تبلیغات

کد دعای فرج برای وبلاگ

یاقوت سرخ - بررسی گروه‌های مذهبی غیرمتداول و نوظهور در جهان غرب-1

بررسی گروه‌های مذهبی غیرمتداول و نوظهور در جهان غرب-1

شنبه 4 اردیبهشت 1389 08:13

نویسنده : مصطفی پاک نیت
ارسال شده در: مقالات ، مذهبی ،
برای جلوگیری از گرایش مردم تشنة حقیقت و معنویت در غرب، به دین اسلام، پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه در ربع قرن گذشته، نزدیك به 2500 گروه غیراصیل با عنوان گروه‌های مذهبی در آمریكا و اروپا به وجود آمده است.5 بیشتر این گروه‌ها تحت عنوان معنویت و رستگاری، پیروان خود را به انجام كارهای مبتذل و غیراخلاقی، وادار ساخته‌اند و در حقیقت، در مسیر حفظ و امتداد اباحه‌گری و سكولاریسم، گام برداشته‌

 اشاره:
جهان غرب از قرن 17میلادی و حتی پیش از آن، از دورة «رنسانس» به این سو، در جهت غیردینی كردن نگاه و نگرش مردم و سست كردن علایق دینی در زندگی روزمرة آنان تلاش كرده است. غرب در این دوران به نام «اومانیسم» و «فردگرایی» (Individualism) به طور كامل درصدد مخالفت با استیلای دین برآمد. پس از جنگ جهانی دوم و خصوصاً از دهة 1960 به این سو، گروه‌های مذهبی غیرمتداول بسیاری، خارج از چهارچوب ادیان رایج، در غرب، ایجاد شده است كه هدف آنها سكولاریزه كردن دین می‌باشد؛ هرچند پایه‌گذاران این جنبش‌ها خود را به عنوان معلمان روحانی و دینی معرفی كرده‌اند. در این مقاله، نویسندة محترم به بررسی علل پیدایش، اعتقادات، و دیگر ویژگی‌های برجستة گروه‌های فوق پرداخته است كه آنها را با هم می‌خوانیم.

این گروه‌ها را گاه، كشیش‌هایی كه از یك كلیسای سنتی، گسسته و به دنبال ایجاد و راه‌اندازی «ادیان» خاصی برای خودشان بوده‌اند، تأسیس نموده‌اند. بروز این پدیده در غرب، تا حد زیادی، برخاسته از ترویج مرموزات و كارهایی غریبه، همچون سحر و جادو بوده كه از سوی كلیساهای قدیمی نیز تحریم شده است و طی دهه‌های اخیر مجدداً رشد یافته است. طرفداران سحر و جادو در آمریكا و اروپا، ادیان پیش از مسیحیت اروپا، همچون «سلت‌ها» (Celts) و «درویدها» (Druids) را ترویج می‌كنند. مروجان این آیین‌ها، كه به عنوان «جنبش‌های جدید دینی» (New Religious Movements) به خصوص در آمریكا، كانادا و اروپای شمالی معروف شده‌اند، با تضعیف ادیان سنتی در این كشورها نفوذ می‌كنند.1 در آمریكا و اروپا از این آیین‌های جدید با عنوان گروه‌های مذهبی بیگانه و غیررایج یاد می‌كنند. تنها در انگلستان، بعداز جنگ جهانی دوم تا سال 1987 بیش از 400 گروه از این نوع گروه‌ها به‌وجود آمده است كه تعداد آنها در ایالات متحده، بیش از انگلستان می‌باشد.2
رهبران این گروه‌ها ترویج می‌كنند كه هیچ كتاب مقدسی، در جهان، ابدی نیست، و انسان این شایستگی را دارد كه دین جدیدی را خلق نماید. از نگاه آنها، روش‌های عقلی، مانع كشف و حصول حقایق دینی می‌باشد و رستگاری بشر، با كنارگذاردن روش‌های عقلی و پیروی مطلق از پایه‌گذاران این فرقه‌ها حاصل خواهد گردید. این فرقه‌های مذهبی بر محور شخصیت رهبران و مؤسسان خود استوارند و از این رو بیشتر آنها با مرگ بنیانگذارانشان، محو و نابود می‌گردند.3
اكثر بنیانگذاران این گروه‌ها ترویج می‌كنند كه انسان با پیروی مطلق از آنان، می‌تواند «خدا» شود. بیشتر بنیانگذاران این گروه‌ها از ایجاد تحولات نهایی در هزارة سوم سخن می‌گویند و اینچنین تبلیغ می‌كنند كه دنیا به پایان خود رسیده است و آنان منجی جامعة بشری در آخرالزمان هستند و انسانیت با پیروی از آنها به رستگاری خواهد رسید.4

