند.
در ابتدا ریاست جمعیت به عهده ی حسین علاء نخست وزیر اسبق و عضو لژ فراماسونری مهر بود و شجاع الدین شفا معاون فرهنگی دربار شاهنشاهی به دبیر کلی آن رسید.
یکی دیگر از اهداف آن ها ایجاد حکومتی جهانی بود، که مافوق حکومت های ملی باشد و نیز خواهان این بودند که اعلامیه ی حقوق بشر به صورت قانونی در همه جوامع اجرا شود.
تعدادی از استادان دانشگاه های تهران که عضو این جمعیت بودند عبارتند از:

1. دکتر علی اکبر سیاسی رئیس دانشگاه تهران
2. دکتر ذبیح الله صفا رئیس دانشکده ی ادبیات و عضو لژ فراماسونری تهران
3. دکتر مهدی صناعی رئیس آزمایشگاه های دانشگاه تهران و عضو لژ ابن سینا
4. دکتر یحیی مهدوی استاد دانشکده ی ادبیات و عضو لژ کوروش
5. دکتر احمد هومن استاد فلسفه ی دانشگاه تهران و عضو لژ مولوی
6. دکتر علی اصغر حکمت استاد دانشکده ی ادبیات و عضو لژ ستاره سحر
7. دکتر جهان شاه صالح استاد دانشکده ی پزشکی و رئیس کلوپ روتاری تهران
8. دکتر رعدی استاد دانشکده ی ادبیات
9. که حزب مردم به رهبری پروفسور یحیی عدل استاد دانشکده ی پزشکی افکار این جمعیت را تبلیغ می کرد و خواهان اجرای اعلامیه ی حقوق بشر بود.
بعضی از استادان دانشگاه های تهران که در رأس این حزب قرار داشتند عبارتند از:
1. دکتر حسن افشار استاد دانشکده ی پزشکی دانشگاه تهران
2. دکتر احمد فرهادی رئیس دانشگاه تهران
3. مهندس محسن فروغی رئیس دانشکده ی هنرهای زیبا و عضو لژ تهران
4. دکتر موسی عمید رئیس دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران
5. دکتر حسن ستوده تهرانی

طرز تفکر جمعیت برادری جهانی
در سند شماره ی 5 موجود در سازمان مدارک اسناد انقلاب اسلامی درباره ی خط فکری طرفداران حکومت جهانی چنین آمده است:
اساس طرفداری از حکومت متحده ی جهانی یعنی حکومتی که سلطه ی آن فوق سلطه ی ملت ها باشد بر این اندیشه استوار است که برخی شکل جامعه ی انسانی را در قالب اقوام و ملل نادیده می گیرند و به جای آن که اصالت ملت ها را درک کنند و افراد را اجزایی از وجود ملت ها در نظر آورند، فرد را اصیل می پندارند و سازمان های ملی را زاید می دانند و چنین گمان می کنند که جنگ ها ناشی از وجود سازمان های ملی است و لذا عقیده دارند که بهتر است نوع انسان حکومت واحدی را تشکیل دهند تا دیگر جنگ و جدال از میان برود.

طرفداران حکومت جهانی در شرایط کنونی و برای خالی نبودن عریضه می گویند که ما به استقلال ملی عقیده داریم منتهی می خواهیم یک سازمان بین المللی کامل تر از سازمان ملل متحد به وجود آید تا بتواند ضامن صلح باشد و اختلافات ملل را حل کند .آنها برای رسیدن به هدف خود پیشنهاد زیر را مطرح می کنند:

طرح گرنویل کلارک ( یکی از اعضای طرفدار حکومت متحده ی جهانی )- بر اساس این طرح وضع کنونی سازمان ملل متحد که در آن هر دولت یک رأی دارد صحیح نیست. بنابراین ما باید عامل جمعیت را در نظر بگیریم و به کشورهای عضو شورای امنیت یعنی آمریکا، شوروی و چین که پر جمعیت هستند 30 رأی و به انگلیس و فرانسه 15 رأی و به کشورهای متوسط 10 رأی و به کشورهای کوچک یک رأی بدهیم.

اگر به طرح فوق به دقت بنگریم متوجه می شویم که طرفداران حکومت متحد جهانی چگونه زمینه را برای افزایش قدرت کشورهای بزرگ فراهم می کنند و عجیب است که در دهه ی چهل در ایران بعضی از استادان دانشگاه و رجال، با تشکیل یک فراماسونری جدید و با استفاده از محل مجلس سنا و دانشگاه تهران در صدد برآمدند تا با اصل رأی مساوی ملت ها در سازمان ملل مبارزه کنند و بلکه بتوانند برای آمریکا و شوروی 30 رأی و برای انگلستان و فرانسه 15 رأی در برابر یک رأی ایران دست و پا کنند.

طرح دیگری که مورد علاقه ی جمعیت طرفداران حکومت متحده ی جهانی است، طرح رالی کلبراستوم است. به موجب این طرح کشورهای جهان ابتدا باید تشکیل فدراسیون هایی را بدهند و سپس فدراسیون ها از میان خود هیأت عامله ی جهانی را انتخاب کنند. آن چه که در این طرح جالب است ترکیب فدراسیون هاست. این فدراسیون عبارتند از 1. آمریکا 2. شوروی 3. انگلستان و ممالک مشترک المنافع 4. چین کمونیست 5. فرانسه.


منبع: کتاب نفوذ فراماسونری در مدیریت نهادهای فرهنگی ایران
]]>