علل پیدایش این گروه‌ها
امروزه، در غرب، نسبت به گذشته، رویكرد به دین، رشد قابل توجهی یافته است و این اتفاق عمدتاً برخاسته از درهم شكستن و فرو ریختن بسیاری از ایدئولوژی‌های ذهنی جهان غرب است كه متأثر از تفكرات قرون 18 و 19  در اروپا، سربرداشته و جایگاه دین را در تمدن مدرن غرب، گرفته بود. آن ایدئولوژی‌ها به تدریج، رنگ باخت و خطر و قدرت تخریبیشان، به طرز بی‌سابقه‌ای هویدا گشت.
امروزه در جهان غرب، با برچیده شدن بساط مكاتب فلسفی مدرن (Philosophical Modern Schools) كه تحت شالوده‌شكنی و  پست مدرنیسم (Post-Modernism Deconstructionalism) و منهدم ساختن همة ساختارهای معنایی موجود از پیش، مكتب‌های فلسفی جدید غرب را به پایان خود رسانده است. بیشتر فلاسفة معاصر غربی، معتقدند كه دوران مشغلة فلسفی، به آن معنایی كه تاكنون در غرب، فهمیده می‌شد، پایان یافته و دیگر مكاتب فلسفة جدید نمی‌توانند گرهی از كار غرب و انسان‌های تشنه و نیازمند هدایت معنوی در آن سامان بگشایند.
تمدن غرب، برای مردم جهان، تناقضات بی‌شماری را پدید آورده است كه ایجاد انواع بی‌عدالتی‌ها در جوامع و تخریب محیط‌زیست از آن جمله است. زندگی، برای جوانان، در غرب، معنای خود را از دست داده است و آنان را به بیراهة لذت‌های آنی جسمانی از طریق روابط غیرانسانی و یا استفادة مدام از مواد مخدر و یا خشونت و جنایت كشانده است.
از این‌رو، پس از جنگ جهانی دوم، به ویژه، در ربع قرن گذشته، جنبشی آمریكایی و اروپایی، با هدف كسب تجارت روحانی و معرفت دینی به وجود آمده است. قدرت‌های سكولار در جهان غرب كه تاكنون، با عنوان «تجدد» و رنسانس، با دین مبارزه می‌كردند و در همین راستا به ایجاد اومانیسم، لیبرالیسم و فردگرایی دست زدند، احساس خطر كردند كه ساكنان غرب برای رهایی خود به دین مبین اسلام گرایش پیدا می‌كنند، چرا كه درون مسیحیت معنویتی وجود ندارد و مسیحیت در مقابل هجوم گرایش‌های دنیاگرایانة سكولار عقب‌نشینی كرد. و حتی آموزه‌های مسیحیت كه اساس تلقی دینی آن را تشكیل می‌دهد، براثر اصلاحات و نوسازی به وجود آمده در آن، به تدریج به آموزه‌هایی غیردینی تبدیل شده است.
برای جلوگیری از گرایش مردم تشنة حقیقت و معنویت در غرب، به دین اسلام، پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه در ربع قرن گذشته، نزدیك به 2500 گروه غیراصیل با عنوان گروه‌های مذهبی در آمریكا و اروپا به وجود آمده است.5 بیشتر این گروه‌ها تحت عنوان معنویت و رستگاری، پیروان خود را به انجام كارهای مبتذل و غیراخلاقی، وادار ساخته‌اند و در حقیقت، در مسیر حفظ و امتداد اباحه‌گری و سكولاریسم، گام برداشته‌اند.
در همین راستا، در ربع قرن گذشته، افرادی از هند، به نام «گورو» (Guru) تبلیغاتی گسترده را در آمریكا و اروپا انجام داده‌اند و تحت عنوان ترویج عرفان «هندویسم» پیروانی را به سوی خود جذب كرده‌اند. همچنین تعدادی از مرشدهای «صوفیه» نیز از كشورهای اسلامی، به ترویج تعالیم افراطی صوفیانه در غرب پرداخته‌اند، كه آنان نیز از سوی دولت‌ها و رسانه‌های گروهی آن مورد حمایت قرار گرفته‌اند. قدرت‌های استعماری و استعمارگران جدید برای جلوگیری از نفوذ اسلام در جهان غرب، از این گروه‌ها بهره گرفته‌اند، زیرا اسلام، امروز، سریع‌ترین رشد را در میان سایر ادیان در جهان غرب، آفریقا و دیگر نقاط شناخته شدة جهان دارد.
همان‌طور كه بیان شد، گروه‌های مذهبی مذكور بنیان‌های اعتقادی و رفتاری خود را، به اشكال گوناگون از ادیان بزرگ اقتباس كرده‌اند و آنرا به شكل تحریف شده‌ای، عرضه می‌دارند. به این گروه‌ها در انگلیس «میكس پیك» (Mixpick) یا مختلط گفته می‌شود، كه ویژگی‌های نسبی‌گرایی، هیچ انگاری، شالوده‌شكنی، فردگرایی، سكولاریسم و اباحی‌گری را، كه حاكم بر جوامع مدرن غرب می‌باشد، با پوششی از مسائل معنوی و عرفانی معرفی كرده و آنرا به عنوان معنویت فردگرا و یك مذهب خصوصی، عرضه می‌كنند.6
طالع‌بینی، جادوگری، غیب‌گویی، ورزش‌هایی معنوی ارتباط با ارواح و موجودات سایر سیارات، روش‌های درمانی و معالجة بیماری‌ها با داروهای طبیعی یا اعمال با مواد بلورین، كاركردهای این گروه‌های غیرمتداول مذهبی را شكل می‌دهد.7
این گروه‌ها شماری از مؤسسات فرهنگی و تجاری را در جهان غرب تأسیس كرده، كتب و مجلات متعددی را منتشر می‌كنند. بیشتر این گروه‌ها با مرگ بنیانگذاران آنها منقرض می‌گردند و با گذشت زمان تضعیف و محو می‌شوند. تمامی افعال و مناسك ظاهراً مذهبی آنها در جهان غرب توسط روان‌شناسان و جامعه‌شناسان برجسته و علمای مسیحیت شدیداً تكذیب و ابطال گردیده است.بیشتر رهبران این گروه‌ها وابسته به تشكیلات فراماسون‌ها «لژهای فراماسونری»8 (Fereemasons) هستند.
برطبق آمار، در جهان 33700 فراماسون وجود دارد. پیش از دهة 1980 فراماسون‌ها این ایده را ترویج می‌كردند كه: «خدا مرده است.» اما در ربع قرن گذشته و با آغاز جنبش احیای دینی در سراسر جهان، فراماسون‌ها، كه با صهیونیست‌ها و به خصوص با گروهی مرموز از آنها با نام «قباله» (Kabbaleh) (یا كابالا) رابطه‌ای نزدیك دارند، در راستای اهداف گروه‌های مذهبی مذكور، این ایده را تبلیغ می‌كنند كه: پیروان این گروه‌ها با اطاعت از رهبرانشان می‌توانند خدا شوند.9 عقاید این گروه‌ها، درون خود، دارای رموز و اسراری است، و آنان جوانان 18 تا 25 ساله را هدف تبلیغات سازمان یافتة خود قرار می‌دهند.

ویژگی‌های برجستة این گروه‌ها
چنان‌كه یاد شد، در یك ربع قرن گذشته، نزدیك به 2500 گروه از این گروه‌های غیرمتداول به نام دین در ایالات متحدة آمریكا و اروپا به سرعت به وجود آمدند. این گروه‌ها تغییراتی اساسی در اعتقاداتشان به وجود آوردند تا خود را با فرهنگ حاكم بر جامعة غربی كاملاً تطبیق نمایند. روش این گروه‌ها آن است كه اعضای خود را ـ كه بیشتر از جوانان جذب می‌نمایند ـ زیر نفوذ روانی رهبر و شست‌وشوی مغزی (Brain-Washing) گروه قرار می‌دهند. پس از جذب كامل اعضا، از آنان خواستار پول می‌شوند و حتی آنان‌را به منظور جمع‌آوری اعانه (كمك) به استخدام خود درمی‌آورند. از آنجا كه شمار اعضای این گروه‌ها خیلی محدود است، میان آنها روابط و تعامل عاطفی به وجود می‌آید، و اكثراً وجود روابط نامشروع در بین اعضای این گروه‌ها گزارش شده است.
این گروه‌ها با توزیع مجلات، كتب، نوارهای سمعی و بصری و ایراد سخنرانی در هتل‌ها و مراكز شهری از ایدة خود ـ كه مسائل مادی و روانی را تشكیل می‌دهد ـ با روش‌های متعدد درمانی ترویج می‌كنند.10 گفتنی است این گروه‌ها مسائل روانی و درمانی را كه با واقعیت قطعی علوم پزشكی و روان‌شناسی ناسازگار است، به عنوان حقیقت علمی القا می‌كنند، كه نتایج زیانبار و معكوسی برای اعضای آنها در پی‌داشته است.11
بیشتر این گروه‌ها به باورهای مذهبی تمدن‌های قدیم جهان، به ویژه دوران فراعنة مصر توجه خاص دارند و در كشورهای اروپا و آمریكا كه كلیسا و مسیحیت در آنها تضعیف شده است، نفوذ می‌كنند.12 این گروه‌های بیگانه فرهنگ حاكم بر جوامع غربی را منعكس می‌نمایند و بدین‌سبب نتوانسته‌اند حتی با تبلیغات گستردة خود، تأثیری در جوامع غربی داشته باشند.13 گروه‌های مزبور به دلیل در اختیار نداشتن معیارهای معین و به خاطر ویژگی‌ التقاطی آن همواره از درون خود تجزیه و شاخه شاخه می‌گردند. این گروه‌ها فقط به خواهش‌های فردی توجه دارند و مسائل و تحولات اجتماعی را كاملاً نفی می‌كنند.14 پروفسور برایان ویلسون، استاد برجستة جامعه‌شناسی دانشگاه آكسفورد انگلستان، كه مطالعاتی گسترده دربارة گروه‌های بیگانه دینی انجام داده است، این گروه‌ها را مظهر فردگرایی، اصالت فایده و تضادهای درونی می‌داند.15
پروفسور استیو بروس، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ابردین اسكاتلند بریتانیا، كه آثاری دربارة سكولاریسم در جهان غرب نوشته است، اظهار می‌دارد كه این گروه‌ها اعتقاداتی روشن و مشخص ندارند و در حاشیه جوامع غربی قرارگرفته، ابعاد جوامع سكولار معاصر غربی را تأویل معنوی می‌نمایند.16
بیشتر رهبران این گروه‌ها قبلاً عضو یكی از این گروه‌ها بودند.17 بنیانگذاران و رهبران این گروه‌ها بر پیروان خود تسلط و كنترل مطلق دارند و خود و پیروانشان را خیر مطلق و دیگران را گمراه و شر مطلق معرفی می‌كنند.18
دهة 1960 در جوامع غربی را دهة اباحی‌گری و «هیپی» (Hippie) می‌نامند و از اوایل دهة 1970 اكثر اعضای سابق هیپی‌ها، كه به دلیل اباحی‌گری و تضعیف روابط خانوادگی در جوامع غربی، از جامعه گسسته بودند، عضو این گروه‌های نوظهور دینی شدند و با عضویت در این گروه‌ها احساس عضویت در یك خانوادة مصنوعی را پیدا كردند. علاوه بر اینها افرادی كه مبتلا به شرابخواری و استفاده از مواد مخدر و سرخورده از زندگی خانوادگی و محصول خانواده‌های متلاشی شدة طلاق هستند، نیز عضویت در این گروه‌های غیرمتداول دینی را می‌پذیرند.19 از ویژگی‌های این گروه‌ها آن است كه رهبرانشان این عقیده را ترویج می‌نمایند كه پیروان آنها از ارتكاب گناه و خلاف نباید در خود هیچ‌گونه احساس حقارت و ندامت كنند و برای جذب جوانان در رده‌بندی تشكیلاتی گروه‌هایشان از زنان بهره‌می‌گیرند.
در جوامع غربی، زن در رسانه‌های عمومی برای فروش كالا به عنوان یك ابزار استفاده می‌شود و گروه‌های غیرمتداول دینی هم برای جذب جوانان از وجود زن استفاده می‌نمایند. بعضی از این گروه‌ها ـ كه فقط جادوگری را ترویج می‌كنند ـ اكثر زنانی را كه طرفدارا نظریة «فمینیسم» می‌باشند، جذب می‌كنند. و پیروان این گروه‌ها را «زنان جادوگر» (witchcraft) می‌نامند. آنان عمل جادوگری را برای زنان «فمینیسم معنوی» (Spiritual Feminism) می‌خوانند،20 و این عقیده توسط یك نویسندة انگلیسی به نام جرالد گارنر (1964 ـ 1884 م) در اواخر دهة 1940 ترویج گردید؛ وی یك فراماسون بود و در موضوع جادوگری دو كتاب با عنوان جادوگری امروز21 و  سایه‌ها22 را تألیف نمود. فراماسون‌ها برای مبارزه با دین همیشه از خرافات به عنوان جنبه‌های معنوی ترویج نموده‌اند و در این زمینه «باشگاه آتش جهنم» را در قرن هیجدهم میلادی در سراسر انگلستان تاسیس كرده بودند كه در آن، اعمال منافی عفت توسط اعضای آن صورت می‌گرفت.23

حیدر رضا ضابط


پی‌نوشت:
٭برگرفته از سایت نویسنده.
1. Hunt. Stephen. J, Alternative Religions, p.32.
2. Suthertand. stewart and others, the world’s Religion, pp.709ـ809.
3. Alternative Religions, pp.732ـ832.
4. Hal. John, Apocalypse Observied, pp.31ـ41.
5. Cresswell. J, Wilson. B, New Religious Movements: Challenge and Response, p.61.
6. Wuthnow. R, Christianity in the twentyـFirst Century, pp.93ـ104.
7.  Alternative Religions, pp.2,4,6,41,331.
8. لژ به محل تشكیل جلسات فرماسونری گفته می‌شود.
9. Schuster. Simon, Malachi. Martin, the keys of this Blood, p.915.
10. Alternative Religions, p.531.
11. Bruce.s, Cathedral to Cult, p.522.
12. Bainbridge. w, the sociology of Religious Movements, p.193.
13. Barker. Eileen, New Religious Movements, p.51.
14. Alternative Religions, p.41.
15. Wilson. Brayan, Contemporary Transformations of Religion, p.69.
16. Catedral to Cults, p.54.
17. Alternative Religions, p.22.
18. Jbid, p.42.
19. Christianity in the twenty-First Century, pp.93-104.
20. Alternative Religions, p.99.
21. Witchcraft to day.
22. Harun. Yahya, Global Freemasonry, pp. 161ـ551.

ماهنامه موعود شماره 57 

سایت موعود - ستاره درخشان




دیدگاه ها : یادگاری
برچسب ها: فرقه های نوظهور ، فرقه های نوظهور در غرب ، آمریکا کانادا و انگلیس ، رنسانس و اروپا ، فمینیسم ، اومانیسم ، فرد گرایی ،
آخرین ویرایش: شنبه 4 اردیبهشت 1389 08:19